امروز ایاسپورت (Esports) از کنج اتاقهای تاریک رسیده به استادیومهای غولپیکر و تورنمنتهای چند میلیون دلاری. اگه هنوز فکر میکنی کلیک کردن روی موس و کیبورد نیاز به آمادگی بدنی، فریمبهفریم تمرکز و رفلکسهای ماورایی نداره، وقتشه نگاهی به پشت پرده این دنیای بهشدت رقابتی و ترایهارد بیندازیم تا ببینیم چرا یه پرو پلیر، هیچی از یه ورزشکار تمامعیار کم نداره.
در این مقاله میخوانیم:
- تلاش فیزیکی و رقابت
- مهارتهای شناختهشده ورزشی
- تمرینات ورزشی در ورزشهای الکترونیک
- لیگهای سازمانیافته مشابه ورزشهای سنتی
- نهادهای ناظر و رسمی
- نقش ناشران بازیها در دنیای حرفهای
- بورسیههای ورزشی، جوایز و استادیومهای اختصاصی
- ارزش داشتن برچسب «ورزش» برای Esports
- المپیک، آینده و رشتههای دانشگاهی
نمایش بیشتر نمایش کمتر
تلاش فیزیکی و رقابت
خیلیا فکر میکنه گیمر بودن یعنی یه جا لم بدی، چیپس و ماست بخوری و فقط دکمه اسپم کنی! ولی داداش، وقتی پات به استیج مسابقات جهانی باز میشه، داستان کاملاً فرق میکنه. یه پرو پلیر (Pro Player) وسط یه مچ حساس، مخصوصاً تو لحظات کلاچ (Clutch) که فقط خودش مونده و چند تا انمی، فشار فیزیکی و روانیای رو تحمل میکنه که پشمای هر ورزشکار المپیکیای میریزه! ضربان قلب این بچهها تو این لحظات به 160 تا 180 تا تو دقیقه میرسه؛ یعنی دقیقاً همسطح یه راننده فرمول یک تو اوج سرعت.
از نظر علمی، مغز و بدن تو ایاسپورت حسابی با هم درگیرن. اگه از نظر فیزیکی فیت نباشی، بعد از 3 ساعت ترایهارد (Tryhard) زدن، مغزت قفل میکنه، ریاکشنهات کند میشه و اصطلاحاً به چوک (Choke) میافتی و حسابی تیلت (Tilt) میشی. واسه همین تو سطح حرفهای، بازیکنا باید از نظر فیزیولوژیک و روانی اونقدر آماده باشن که زیر فشار وحشتناک تماشاچیا و استرس بازی، بتونن بهترین تصمیم رو تو کسری از ثانیه بگیرن. اینجا مغزت مثل یه موتور توربو داره سوخت میسوزونه!

مهارتهای شناختهشده ورزشی
یه عده نوب (Noob) فکر میکنن شات زدن یا پلی دادن تو سطح بالا فقط شانسیه یا بستگی به پینگ داره! اما حقیقت اینه که بازی کردن تو لول جهانی، نیازمند مهارتهای عصبی-عضلانی به شدت خفنیه. هماهنگی چشم و دست و زمان واکنش (Reaction Time) پرو پلیرها تو بازیهایی مثل CS2 یا ولورنت در حد ماوراییه. بعضی از پلیرهای استارکرفت یا دوتا 2 تو هر دقیقه بیشتر از 400 تا حرکت APM یا Actions Per Minute انجام میدن؛ یعنی بیشتر از 6 تا کلیک و تصمیم خیلی دقیق تو هر ثانیه! چشم یه آدم عادی اصلاً نمیتونه این سرعت رو پردازش کنه.
این سطح از هیولا بودن، با یکی دو روز بازی کردن به دست نمیاد؛ همش نتیجه هزاران ساعت تمرین تو ایملاب (Aim Lab) و ساختن حافظه عضلانی (Muscle Memory) خالصه. وقتی یه پلیر تو یه میلیثانیه فلیک (Flick) میکنه و هدشات میزنه، یا اسپری تفنگ رو با دقت میلیمتری کنترل میکنه، اینا همش مهارتهای ورزشیه. فرق یه پلیر کژوال که تو سرورهای پابلیک بازی میکنه با یه پرو پلیر، دقیقاً تو همین مهارتهای فردی و آمادگی روانی واسه پیاده کردن این حرکات تو استیجه.
تمرینات ورزشی در ورزشهای الکترونیک
اگه فکر کردید تمرین پرو پلیرها اینه که 16 ساعت پشت سیستم بشینن، رنک بزنن و انرژیزا بخورن، خیلی تو باغ نیستید! الان دیگه "علم تمرین" اومده وسط. تیمهای خفن دنیا میرن تو بوتکمپ (Bootcamp) و برنامه روزانهشون از ثانیه اول تا آخر حسابشدس. بچهها اسکرایم (Scrim) میزنن، بعدش میشینن با مربی VOD بازیها رو فریم به فریم چک میکنن تا ببینن کجای کار میلنگه. استراتژی میچینن و روی ریزترین پوزیشنها تمرین میکنن تا پرفورمنس تیم مکس بشه.
تازه این نصف ماجراست؛ بخش مهمترش ریکاوری و بدنسازیه. تیمهای خفن واسه بازیکناشون ماساژور، فیزیوتراپ و روانشناس دارن تا مچ دست و گردنشون تو طولانیمدت نابود نشه. ورزشهای هوازی و باشگاه رفتن جزو روتینشونه تا خونرسانی به مغز بهتر بشه. تغذیه درست و خواب کافی هم که نباشه، تو همون مچ اول کم میارن و GG! در واقع یه پرو پلیر، محصول یه سیستم تمرینی به شدت خفن و ساختاریافتهست، نه فقط کسی که زیاد بازی میکنه.
لیگهای سازمانیافته مشابه ورزشهای سنتی
قدیما ایاسپورت تو تورنمنتهای محلی و گیمنتهای تاریک خلاصه میشد که آخرش یه موسپد به برنده میدادن! اما الان داریم از لیگهای غولپیکر حرف میزنیم. لیگهایی مثل LEC تو لیگ آف لجندز یا VCT تو ولورنت، دقیقاً مثل لیگ برتر انگلیس یا NBA شدن. این مسابقات سیزنهای منظم دارن، لیگهای منطقهای دارن و آخرش هم تو رویدادهای بزرگ لن (LAN) تیمها واسه جامهای جهانی با هم رقابت میکنن.
تو این اکوسیستم، همهچی حساب و کتاب داره. بازار نقلوانتقالات (Roster Mania) تو فصل آفسیزن حسابی داغه و قراردادهای چند میلیون دلاری بسته میشه. سازمانها و کلابها (Orgs) مربی، آنالیست و استعدادیاب دارن و قوانین سفتوسختی هم برای بازیکنها وضع شده. وقتی این حجم از پول، اسپانسر و ساختار رقابتی وارد یه رشته میشه، دیگه نمیتونی بهش بگی فقط یه سرگرمی ساده؛ این یه ورزش حرفهای با تمام استانداردهای جهانیه.

نهادهای ناظر و رسمی
هر جا پای رقابت و پول در میون باشه، تقلب و کثیفکاری هم هست. واسه همین ایاسپورت نیاز به کلانتر داره! سازمانهای بزرگی مثل فدراسیون جهانی ورزشهای الکترونیک (IESF) و ESIC اومدن وسط تا قوانین سفتوسختی بذارن. این نهادها وظیفهشون اینه که مچ متقلبها رو بگیرن، جلوی چیت زدن و مچفیکسینگ (تبانی) رو بگیرن و اگه کسی دست از پا خطا کرد، قشنگ بن (Ban) مادامالعمرش کنن تا محیط بازی کلین و عادلانه بمونه.
یکی از پشمریزونترین کارای این نهادها، گرفتن تست دوپینگه! بله درست شنیدید، تو ایاسپورت هم دوپینگ داریم. یه سری قرصها مثل آدرال که تمرکز رو به طرز عجیبی بالا میبرن، اینجا دوپینگ حساب میشن. بازیکنها باید تست بدن و اگه جواب مثبت بشه، کارشون تمومه. با این قوانین و ساختارهای نظارتی، ایاسپورت داره جایگاه خودش رو به عنوان یه ورزش رسمی و قانونی تو دنیا حسابی محکم میکنه.
نقش ناشران بازیها در دنیای حرفهای
فرق بزرگ ایاسپورت با فوتبال یا بسکتبال اینه که تو اونا هیچکس صاحب توپ یا زمین نیست، اما تو دنیای گیم، "ناشر بازی" (Publisher) خداست! شرکتهایی مثل رایت گیمز (Riot Games)، ولو (Valve) و اپیک گیمز
(Epic Games) صاحب صفر تا صد بازی هستن. اونا با دادن پچ نوتهای (Patch Notes) جدید، باف و نرف کردن (Buff & Nerf) هیروها و گانها، متای بازی (Meta) رو عوض میکنن و نمیذارن بازی تکراری و خستهکننده بشه ، علاوه بر اینا اونا اسپانسرها و برگزارکنندههای اصلی بزرگترین تورنمنتهای دنیا هم هستن. مثلاً ولو مسابقات The International رو برای دوتا 2 برگزار میکنه یا رایت گیمز مسابقات Worlds رو راه میندازه و میلیونها دلار پرایزپول (Prize Pool) میریزن وسط. در واقع، اگه این شرکتها پشت بازیهاشون نایستن، اکوسیستم حرفهای ایاسپورت تو همون نطفه خفه میشه. اونا همزمان نقش فدراسیون، داور و اسپانسر رو بازی میکنن.
بورسیههای ورزشی، جوایز و استادیومهای اختصاصی
اگه تا دیروز خانوادهها میگفتن "گیم نون و آب نمیشه"، الان قضیه برعکسه! الان اگه تو یه بازی خفن باشی و بتونی تیمتو کری (Carry) کنی، دانشگاههای بزرگ دنیا (مخصوصاً تو آمریکا و کره جنوبی) بهت بورسیه ورزشی میدن. یعنی میتونی با گیم زدن، خرج دانشگاه و خوابگاهت رو دربیاری و تو لیگهای دانشگاهی واسه خودت اسم و رسمی به هم بزنی. این یعنی گیمینگ رسماً وارد سیستم آموزشی و آکادمیک شده.
از اون طرف، تو شهرهای بزرگی مثل سئول، لسآنجلس و شانگهای، استادیومهای فوقخفنی (Esports Arenas) ساختن که فقط مخصوص گیمرهاست. مانیتورهای غولپیکر، نورپردازی فضایی و سیستم صدای استادیومی. وقتی میبینی پرایزپول یه مسابقه مثل دوتا 2 به 40 میلیون دلار میرسه و پلیرها با یه قهرمانی بار خودشون رو تا آخر عمر میبندن، میفهمی که این صنعت چقدر غول شده و اصلاً شوخیبردار نیست.
ارزش داشتن برچسب «ورزش» برای Esports
حالا اصلاً چه کاریه که گیر بدیم بهش بگیم "ورزش"؟ داستان فقط سر اسم نیست، پای منافع قانونی وسطه. وقتی دولتها ایاسپورت رو به عنوان ورزش بشناسن، پرو پلیرها میتونن راحت ویزای ورزشکاری (مثل ویزای P-1 آمریکا) بگیرن. اینجوری دیگه بچهها به خاطر گیر دادن سفارتها و مشکلات ویزا، تورنمنتهای مهم جهانی رو از دست نمیدن و میتونن برن رو استیج و خودشون رو به دنیا نشون بدن.
جدا از بحث ویزا، وقتی لیبل "ورزش" میخوره رو ایاسپورت، اسپانسرهای خفن غیرگیمینگی مثل مرسدس بنز، نایکی، بیامو و ردبول هم میان وسط و پول تزریق میکنن. این یعنی اعتبار صنعت چند برابر میشه. به رسمیت شناختن ایاسپورت به عنوان ورزش، باعث میشه جامعه هم به گیمرها به چشم ورزشکارهای حرفهای نگاه کنه، نه یه مشت آدم علاف که فقط وقتشون رو پای سیستم تلف میکنن!

المپیک، آینده و رشتههای دانشگاهی
آینده ایاسپورت اونقدر روشنه که باید با عینک آفتابی بهش نگاه کرد! کمیته المپیک (IOC) که تا دیروز تحویل نمیگرفت، الان خودش اومده "سری المپیک ایاسپورت" راه انداخته و به زودی قراره مدال المپیک رو گردن گیمرها ببینیم. این یعنی بالاترین سطح هایپ (Hype) و رسمیت تو کل دنیا. ورود بازیهای ویدیویی به المپیک اصلی دیگه یه رویا نیست، فقط زمان میبره تا اتفاق بیفته.
تازه تو دانشگاهها هم رشتههای خفنی مثل "مدیریت ایاسپورت" یا "مارکتینگ بازی" آوردن تا نسل بعدی مدیرها و مربیها رو با اصول علمی بسازن. خلاصه که ایاسپورت دیگه یه سرگرمی تو اتاقای تاریک نیست؛ یه صنعت چند میلیارد دلاری و یه ورزش به شدت رقابتیه که داره کل دنیا رو تسخیر میکنه. پس GLHF (موفق باشید و خوش بگذره) به همه گیمرهایی که قراره آینده این صنعت رو بسازن!
هنوز دیدگاهی درباره این مقاله ذکر نشده است، شما اولین دیدگاه را درباره این مقاله بنویسید