در سوم ژوئیه 2026، فورد جیمز مقاله‌ای جنجالی در وب‌سایت Polygon با عنوان «8 سال بعد، وقت آن رسیده اعتراف کنیم Red Dead Redemption 2 بازی بدی است» منتشر کرد؛ مقاله‌ای که به‌دلیل نگاه متفاوت و صریح نویسنده به یکی از تحسین‌شده‌ترین بازی‌های تاریخ، بازتاب زیادی در میان گیمرها و رسانه‌های حوزه بازی داشت. جیمز در این مطلب با وجود تحسین جزئیات فنی، جهان‌سازی و شخصیت‌های Red Dead Redemption 2، معتقد است تاکید بیش از حد بازی بر واقع‌گرایی، بسیاری از مکانیک‌های آن را کند، سنگین و دست‌وپاگیر کرده و در نهایت از میزان سرگرم‌کنندگی آن کاسته است.

در این مقاله می‌خوانیم:

با توجه به بازتاب این مقاله، تصمیم گرفتیم ترجمه آن را در اختیار مخاطبان فارسی‌زبان قرار دهیم تا با یکی از دیدگاه‌های متفاوت و بحث‌برانگیز درباره Red Dead Redemption 2 آشنا شوند. لازم به تاکید است که انتشار این ترجمه به معنای تایید یا پذیرش دیدگاه‌های مطرح‌شده در مقاله نیست و محتوای آن الزاماً بازتاب‌دهنده نظر، موضع یا دیدگاه تحریریه مجله ما محسوب نمی‌شود. این مطلب صرفاً ترجمه دیدگاه شخصی نویسنده است و هدف از انتشار آن، ارائه یک نظر متفاوت و فراهم کردن زمینه‌ای برای شکل‌گیری بحث و نقد میان مخاطبان است.

تصویری از مقاله اصلی نقد Red dead 2

8 سال بعد، وقتشه قبول کنیم که Red Dead Redemption 2 بازی وحشتناکیه

وقتی بالاخره Red Dead Redemption 2 به دستم رسید، حسابی ذوق‌زده بودم. آن زمان برای یک وب‌سایت بازی‌های ویدیویی که حالا دیگر فعالیت نمی‌کند می‌نوشتم و هم‌زمان با عرضه یکی از موردانتظارترین بازی‌های تاریخ، به مناسبت انتشارش به ما یک روز مرخصی داده بودند. حالا که هشت سال سابقه کار در صنعت بازی دارم، این تصمیم واقعاً برایم عجیب به نظر می‌رسد، اما آن موقع که اصلاً شکایتی نداشتم!

با این حال، تنها چند ساعت بعد، پس از اینکه در میان برف‌ها به‌سختی پیش رفتم، در Horseshoe Overlook اردو زدیم و با Valentine آشنا شدم، از شدت بی‌حوصلگی داشتم دیوانه می‌شدم.

ببینید، قصد ندارم صرفاً برای متفاوت بودن یا مخالفت با نظر بقیه از بازی ایراد بگیرم. من واقعاً می‌خواستم عاشق این بازی شوم. نسخه اول Red Dead Redemption در آن سکانس پایانی فراموش‌نشدنی و دلخراش، کاری کرد که اشکم دربیاید. Grand Theft Auto V هم یکی از بازی‌های محبوب تمام دوران من است؛ بنابراین انتظار داشتم اثر بزرگ بعدی Rockstar حسابی من را شگفت‌زده کند. از یک نظر، بازی واقعاً همین کار را کرد؛ اما نه به شکلی که انتظارش را داشتم.

در آن زمان، Red Dead Redemption 2 یکی از پرجزئیات‌ترین بازی‌هایی بود که تا آن موقع تجربه کرده بودم. دنیای بازی زنده به نظر می‌رسید، داستان کشش زیادی داشت و شخصیت‌ها سرگرم‌کننده، دوست‌داشتنی و گاهی حتی قابل هم ذات‌پنداری بودند. از نظر فنی هم با یک شاهکار روبه‌رو بودیم. برای مثال، بخش شکار را در نظر بگیرید: 178 گونه حیوان مختلف در بازی وجود دارد که هرکدام زیستگاه و رفتارهای خاص خودشان را دارند و برای شکار بسیاری از آن‌ها باید از طعمه استفاده کنید و مدتی در کمین بمانید.

مشکل اینجاست که Rockstar آن‌قدر روی واقع‌گرایی بازی تاکید کرده که Red Dead Redemption 2 شاید واقعاً چشمگیر باشد، اما لزوماً سرگرم‌کننده نیست. اینکه به‌آرامی رد بوی یک خرس را دنبال کنید، تله بگذارید و بعد چند دقیقه تمام در یک بوته پنهان شوید، گیم‌پلی جذابی به حساب نمی‌آید. نمونه دیگر، سیستم غارت کردن است که جزئیات فوق‌العاده زیادی دارد. اینکه می‌توانید تک‌تک کشوها را بگردید و بازی به‌جای نمایش یک صفحه ساده برای موجودی، همه‌چیز را به‌صورت مستقیم در محیط انجام می‌دهد، واقعاً قابل تحسین است؛ اما انجام دادن همین کارها خیلی، خیلی طول می‌کشد.

بسیاری از مکانیک‌های اصلی بازی هم چیزی جز دست‌وپاگیر و ناهماهنگ نیستند. برای مثال، سوارکاری را در نظر بگیرید. انتظار ندارم کنترل اسب به اندازه رانندگی با ماشین در GTA 5 دقیق و روان باشد؛ بالاخره اسب یک موجود زنده با چهار پا است، نه یک وسیله نقلیه چهارچرخ. اما انتظار دارم مهم‌ترین روش جابه‌جایی در بازی، دست‌کم کنترل نسبتاً روانی داشته باشد. در زمین‌های صاف و باز، حرکت با اسب مشکلی ندارد، اما هنگام دور زدن‌های تند، عبور از مسیرهای باریک یا درگیر شدن با دشمنان در حالی که سوار اسب هستید، کنترل آن اغلب واقعاً آزاردهنده می‌شود.

شاید مشکل از من باشد. شاید من ایراد دارم. اینکه نمی‌توانم در بخش‌های کندتر و آرام‌تر بازی تمرکزم را حفظ کنم، احتمالاً به ADHD من مربوط می‌شود. اما در دوره‌ای که خیلی‌ها به‌خاطر مصرف محتوای کوتاه و حجم بسیار زیاد سرگرمی‌هایی که در دسترسشان قرار دارد، به‌طور کلی دامنه توجه کوتاه‌تری پیدا کرده‌اند، فکر می‌کنم Red Dead Redemption 2 در سمت اشتباه این مرز قرار گرفته است.

حالا که GTA 6 قرار است تا پایان امسال عرضه شود، فقط می‌توانم امیدوار باشم که Rockstar کمی از میزان واقع‌گرایی بازی کم کند. مجموعه اصلی این شرکت همیشه در مقایسه با همتای وسترن خود، حال‌وهوایی بسیار کمدی‌تر و اغراق‌آمیزتر داشته است و از آنجا که داستان بازی جدید در دوران مدرن جریان دارد، دنیای آن به‌طور طبیعی با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. با این حال، پیدا کردن تعادل مناسب میان سرگرم‌کنندگی و واقع‌گرایی برای موفقیت بازی اهمیت بسیار زیادی خواهد داشت.