تا حالا شده یه بازی رو شروع کنی و حس کنی خودِ بازی ازت متنفره؟ نه اینکه باگ داشته باشه یا بد ساخته شده باشه، نه؛ منظورم اینه که بازی عمداً میخواد تو رو بشکنه. تصور کن وارد شهری شدی که یه طاعون نامرئی و عجیب داره مردم رو مثل برگ خزان زمین میریزه. تو قهرمان نیستی، تفنگبدارِ همهفنحریف نیستی که همه رو نجات بدی. تو فقط یه دکتری که خودتم داری از گشنگی و خستگی میمیری. تو Pathologic، قرار نیست "برنده" بشی؛ هنر کنی، فقط زنده میمونی. اینجا زمان دشمن توئه، انتخابهات همیشه بین "بد" و "بدتر" میچرخه و هر بار که فکر میکنی اوضاع تحت کنترله، بازی یه چک آبدار بیخ گوشت میخوابونه. اگه دنبال سرگرمی و خوشگذرونی هستی، همین الان برگرد؛ ولی اگه میخوای بدونی هنرِ رنج کشیدن تو ویدیوگیم یعنی چی، خوش اومدی به جهنمِ شهرِ "Gorkhon".
در این مقاله میخوانیم:

جدول اطلاعات کلیدی
| عنوان | اطلاعات |
| توسعهدهنده: | Ice-Pick Lodge |
| ناشر: | tinyBuild |
| تاریخ انتشار: | 23 مه 2019 (نسخه Pathologic 2) |
| سبک / ژانر: | بقا (Survival)، ترسناک روانشناختی، RPG |
| پلتفرمها: | PC, PS4, Xbox One |
| موتور گرافیکی: | Unity |
| ردهبندی سنی: | M (بزرگسال - 17 سال به بالا) |
| مدت زمان بازی: | حدود 25 تا 30 ساعت (برای یک دور کامل) |
خلاصه داستان بدون اسپویل
داستان بازی تو یه شهر عجیب و غریب وسط ناکجاآباد (که شبیه استپهای روسیه است) اتفاق میافته. تو نسخه دوم (که در واقع بازسازی کامل و ایدهآل نسخه اوله)، شما بیشتر در نقش "Artemy Burakh" یا همون "Haruspex" بازی میکنید. آرتمی یه جراح بومیه که بعد از سالها به زادگاهش برگشته چون پدرش ازش خواسته. اما به محض رسیدن، میفهمه پدرش به قتل رسیده و مردم شهر فکر میکنن کار اونه.
همزمان با ورود شما، یه بیماری مرگبار به اسم "Sand Pest" یا طاعون شنی توی شهر شیوع پیدا میکنه. کل بازی در طول 12 روز اتفاق میافته. تو این 12 روز باید هم قاتل پدرت رو پیدا کنی، هم سعی کنی مردمی که برات مهمن رو از طاعون نجات بدی و هم رازهای این شهر مرموز رو کشف کنی. اما قضیه اینه که تو نمیتونی همه رو نجات بدی. لیست آدمهایی که باید مراقبشون باشی زیاده و زمانت خیلی کم. هر روز که میگذره، طاعون محلههای بیشتری رو میبلعه و تو باید انتخاب کنی: امروز دارو رو به اون بچه یتیم میدی یا نگهش میداری برای خودت که فردا زنده بمونی؟

گیمپلی و مکانیکها
این بخش دقیقاً همون جاییه که Pathologic با تمام بازیهای دیگه فرق داره. گیمپلی این بازی "لذتبخش" نیست، بلکه "درگیرکننده" و به شدت استرسزاست.
-
حلقه اصلی گیمپلی (The Loop): کل بازی مدیریت بحرانه. شما آزادید تو شهر بگردید، اما پای پیاده و با سرعت پایین. زمان توی بازی بیرحمانه جلو میره. اگه قرار باشه ساعت 6 عصر با یه نفر ملاقات کنی و دیر برسی، اون آدم ممکنه بمیره یا بره و اون خط داستانی برای همیشه از دست بره. بازی سیو (Save) دستی نداره که برگردی عقب؛ هر اشتباهی کنی، باید تا تهش پاش وایسی.
-
سیستم بقا (Survival Meters): شما یه نوار سلامتی ساده ندارید. گرسنگی (Hunger)، تشنگی (Thirst)، خستگی (Exhaustion) و مصونیت (Immunity) چهار ستونی هستن که مدام باید حواست بهشون باشه. غذا توی این شهر کیمیاست. قیمتها روز به روز گرونتر میشه. ممکنه مجبور بشی تفنگت رو بفروشی تا یه تیکه نون خشک بخری که فقط یه ساعت بیشتر زنده بمونی. سیستم خوابیدن هم عذابه؛ اگه نخوابی استامینات کم میشه، اگه بخوابی زمان رو از دست میدی و ممکنه وقتی بیدار شی ببینی نصف شهر مرده.
-
اقتصاد و مبادله (Barter System): اینجا پول نقد همیشه جواب نمیده. سیستم اصلی، داد و ستده. بچههای توی کوچه خیابون ممکنه در ازای یه سوزن یا یه گردو، بهت دارو یا فشنگ بدن. باید آشغالگردی کنی، سطلهای زباله رو بگردی و بطری خالی جمع کنی تا بتونی با آب پرشون کنی و باهاشون معامله کنی.
-
مبارزات دستوپاشکسته: سیستم مبارزه عمداً بدقلق و سخته. تو یه سرباز نیستی، یه دکتری. دعوا کردن آخرین راه حله. اگه با چاقو یا مشت به کسی حمله کنی، احتمال اینکه خودت کشته بشی خیلی زیاده. تفنگها هم کمیابن و تیرهاش از طلا گرونتر.
-
نقلقول برجسته: "این بازی طوری طراحی شده که شما درد بکشید؛ چون تنها در زمان رنج کشیدن است که تصمیمات اخلاقی واقعاً معنی پیدا میکنند."
دنیای بازی و شخصیتها
دنیای Pathologic یه شاهکار هنریه که شبیه هیچجا نیست.
-
طراحی جهان: شهر "Gorkhon" ترکیبی از واقعیت و کابوسه. یه طرف شهر یه ساختمان عظیم و غیرممکن به اسم "Polyhedron" وجود داره که مثل یه برج شیشهای معلق تو هواست و محل زندگی بچههاست. طرف دیگه "Termitary" یا همون کشتارگاه عظیمه که کارگرها توش زندگی میکنن. معماری بازی هم حس قدیمی بودن میده و هم حس فرازمینی بودن. رنگبندی محیط مرده، قهوهای و خاکستریه که حس افسردگی رو تشدید میکنه.
-
شخصیتهای عجیب: کاراکترها (NPCها) تو این بازی فقط یه مشت مدل سه بعدی نیستن که یه جمله رو تکرار کنن. هر کدوم فلسفه و داستان خودشون رو دارن.
-
The Bachelor (دانییل): یه دکتر شهری و تحصیلکرده که به علم مدرن باور داره و میخواد با منطق جلوی طاعون رو بگیره.
-
The Changeling (کلارا): یه دختر مرموز که بعضیها میگن قدیسه است و شفا میده، و بعضیها میگن جادوگره و خودش عامل طاعونه.
-
The Kin: مردم بومی استپ که باورهای سنتی و عجیب خودشون رو دارن، با گاوها حرف میزنن و زمین رو مقدس میدونن.
-
-
تئاتر مرگ: یه نکته جالب اینه که بازی مدام دیوار چهارم رو میشکنه. شخصیتهایی مثل "Tragedians" (تراژدینها) که لباسهای عجیب تئاتر پوشیدن، گاهی ظاهر میشن و بهت یادآوری میکنن که تو فقط یه بازیگری تو این نمایش مرگبار.

گرافیک و صدا
-
جلوههای بصری: گرافیک فنی Pathologic 2 شاید در حد بازیهای تراز اول (AAA) نباشه، اما از نظر هنری بینظیره. بافتها و نورپردازی طوری کار شده که کثیفی، بیماری و ناامیدی رو قشنگ حس میکنی. طراحی طاعون خیلی ترسناکه؛ نه به شکل هیولا، بلکه به شکل ابرهای سیاه و ذرات معلقی که وقتی بهت نزدیک میشن صدای جیغ و ناله میدن.
-
موسیقی و صداگذاری: موسیقی این بازی مغزت رو میخوره. یه ترکیب عجیب از سازهای کوبهای قبیلهای، صداهای صنعتی و نویزهای ترسناک. صداگذاری شخصیتها عالیه، ولی ترسناکترین بخش، سکوتهای سنگین و صدای قدمهای خودته. وقتی وارد منطقه آلوده میشی، صدای وزوز و همهمهی طاعون مو به تنت سیخ میکنه.

توسعه و بازخوردها
روند توسعه پردردسر: استودیوی Ice-Pick Lodge یه تیم روسی کوچیکه که همیشه با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنه. این بازی اولش توی کیکاستارتر (Kickstarter) سرمایه جمع کرد. اونا میخواستن هر سه شخصیت قابل بازی باشن، اما به خاطر کمبود بودجه، اول فقط بخش "Haruspex" رو منتشر کردن. "نیکلای دیبفسکی" کارگردان بازی، یه آدم خاصه که معتقده بازی نباید حتماً "فان" باشه، بلکه باید "تجربه" باشه.
-
واکنشها: وقتی بازی اومد، منتقدها دو دسته شدن. یه عده گفتن این بازی غیرقابل تحمله و سختیش احمقانهست (مثلاً سایت IGN نمره پایینی داد). اما سایتهایی مثل PC Gamer و طرفداران بازیهای هنری، عاشقش شدن و بهش لقب شاهکار دادن. تو استیم هم الان نقدهاش "Very Positive" هست چون کسایی که موندن و بازیش کردن، فهمیدن قضیه چیه.
آمار فروش و استقبال
صادقانه بگم، Pathologic هیچوقت قرار نبود رکورد فروش رو بشکنه. این یه بازی "نیش" (Niche) و خاصپسنده.
-
فروش بازی به اندازهای بود که استودیو ورشکست نشه، اما سود کلانی هم نداشت.
-
با این حال، بازی یه "فروش طولانیمدت" (Long-tail) داره؛ یعنی به مرور زمان و با معرفی یوتیوبرها و مقالات تحلیلی، آدمهای بیشتری دارن کشفش میکنن.
-
جامعه طرفداری این بازی به شدت وفاداره و هنوزم دارن براش ماد (Mod) میسازن و تئوریهای داستانی مطرح میکنن.
تاثیر و میراث بازی
Pathologic یکی از مهمترین بازیها در بحث "بازی به عنوان هنر" محسوب میشه.
-
مکانیزم استرس: این بازی ثابت کرد که مکانیکهای گیمپلی میتونن مستقیماً احساسات منفی مثل ناامیدی و اضطراب رو به بازیکن منتقل کنن تا داستان رو بهتر بفهمن. این دقیقاً برعکس اکثر بازیهاست که میخوان بهت "قدرت" بدن.
-
هماهنگی داستان و گیمپلی: خیلی وقتها تو بازیها داستان میگه "وضعیت خرابه" ولی تو گیمپلی شما مثل رمبو همه رو میکشید. تو Pathologic، وقتی داستان میگه قحطیه، تو واقعاً تو گیمپلی داری از گشنگی میمیری. این هماهنگی (Ludonarrative Harmony) توی این بازی مثالزدنیه.
-
ویدیوهای تحلیلی: یوتیوبر معروفی به اسم Hbomberguy یه ویدیوی 2 ساعته درباره نسخه اول ساخت که باعث شد هزاران نفر تو غرب با این شاهکار روسی آشنا بشن و تاثیر زیادی روی محبوبیت نسخه دوم داشت.

سیستم مورد نیاز
برای اجرای نسخه Pathologic 2 روی کامپیوتر:
| قطعه | حداقل سیستم مورد نیاز (Minimum) | سیستم پیشنهادی (Recommended) |
| سیستمعامل: | Windows 7/8/10 (64-bit) | Windows 10 (64-bit) |
| پردازنده (CPU): | i3 (8/9 Gen) / AMD Ryzen 5 2600 | i7 (9 Gen) / AMD Ryzen 7 |
| حافظه (RAM): | 8 GB | 16 GB |
| کارت گرافیک (GPU): | NVIDIA GTX 760 / AMD R9 280 | NVIDIA GTX 1060 / AMD RX 580 |
| DirectX: | Version 11 | Version 11 |
| فضای ذخیرهسازی: | 25 GB | 25 GB (SSD Recommended) |
برای دانلود نسخهی کامپیوتر روی لینک کلیک کنید.
لیست جوایز
این بازی چون خیلی خاصه، تو مراسمهای میناستریم مثل The Game Awards کمتر دیده شد، اما تو محافل هنری درخشید:
-
نامزد بهترین داستانسرایی در مراسم Golden Joystick Awards.
-
برنده جوایز متعدد در جشنوارههای بازیهای مستقل روسیه و اروپا.
-
تحسین شده به عنوان یکی از بهترین بازیهای دهه در لیستهای تحلیلی سایتهایی مثل Rock Paper Shotgun.
جمعبندی و حرف آخر
-
برای کی مناسبه؟ اگه از بازیهایی مثل Call of Duty یا Assassin's Creed خسته شدی و دنبال یه چیزی میگردی که مغزت رو به چالش بکشه، روحت رو خراش بده و یه داستان عمیق فلسفی تحویلت بده، Pathologic 2 بهترین گزینه است. این بازی برای کساییه که صبر ایوب دارن و از باختن نمیترسن.
-
جمله پایانی: "Pathologic یه بازی نیست که بازیش کنی تا خوش بگذره؛ یه تجربهست که مثل خودِ طاعون، وارد وجودت میشه و تا مدتها بعد از تموم شدنش، تب و لرزش رهات نمیکنه. حاضری ببینی تا کجا میتونی دووم بیاری؟"
. تو Pathologic، قرار نیست "برنده" بشی؛ هنر کنی، فقط زنده میمونی. اینجا زمان دشمن توئه، انتخابهات همیشه بین "بد" و "بدتر" میچرخه و هر بار که فکر میکنی اوضاع تحت کنترله، بازی یه چک آبدار بیخ گوشت میخوابونه. اگه دنبال سرگرمی و خوشگذرونی هستی، همین الان برگرد؛ ولی اگه میخوای بدونی هنرِ رنج کشیدن تو ویدیوگیم یعنی چی، خوش اومدی به جهنمِ شهرِ "Gorkhon".