اگر The Witcher 1 یک آغاز و The Witcher 2 یک جهش بزرگ بود، The Witcher 3: Wild Hunt قلهی موفقیت و نقطه عطفی بینظیر در تاریخ بازیهای نقشآفرینی محسوب میشود. این بازی که در سال 2015 توسط استودیوی CD Projekt Red منتشر شد و به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شد. همچنین با فروش باورنکردنی و تحسین جهانی، نام گرالت از ریویا را برای همیشه در میان بزرگترین قهرمانان بازیهای ویدیویی ثبت کرد. The Witcher 3 به معنای واقعی کلمه، استانداردهای جدیدی را برای داستانسرایی، طراحی جهان باز و پشتیبانی از بازیکنان تعریف کرد.
در این مقاله میخوانیم:
- داستان و جهان بازی: شکار وحشی و یک جستجوی شخصی
- دنیای باز فعال
- شخصیتهای بهیادماندنی
- پایانهای زیاد و متنوع
- گیمپلی The Witcher 3: تکامل کامل یک ویچر
- مبارزات روان و استراتژیک
- اکتشاف بینهایت
- سیستم ارتقاء و کیمیاگری
- توسعه The Witcher 3، موتور گرافیکی و چالشها
- گرافیک، صداگذاری و موسیقی: خلق یک جهان زنده
- فلسفه طراحی و تاثیر آن بر صنعت
- بازخوردها و جوایز: یک شاهکار بیرقیب
- بستههای الحاقی The Witcher 3: دو حماسه در دل یک شاهکار
- Hearts of Stone (قلبهای سنگی)
- Blood and Wine (خون و شراب)
- جمعبندی نهایی و میراث ماندگار
داستان و جهان بازی: شکار وحشی و یک جستجوی شخصی
داستان The Witcher 3 بر خلاف نسخههای قبلی که بیشتر سیاسی بودند، یک حماسهی عمیق و شخصی است. گرالت از ریویا، این بار در جستجوی دخترخواندهی خود، سیری (Ciri)، است که قدرتهای باستانی و خطرناکی دارد. سیری توسط گروهی از سواران شبحوار به نام شکار وحشی (Wild Hunt) دنبال میشود. آنها قصد دارند از قدرت او برای مقاصد شوم خود استفاده کنند. گرالت در این سفر پرخطر، در دنیای باز و وسیعی از باتلاقهای ترسناک وِلِن (Velen)، شهر پرجنبوجوش نوویگراد (Novigrad) و جزایر کوهستانی اسکلیگ (Skellige) به دنبال رد پایی از سیری میگردد.

دنیای باز فعال
جهان بازی به قدری وسیع و پرجزئیات است که هر مکان، از دهکدههای کوچک تا شهرهای بزرگ، داستانی برای گفتن دارد. محیط بازی با تصمیمات بازیکن تغییر میکند و هر انتخاب، عواقب کوچک و بزرگی را به دنبال دارد که در پایان بازی مشخص میشود.
شخصیتهای بهیادماندنی
از جادوگر قدرتمند ینهفر (Yennefer) و تریس مریگولد (Triss Merigold) تا شخصیتهای فرعی با داستانهای عمیق، هر ملاقاتی در بازی میتواند به یک ماجراجویی جذاب تبدیل شود.
پایانهای زیاد و متنوع
بازی دارای چندین پایان مختلف است که بر اساس مجموعهای از تصمیمات بزرگ و کوچک گرالت در طول داستان شکل میگیرد. این امر، تجربهی هر بازیکن را منحصر به فرد میکند.
گیمپلی The Witcher 3: تکامل کامل یک ویچر
CD Projekt Red با الهام از سیستم مبارزات نسخهی دوم، آن را به سطحی جدید ارتقا داد تا هم چالشبرانگیز و هم لذتبخش باشد.
مبارزات روان و استراتژیک
مبارزات ترکیبی از حملات شمشیر، جادوها (Signs)، معجونها و بمبها است. گرالت با استفاده از دو شمشیر (فولاد برای انسانها و نقره برای هیولاها)، میتواند حملات سبک و سنگین را با جاخالی دادن و دفع کردن ترکیب کند.
اکتشاف بینهایت
بازی پر از کوئستهای فرعی، قراردادهای ویچری و گنجهای پنهان است که هر کدام داستانها و جوایز منحصربهفردی دارند.
سیستم ارتقاء و کیمیاگری
با لول آپ شدن و کشف مکانهای قدرت (Places of Power)، بازیکن میتواند تواناییهای گرالت را در چهار شاخهی اصلی (شمشیرزنی، جادو، کیمیاگری و عمومی) تقویت کند و با استفاده از دستورالعملها، معجونها و روغنهای حیاتی بسازد.

توسعه The Witcher 3، موتور گرافیکی و چالشها
توسعهی The Witcher 3 یک پروژه بسیار جاهطلبانه بود. CD Projekt Red برای تحقق چشمانداز خود، موتور بازیسازی اختصاصی خود، یعنی REDengine 3 را به طور کامل از نو ساخت. این موتور به آنها اجازه داد تا یک جهان باز وسیع و بینقص را با گرافیکی خیرهکننده و یک سیستم آب و هوای پویا خلق کنند. با این حال، توسعهی بازی بدون چالش نبود. این تیم با فشار زیادی برای ساخت یک بازی در مقیاس بزرگ و در عین حال حفظ کیفیت روبرو بود. یکی از جنجالهای زمان عرضه، بحث گرافیک کمتر (downgrade) بود، که برخی از بازیکنان معتقد بودند گرافیک بازی نسبت به دموهای اولیه پایین آمد. با این حال، تیم با شفافیت کامل به این موضوع پاسخ داد و با بهروزرسانیهای بعدی، بهبودهای بصری قابل توجهی را اعمال کرد.
گرافیک، صداگذاری و موسیقی: خلق یک جهان زنده
یکی از دلایلی که The Witcher 3 به یک تجربهی فراموشنشدنی تبدیل شد، جزئیات خیرهکنندهی بصری و صوتی آن بود. طراحی هنری بازی، که از فرهنگ اسلاوی و اروپای قرون وسطایی الهام گرفت، به همراه یک سیستم روز و شب و آب و هوای پویا، جهان را به صورت کاملاً زنده و نفسکش نمایش میداد. موسیقی متن بازی، اثر استادان مارچین پشیبیوویچ (Marcin Przybyłowicz) و میکولای استروینسکی (Mikołaj Stroiński)، با قطعات ارکسترال حماسی و موسیقیهای محلی، اتمسفر بازی را به بهترین شکل ممکن تقویت میکرد. صداگذاری بینظیر شخصیتها نیز، به عمق و باورپذیری آنها میافزود.
فلسفه طراحی و تاثیر آن بر صنعت
CD Projekt Red با The Witcher 3 یک استاندارد جدید برای تعامل با بازیکنان تعیین کرد. آنها با سیاستهای خود، از جمله انتشار 16 DLC رایگان و بستههای الحاقی پولی اما پرمحتوا، به جامعهی گیمرها نشان دادند که به جای استفاده از بستههای الحاقی کوچک، به کیفیت و ارزش اهمیت میدهند. این رویکرد طرفدارمحور (pro-consumer)، تاثیر زیادی بر دیگر توسعهدهندگان گذاشت و انتظارات بازیکنان را از پشتیبانی پس از عرضه بازیها، تغییر داد.

بازخوردها و جوایز: یک شاهکار بیرقیب
The Witcher 3: Wild Hunt با کسب بالاترین نمرات و تحسین جهانی روبرو شد. این بازی توانست از صدها نشریه و منتقد، بیش از 250 جایزهی بهترین بازی سال را دریافت کند و به یکی از پرافتخارترین بازیهای تاریخ تبدیل شود. موفقیت تجاری بازی با فروش بیش از 40 میلیون نسخه، به CD Projekt Red این فرصت را داد که به عنوان یکی از بزرگترین و محترمترین استودیوهای بازیسازی در جهان شناخته شود.
بستههای الحاقی The Witcher 3: دو حماسه در دل یک شاهکار
پس از موفقیت نسخهی اصلی، CD Projekt Red دو بستهی الحاقی (DLC) بزرگ منتشر کرد که هر کدام به اندازهی یک بازی کامل، محتوا داشتند:
Hearts of Stone (قلبهای سنگی)
این DLC داستانی تاریک و خطی را با حضور شخصیت مرموز و شیطانی گانتِر اُودیم (Gaunter O’Dimm) روایت میکند. گرالت در این ماجراجویی با یک قرارداد شوم و چالشهای جادویی روبهرو میشود. این آپدیت علاوه بر داستان غنی، مکانیکهای جدیدی مانند Rune crafting را به بازی اضافه کرد.
Blood and Wine (خون و شراب)
این DLC، گرالت را به سرزمینی کاملاً جدید و رنگارنگ به نام توسان (Toussaint) میفرستد که یادآور افسانههای شوالیهای است. با یک معمای قتل مرموز و رویارویی با خونآشامها، این بسته بیش از 30 ساعت محتوای جدید، از جمله تجهیزات، هیولاها و مکانهای جدید را به بازی اضافه کرد و یک خداحافظی شکوهمند برای گرالت بود.

جمعبندی نهایی و میراث ماندگار
The Witcher 3: Wild Hunt فراتر از یک بازی است؛ این یک تجربهی عمیق و بهیادماندنی است که تعریفی جدید از بازیهای نقشآفرینی ارائه داد. داستانسرایی بینقص، دنیای پرجزئیات، و شخصیتهای باورپذیر، این بازی را به یک شاهکار بیبدیل تبدیل کرد که برای سالها الهامبخش صنعت بازی خواهد بود. این بازی ثابت کرد که یک داستان خوب، حتی در یک جهان باز، میتواند عمیقترین احساسات را برانگیزد و بازیکنان را تا ساعتها درگیر خود کند.