فیلم سینمایی Assassin's Creed که در سال 2016 با حضور ستارگانی چون مایکل فاسبندر و ماریون کوتیار اکران شد، با وجود بودجه هنگفت، نتوانست روح واقعی بازیهای ویدئویی شرکت یوبیسافت (Ubisoft) را به تصویر بکشد. اگرچه فیلم شامل صحنههای اکشن خیرهکنندهای بود، ولی در نهایت نتوانست نه رضایت طرفداران را جلب کند و نه نظر مثبت منتقدان را. این شکست، ناشی از تغییرات اساسی بود که فیلم در اصول اصلی، قوانین اساسی دنیای بازی و حتی ظاهر تجهیزات معروف این مجموعه اعمال کرده بود.
در این مقاله میخوانیم:
در ادامه، به بررسی و مقایسه جامعترین تفاوتهای فیلم Assassin's Creed با دنیای بازیهای آن میپردازیم:
تغییر کامل ظاهر و کارکرد دستگاه انیموس (Animus)
مشهودترین و بزرگترین تغییر در فیلم نسبت به بازیها، مربوط به نحوه نمایش دستگاه انیموس است.
بازیها: در بازیها، انیموس معمولاً به شکل یک صندلی راحت یا یک تخت پیشرفته طراحی شده که کاربر روی آن دراز میکشد. کاربر در این فرآیند ثابت باقی میماند و تنها از طریق ذهن خود، خاطرات اجدادش را تجربه میکند.

فیلم: در فیلم، انیموس به یک بازوی مکانیکی بزرگ و سفید تبدیل شد، که شبیه به جرثقیل عمل میکند. این بازو کالوم لینچ (شخصیت اصلی) را حرکت میدهد تا حرکات فیزیکی جدش آگیلار (مثل دویدن یا پریدن) را دقیقا تکرار کند. این تغییر برای جذابیت بصری بیشتر در سینما اعمال شد، ولی مفهوم ثابت بودن انیموس و تمرکز بر بعد ذهنی را کاملاً نادیده گرفت.

سرعت غیرمنطقی «اثر خونریزی» (The Bleeding Effect)
اثر خونریزی، پدیدهای کلیدی در مجموعه Assassin's Creed است که طی آن کاربر انیموس، مهارتهای اجداد خود را به صورت ذهنی فرا میگیرد.
بازیها: در بازیها (به ویژه در مورد دزموند مایلز)، اثر خونریزی یک روند طولانی و تدریجی است. دزموند ماهها یا حتی سالها از انیموس استفاده کرد تا مهارتهایی مثل پارکور و مبارزه را در ناخودآگاه خود بیاموزد. این اثر حتی گاهی باعث اختلالات روانی نیز میشد.

فیلم: در فیلم، مهارتهای آگیلار در زمانی بسیار کوتاه، تقریباً به صورت آنی، به کالوم لینچ منتقل میشوند. این سرعت انتقال، عمق روانشناختی و سختی مورد نیاز برای یادگیری مهارتهای یک اساسین حرفهای را که در بازیها وجود داشت، از بین برد و آن را به یک دانلود ساده داده شبیه ساخت.

تغییر در هدف تمپلارها و قطعات Eden
هدف نهایی سازمان تمپلارها (Abstergo) در بازیها، همواره پیچیدهتر و عمیقتر از نسخه سینمایی آن بوده است.
بازیها: تمپلارها به دنبال حذف اراده آزاد انسانها (Free Will) برای برقراری نظم جهانی اجباری هستند. آنها از قطعات ادن (Pieces of Eden یا POEs) برای کنترل ذهن و تحمیل دیدگاه خود استفاده میکنند. هدف آنها کنترل فلسفی و سیاسی بر جامعه است.

فیلم: در فیلم، تمپلارها به دنبال سیب عدن بودند تا خشونت را ریشهکن کرده و از طریق اجبار، صلح را برقرار کنند. این هدف نهایی، فلسفه پیچیده مربوط به کنترل اختیارات انسانها را که هسته اصلی درگیری اساسینها و تمپلارها بود، به شکل سادهتری نمایش داد.

نادیده گرفتن اصول فرقه و فلسفه اساسینها
قوانین سهگانه و اصول اساسی فرقه اساسینها، پایه و اساس شکلگیری داستان و شخصیتهایی چون الطائر و اتزیو به شمار میروند. (اصولی چون "شمشیر خود را از بدن بیگناه دور نگه دار"، "در دیدرس پنهان شو"، و "هرگز برادری را به خطر نینداز").

فیلم: فیلم توجه کافی به فلسفه وجودی اساسینها نشان نداد. به جای تمرکز بر اعتقادات و کد اخلاقی فرقه، فیلم تمرکز خود را بر عناصر سطحیتر مانند سرنوشت ژنتیکی و اکشن فیزیکی قرار داد. در نتیجه، اصول سهگانه در فیلم به حاشیه رفتند و فیلم بیشتر شبیه به یک اثر اکشن درباره سرنوشت ژنتیکی به نظر میرسید تا یک درام تاریخی-فلسفی.

نقش شخصیت اصلی و محیط انیموس
بازیها: دزموند مایلز، قهرمان اصلی بازیها، یک فرد عادی بود که توسط اساسینها و تمپلارها به دلیل DNA خود مورد توجه قرار گرفت. او اگرچه در ابتدا نسبت به سرنوشتش بیمیل بود، اما تحت حمایت دوستانش و در محیطی نسبتاً امن (پناهگاه اساسینها) با انیموس کار کرد.

فیلم: کالوم لینچ یک زندانی است که با صحنهسازی مرگ خود، به زور و اجبار به تاسیسات آبسترگو (سازمان تمپلارها) منتقل میشود. او از ابتدا تا انتها، یک زندانی و گروگان تمپلارها باقی میماند و محیط اطرافش خصمانه و تهدیدآمیز است.
