بیا برای چند دقیقه بی‌خیال گرافیک‌های خیره‌کننده 4K و ری‌تریسینگ و دسته‌های لرزان بشیم. بیا با ماشین زمان برگردیم به سال 1981. تصور کن توی یه کلوپ بازی (Arcade) شلوغ و پُر از دود ایستادی. بوی سیگار و خوراکی‌های ارزون‌قیمت پیچیده توی فضا، صدای جیغ و دادِ بچه‌ها با صدای "بیپ‌بیپ" ده‌ها دستگاه بازی قاطی شده. دور و برت پُر از بازی‌های فضاییه که فقط باید توشون به یه مشت پیکسل که مثلاً دشمن هستن شلیک کنی. ناگهان چشمت می‌خوره به یه کابینت رنگی که روش عکس یه گوریل قهوه‌ای گنده و یه مَرد با سبیل و کلاه قرمز چسبونده شده. بازی را شروع می‌کنی و می‌بینی برخلاف بقیه بازی‌ها، اینجا قرار نیست چیزی را بترکانی؛ اینجا باید «بپری»! همین ایده ساده پریدن، کلیدِ باز شدن درهای دنیایی شد که امروز ما به آن صنعت گیم می‌گوییم. دانکی کنگ (Donkey Kong) فقط یک بازی نیست؛ این بازی حکم «بیگ بنگ» (Big Bang) را برای نینتندو و سبک پلتفرمر داشت. اگر این گوریل عاشق‌پیشه و آن نجار فرز نبودند، شاید امروز خبری از پلی‌استیشن، ایکس‌باکس و شاهکارهای دنیای گیم نبود.

در این مقاله می‌خوانیم:

رنک_بازی

جدول اطلاعات کلیدی

ویژگی جزئیات
توسعه‌دهنده: نینتندو (بخش R&D1)
ناشر: نینتندو (Nintendo)
تاریخ انتشار: 9 جولای 1981 (ژاپن) / اواخر 1981 (جهانی)
مغز متفکر: شیگرو میاموتو (Shigeru Miyamoto)
سبک / ژانر: پلتفرمر(Platformer) / اکشن
پلتفرم‌های اصلی: آرکید، NES، Atari، Commodore 64 و...
نام قهرمان: جامپ‌من (بعداً ماریو)
نام ضدقهرمان: دانکی کنگ (یک گوریل با قلب شکسته!)
هدف نهایی: نجات پائولین (Pauline)
رده‌بندی سنی: مناسب برای تمام سنین (E)

خلاصه داستان بدون اسپویل

داستان بازی خیلی رک و پوست‌کنده است، اما برای زمان خودش انقلابی در روایتگری محسوب می‌شد. ماجرا از این قرار است که یک گوریل خانگی به اسم «دانکی کنگ» که حس می‌کند صاحبش به او بی‌محلی کرده یا شاید فقط می‌خواهد جلب توجه کند، قاطی می‌کند و دوست‌دخترِ صاحبش را می‌دزدد. صاحب او در آن زمان نجاری به اسم «جامپ‌من» بود. گوریل غول‌پیکر، دخترک (پائولین) را زیر بغلش می‌زند و از تیرآهن‌های یک ساختمان نیمه‌کاره بالا می‌رود.

حالا شما در نقش این نجار فداکار، باید ثابت کنید که عشق قوی‌تر از زورِ بازوی یک گوریل عصبانی است. شما باید از چهار سایت ساختمانی مختلف عبور کنید، از موانع جان سالم به در ببرید و در نهایت با کشیدن پیچ و مهره‌های زیر پای دانکی کنگ، او را کله‌پا کنید. این اولین بار در تاریخ بود که یک بازی ویدئویی از «میان‌پرده» (Cutscene) برای روایت داستان استفاده می‌کرد؛ یعنی همان صحنه‌ای که در ابتدای بازی، گوریل دختر را برمی‌دارد، از پله‌ها بالا می‌رود و نردبان را می‌شکند تا راه شما را سد کند. این شروعِ راهی بود که ماریو را به محبوب‌ترین شخصیت تاریخ تبدیل کرد.

گیم‌پلی و مکانیک‌ها

حلقه اصلی گیم‌پلی:

بازی دانکی کنگ بر اساس فلسفه «ریسک و پاداش» بنا شده است. شما در هر مرحله از پایین صفحه شروع می‌کنید و هدف شما رسیدن به بالاترین نقطه است، جایی که پائولین منتظر نجات است. در این مسیر، جاذبه بزرگترین دشمن شماست؛ ماریو در این نسخه بسیار آسیب‌پذیر است و حتی سقوط از ارتفاعی معادل قد خودش می‌تواند باعث مرگش شود. بشکه‌های بی‌انتهایی که دانکی کنگ پرتاب می‌کند، مدام مسیرتان را سد می‌کنند و شما باید با زمان‌بندی دقیق از روی آن‌ها بپرید.

رنک بازی donkey kong

سیستم مبارزات (فرار تاکتیکی):

در این بازی خبری از مشت و لگد یا اسلحه نیست. ماریوی اولیه یک صلح‌طلب واقعی بود! تنها ابزارهای شما برای بقا عبارتند از:

  1. پریدن (Jump): پریدن از روی بشکه‌ها و دشمنان آتشین امتیاز دارد. هرچه به مانع نزدیک‌تر باشید و بپرید، امتیاز بیشتری می‌گیرید (خطر بیشتر = جایزه بیشتر).

  2. چکش (Hammer): وقتی چکش را برمی‌دارید، موسیقی بازی عوض می‌شود و ماریو دیوانه‌وار چکش را بالا و پایین می‌برد. در این حالت شما برای مدتی کوتاه شکست‌ناپذیر هستید و می‌توانید هر چیزی را نابود کنید. اما یک محدودیت بزرگ وجود دارد: وقتی چکش دستتان است، نمی‌توانید بپرید یا از نردبان بالا بروید!

ویژگی‌های منحصربه‌فرد:

سیستم واکنش‌گرایی در این بازی به شکل بشکه‌های هوشمند پیاده شده بود. بشکه‌ها همیشه مستقیم نمی‌روند؛ بعضی‌ها از نردبان پایین می‌آیند و بعضی‌ها با افتادن در بشکه نفت، تبدیل به «فایربال» می‌شوند. این یعنی هیچ‌ وقت دو بار بازی کردن مثل هم نیست. برخلاف بازی‌های آن زمان که فقط یک مرحله تکراری داشتند، دانکی کنگ چهار مرحله کاملاً متفاوت داشت: مرحله تیرآهن‌ها، مرحله نوار نقاله (کارخانه سیمان)، مرحله آسانسورها و مرحله نهایی (پیچ و مهره‌ها).

نقل‌قول برجسته: "در دانکی کنگ، هیچ مسیر از پیش تعیین‌شده‌ای وجود ندارد؛ داستان شما با هر پرش و هر ثانیه مکث روی نردبان‌ها نوشته می‌شود."

دنیای بازی و شخصیت‌ها

طراحی جهان:

دنیای دانکی کنگ یک «سایت ساختمانی» نیمه‌کاره است. انتخاب این محیط بسیار هوشمندانه بود؛ چون به طراح اجازه می‌داد از خطوط صاف (تیرآهن) و عمودی (نردبان) استفاده کند که با محدودیت‌های گرافیکی آن زمان (سخت‌افزار ضعیف) کاملاً جور در می‌آمد. میاموتو با همین خطوط ساده و رنگ‌های تند، حسی از ارتفاع و ترس از سقوط را به بازیکن القا کرد که تا پیش از آن در هیچ بازی دیگری تجربه نشده بود.

شخصیت‌های کلیدی:

Jumpman (ماریو): او هنوز لوله‌کش نشده بود! میاموتو برای اینکه نشان دهد او یک آدم معمولی است، برایش سبیل گذاشت (چون کشیدن دهان سخت بود) و یک کلاه قرمز سرش کرد (چون انیمیشن حرکت موها غیرممکن بود).

رنک

Donkey Kong: او یک تبهکار بدذات نیست؛ او بیشتر شبیه کینگ‌کنگی است که فقط می‌خواهد جلب توجه کند. حرکات او، از مشت کوبیدن به سینه‌اش تا لبخندهای کج‌ومعوجش، او را به اولین شخصیت «جاندار» تاریخ گیم تبدیل کرد.

رنک بازی

Pauline: او اولین زن در دنیای بازی‌ها بود که هویت داشت. جالب است بدانید نام او از روی همسر یکی از مدیران نینتندو آمریکا (پولی جیمز) برداشته شد.

رنک

گرافیک و صدا

جلوه‌های بصری:

استفاده از رنگ‌های تند (قرمز، آبی و صورتی) روی پس‌زمینه کاملاً سیاه، باعث شده بود بازی در محیط تاریک کلوپ‌ها مثل الماس بدرخشد. پیکسل‌آرت بازی به قدری دقیق بود که شما می‌توانستید بفهمید ماریو دارد می‌دود، نه اینکه فقط جابه‌جا شود. انیمیشن «افتادن ماریو» و «ستاره‌های دور سرش» یکی از اولین افکت‌های کمدی در بازی‌ها بود که به "Visual Gag" معروف شد.

موسیقی و صداگذاری:

موسیقی متن توسط «یوکیو کانه ئوکا» ساخته شد. صدای راه رفتن ماریو (تق تق تق) به بازیکن ریتم می‌داد. اما اوج شاهکار صوتی بازی، همان آهنگ شروع مرحله و صدای هشدارِ آمدن بشکه‌ها بود. این صداها جوری طراحی شده بودند که استرس را به جان بازیکن بیندازند و او را مجبور کنند سریع‌تر تصمیم بگیرد. موسیقی چکش هم حس قدرت کاذب را به خوبی منتقل می‌کرد.

توسعه و بازخوردها

روند توسعه (یک معجزه اداری!):

داستان ساخت این بازی خودش یک فیلم سینمایی است. نینتندو آمریکا در آستانه ورشکستگی بود. آن‌ها 2000 دستگاه بازی «Radar Scope» خریده بودند که هیچ‌کس بازی‌شان نمی‌کرد. رئیس نینتندو به یک طراح جوان و بی‌تجربه (میاموتو) گفت: «برو این دستگاه‌ها را با یک بازی جدید زنده کن.» میاموتو به جای ساختن یک بازی جنگی دیگر، به سراغ داستان «ملوان زبل» رفت. اما نینتندو نتوانست حق امتیاز آن را بخرد. میاموتو هم ناامید نشد و شخصیت‌های خودش را خلق کرد: ملوان زبل شد ماریو، بلوتو شد دانکی کنگ و زیتون هم شد پائولین!

واکنش منتقدان و بازیکنان:

وقتی اولین بار بازی به آمریکا رسید، مدیران نینتندو آمریکا ناامید شدند. آن‌ها می‌گفتند: «این بازی خیلی عجیب است، چرا کسی شلیک نمی‌کند؟» اما وقتی دستگاه‌ها را در بارها و کلوب‌ها گذاشتند، مردم برای بازی کردنش صف کشیدند. منتقدان شیفته طراحی مراحل شدند و دانکی کنگ خیلی زود به محبوب‌ترین بازی دنیا تبدیل شد. گیمرها عاشق این بودند که برای اولین بار، دلیلی (نجات دختر) برای بازی کردن داشتند.

آمار فروش و استقبال

اعداد و ارقام دانکی کنگ حتی با استانداردهای امروز هم عجیب است:

  • در دو سال اول، بیش از 113,000 دستگاه آرکید فروخته شد.

  • نینتندو فقط از فروش دستگاه‌ها در آمریکا حدود 280 میلیون دلار در سال 1982 درآمد داشت.

  • این بازی باعث شد نینتندو بتواند کنسول خانگی خودش یعنی NES را بسازد و بازار را از دست شرکت‌های ورشکسته‌ای مثل آتاری نجات دهد. فروش نسخه‌های خانگی روی آتاری و کنسول‌های دیگر هم به میلیون‌ها نسخه رسید.

تاثیر و میراث بازی

تعریف استانداردهای جدید:

قبل از دانکی کنگ، بازی‌ها "بی‌پایان" بودند. شما فقط بازی می‌کردید تا بمیرید. دانکی کنگ مفهوم «مرحله» و «پایان» را معرفی کرد. همچنین، این بازی ثابت کرد که «شخصیت‌پردازی» می‌تواند بازی را بفروشد. ماریو به قدری محبوب شد که نینتندو او را به نماد (Mascot) خودش تبدیل کرد.

نبرد حقوقی با یونیورسال:

یک فکت جالب: شرکت فیلم‌سازی "یونیورسال" از نینتندو شکایت کرد و گفت: «اسم دانکی کنگ خیلی شبیه کینگ‌کنگ ماست!» نینتندو در آستانه نابودی بود، اما وکیل آن‌ها (جان کربی) ثابت کرد که خودِ یونیورسال قبلاً در یک دادگاه دیگر گفته بود داستان کینگ‌کنگ «عمومی» است. نینتندو پیروز شد و به افتخار این وکیل، نام شخصیت محبوب Kirby را از او گرفت.

سیستم مورد نیاز

اگر بخواهید این حس نوستالژیک را روی کامپیوتر یا کنسول‌های مدرن (از طریق شبیه‌ساز یا مجموعه‌های کلاسیک) تجربه کنید:

قطعه حداقل سیستم مورد نیاز (Minimum) سیستم پیشنهادی (Recommended)
سیستم‌عامل: Windows 10 64-bit Windows 11
پردازنده (CPU): هر پردازنده دو هسته‌ای قدیمی Intel i3 نسل جدید
حافظه (RAM): 1 گیگابایت 4 گیگابایت
کارت گرافیک: گرافیک مجتمع (Intel HD) هر کارت گرافیک پایه
فضای ذخیره‌سازی: 50 مگابایت 100 مگابایت

لیست جوایز

  • بهترین بازی سال 1982: از نگاه مجله Arcade Express.

  • رتبه 1 در لیست "100 بازی برتر تاریخ": در بسیاری از مجلات رترو در دهه‌های 90 و 2000.

  • ورود به تالار مشاهیر بازی‌های ویدئویی: به عنوان یکی از تاثیرگذارترین آثار هنری قرن بیستم.

  • ثبت در کتاب گینس: به خاطر بیشترین تعداد پورت روی پلتفرم‌های مختلف و اولین بازی پلتفرمر تاریخ.

جمع‌بندی و حرف آخر

دانکی کنگ برای کسانی که می‌خواهند بدانند ریشه ماریو کجاست و چطور نینتندو به غول امروزی تبدیل شد، یک تجربه واجب است. این بازی به ما یاد داد که با ساده‌ترین مکانیک‌ها (فقط حرکت و پرش) می‌توان عمیق‌ترین چالش‌ها را خلق کرد. شاید گرافیکش قدیمی باشد، اما لذتِ پریدن از روی یک بشکه در ثانیه آخر، هیچ‌وقت قدیمی نمی‌شود.

جمله پایانی: "دانکی کنگ به ما یاد داد که برای قهرمان شدن، لازم نیست سوپرمن باشی؛ گاهی فقط یک جفت پوتین کارگری و یک پرش بلند، تمام چیزی است که برای نجات دنیا (یا حداقل پائولین!) نیاز داری."