تصور کن وسط یک شهر شلوغ مثل شیکاگو وایستادی و با یه ضربه انگشت می‌تونی چراغ قرمزها رو خاموش کنی، پل‌های شهری رو بالا ببری، توی حساب مردم سرک بکشی، دوربین‌های امنیتی رو کنترل کنی و حتی کل برق شهر رو بترکونی! حالا این قدرت افتاده دست کسی که همه چیزشو از دست داده و فقط به یه چیز فکر می‌کنه: انتقام.به دنیای Watch Dogs خوش اومدی؛ جایی که یه گوشی هوشمند، از هر اسلحه گرون‌قیمتی خطرناک‌تره.

در این مقاله می‌خوانیم:

مقدمه

جدول اطلاعات کلیدی

توسعه‌دهنده Ubisoft Montreal
ناشر Ubisoft
تاریخ انتشار 27 می 2014
ژانر اکشن–ماجراجویی / هکینگ / جهان‌باز
پلتفرم‌ها PC, PS3, PS4, Xbox 360, Xbox One, Wii U
موتور گرافیکی Disrupt Engine
رده‌بندی سنی +M (بزرگسال)

 

خلاصه داستان بدون اسپویل

داستان Watch Dogs 1 توی نسخه‌ای مدرن و فوق‌نظارتی از شهر شیکاگو روایت می‌شه؛ شهری که تقریباً همه چیزش به سیستم هوشمند ctOS وصل شده. این سیستم رو شرکت غول‌پیکر Blume مدیریت می‌کنه؛ شرکتی که با اسم پیشرفت تکنولوژی، بخش بزرگی از داده‌های مردم و کنترل زیرساخت‌های شهری رو در اختیار گرفته. در ظاهر همه‌چیز مدرن، امن و “هوشمند” به‌نظر می‌رسه، اما پشت این پرده یک شبکه بزرگ از افراد بانفوذ و گروه‌های زیرزمینی وجود داره که هرکدوم از ctOS برای منافع خودشون استفاده می‌کنن.

شخصیت اصلی، ایدن پیرس، یک هکر حرفه‌ایه که بعد از یک اتفاق تلخ شخصی تصمیم می‌گیره دنبال حقیقت بره. او وقتی وارد جست‌وجوی خودش می‌شه، کم‌کم می‌فهمه این حادثه ریشه‌دارتر از چیزی بوده که فکر می‌کرد و به آدم‌ها و گروه‌هایی وصل می‌شه که کنترل واقعی شیکاگو—نه از نظر سیاسی، بلکه از نظر اطلاعاتی و سایبری—در دست اون‌هاست. در طول داستان، ایدن با دنبال کردن سرنخ‌ها، وارد بازی خطرناکی می‌شه که مرکز اون قدرت پنهان، فساد دیجیتال و سوءاستفاده از تکنولوژیه.

در نهایت، داستان بازی درباره مردیه که برای فهمیدن حقیقت گذشته‌اش وارد جنگی با شبکه‌ای از قدرت‌ها می‌شه؛ قدرت‌هایی که به جای حکومت رسمی، از مسیر داده، نظارت و کنترل دیجیتال شیکاگو رو در مشت خودشون گرفتن.

خلاصه داستان

گیم‌پلی و مکانیک‌ها

Watch Dogs ترکیبیه از هک کردن، رانندگی، مبارزات مسلحانه، مخفی‌کاری و آزاد گشتن توی یه شهر بزرگ. اگه بخوام Watch Dogs رو تو یه جمله خلاصه کنم، میشه یک بازی جهان‌باز که هک کردن، مبارزه، تعقیب‌وگریز و آپشن‌های مختلف توش ترکیب شده. می‌تونی توی شهر بازی قدم بزنی، اطلاعات مردم رو هک کنی، ازشون دزدی کنی، چراغ‌های راهنمایی و دوربین‌های کنترل ترافیک رو دست کاری کنی و از دست پلیس فرار کنی.

سیستم هک

هک در Watch Dogs مهم‌ترین بخش گیم‌پلی است و تقریباً همه‌چیز در شهر به ctOS وصل شده تا ایدن فقط با یک دکمه بتواند محیط را کنترل کند. بازیکن می‌تواند دوربین‌ها را هک کند، چراغ‌ها را عوض کند، پل‌ها را بالا ببرد، ژنراتورها را منفجر کند، درها را باز کند، حساب مردم را خالی کند و حتی مسیر فرار بسازد. هک مثل یک اسلحه نامرئی همیشه همراه توست و در لحظه می‌شود از آن برای شناسایی دشمن‌ها، ایجاد حواس‌پرتی، فعال کردن تله‌ها یا حتی کنار زدن ماشین‌های پلیس استفاده کرد. ترکیب سرعت، سادگی و قدرت هک باعث شده بازی بدون توقف و کاملاً روان پیش برود و هر ماموریت را بتوانی به روش‌های مختلف—مخفیانه، هکری یا اکشن—حل کنی.

هک کردن در Watch Dogs کاملاً روی ریتم سریع بازی سوار شده و بیشتر از اینکه شبیه یک فرایند پیچیده یا منویی جدا باشه، مثل یک واکنش لحظه‌ای عمل می‌کنه. هر بخش از شهر که به ctOS وصل شده—از دوربین‌ها گرفته تا چراغ‌های راهنمایی، پل‌ها، تله‌های خیابانی، جعبه‌برق‌ها یا حتی ماشین‌ها—وقتی نزدیکش می‌شی یا داخل محدوده‌اش قرار می‌گیری، ایدن فقط با یک فشار دکمه کنترلش رو در لحظه به دست می‌گیره. نتیجه هم همون ثانیه اتفاق می‌افته؛ یعنی اگر دوربین رو هک کنی فوراً زاویه دیدت عوض می‌شه، اگر جعبه‌برق رو هک کنی بلافاصله منفجر می‌شه، اگر چراغ‌ها رو هک کنی همان‌لحظه رنگشون تغییر می‌کنه و اگر ماشینی رو هدف بگیری ممکنه به‌طور ناگهانی قفل بشه یا موتور خاموش کنه.  

نکته مهم اینه که هک تو بازی نقش تزئینی یا صرفاً فرعی نداره؛ ستون اصلی گیم‌پلیه. در مخفی‌کاری برای بررسی محیط و پرت کردن حواس دشمن‌ها، در فرار برای بستن راه تعقیب‌کننده‌ها یا ایجاد تصادف، در درگیری‌ها برای ساختن یک مزیت تاکتیکی و حتی هنگام حل پازل‌های امنیتی، همیشه همین هک سریع و بی‌وقفه‌ست که همه‌چیز رو جلو می‌بره. به همین خاطر وقتی بازی می‌کنی مدام حس می‌کنی شهر زیر فرمانته و هر کاری که انجام می‌دی، یک واکنش مستقیم و واقعی از محیط می‌گیری.

حلقه اصلی گیم‌پلی

بازی سه بخش خیلی مهم داره که همه‌شون طبیعی و بدون مرز با هم قاطی می‌شن؛ از گشت‌زدن آزاد توی شهر گرفته تا هک کردن هرچی دم‌دستت میاد و انجام دادن ماموریت‌های اصلی و اتفاقات فرعی که وسط مسیر می‌افتن. از لحظه‌ای که وارد شیکاگو می‌شی، خیلی زود می‌فهمی تقریباً همه‌چیز به ctOS وصله؛ از دوربین‌هایی که سر هر تقاطع نصب شده، تا پل‌هایی که با یه اشاره بالا می‌رن، چراغ‌های راهنمایی که می‌تونی قفلشون کنی، ماشین‌هایی که می‌تونی مسیرشون رو بهم بزنی، سیم‌کشی‌های برق، موبایل مردم، اطلاعات شخصی‌شون و حتی حساب‌های بانکیشون. انگار یه شهر واقعی رو گرفتی دستت و مثل یه اسباب‌بازی غول‌پیکر داری باهاش ور می‌ری. همین حس کنترل لحظه‌ای و تاثیر گذاشتن روی محیطه که Watch Dogs رو خاص و متفاوت می‌کنه.

سیستم مبارزات

گیم‌پلی در ماموریت‌ها

ماموریت‌های Watch Dogs معمولاً فقط یک راه مشخص جلوی پات نمی‌ذارن و بیشتر وقت‌ها می‌تونی بسته به سبک خودت سراغشون بری. بعضی وقت‌ها می‌شه کاملاً مخفیانه جلو رفت؛ یعنی اول از طریق دوربین‌ها محیط رو بررسی کنی، جای دشمن‌ها و مسیر حرکتشون رو بفهمی و بعد یا بی‌سروصدا از کنارشون رد بشی یا با هک کردن حواسشون رو پرت کنی و غافلگیرشون کنی. از اون طرف، خیلی از ماموریت‌ها این امکان رو می‌دن که اصلاً وارد درگیری نشی و بیشتر با خودِ سیستم بازی کنی؛ مثلاً از یک دوربین به دوربین بعدی بپری، به سرورها وصل بشی، اطلاعات لازم رو هک کنی و قبل از اینکه کسی بفهمه، از محل خارج بشی. اگر هم بخوای اکشن‌تر بازی کنی، سیستم تیراندازی و کاورگیری این اجازه رو بهت می‌ده که مستقیم وارد درگیری بشی، ولی حتی آن‌جا هم هک کنار نمی‌ره؛ چون می‌تونی با منفجر کردن تجهیزات، خاموش کردن چراغ‌ها، فعال کردن تله‌ها یا قفل کردن درها، شرایط میدان نبرد رو به نفع خودت عوض کنی. همین ترکیب باعث می‌شه ماموریت‌ها تکراری نشن و حس کنی برای رد کردن هر موقعیت، بیشتر از یک راه جلوی تو وجود داره.

تعقیب‌وگریزهای Watch Dogs جزو هیجان‌انگیزترین بخش‌های بازیه، چون درست وسط فرار، می‌تونی از هک به‌عنوان سلاح اصلی‌ت استفاده کنی. وقتی پلیس پشت سرت افتاده، لازم نیست فقط گاز بدی و از بین ماشین‌ها رد شی؛ می‌تونی درست لحظه‌ای که لازم داری پل رو بالا ببری تا راه‌شون بسته بشه، چراغ راهنمایی رو قرمز کنی و یه تصادف زنجیره‌ای پشت سرت درست کنی، خیابون رو با تله‌های شهری ببندی یا حتی ماشین‌هایی که تعقیبت می‌کنن رو از راه دور خاموش کنی. این ترکیب سرعت، استرس و هک باعث می‌شه فرارها تو Watch Dogs حال‌وهوای کاملاً خاصی داشته باشن؛ چیزی که تا اون زمان هیچ بازی جهان‌بازی به این شکل ارائه نکرده بود و دقیقاً همین، تعقیب‌وگریزهای بازی رو به یکی از امضاهای اصلی‌اش تبدیل کرده بود.

سیستم مبارزات

در کنار سیستم هک، بازی از نظر مبارزه هم کم نمیاره. سیستم کاورگیری عالی، تنوع خوب اسلحه‌ها، استفاده از گجت‌هایی مثل EMP، جمر، مین و… باعث شدن مبارزات بازی به شدت جذاب بشن و دستت رو توی گیم پلی باز بذارن. مثلاً می‌تونی وقتی دشمن پشت یه ژنراتور مخفی شده، همون لحظه اون ژنراتور رو بترکونی. یعنی خود محیط می‌شه اسلحه‌ت.

رانندگی

حقیقتاً رانندگی تو Watch Dogs بیشتر آرکیدیه تا واقعی. اما در کل کنترلشون راحته و تعقیب‌وگریزها توشون هیجان‌انگیزه. تازه هک کردن وسط رانندگی (مثل بالا بردن پل) بازی رو جذاب‌تر می‌کنه. مثلا وسط فرار از پلیس می‌تونی چراغ رو قرمز می‌کنی تا همه تصادف کنن… این حس آزادی عمل فوق‌العاده‌ست.

در Watch Dogs وسایل نقلیه تنوع خیلی خوبی دارن و تقریباً هرچیزی که توی یک شهر بزرگ مثل شیکاگو ببینی، اینجا هم قابل رانندگیه. به طور کلی وسایل نقلیه بازی شامل موارد زیر می‌شن:

  • ماشین‌های سواری

از مدل‌های معمولی شهری تا اسپرت، لوکس، عضلانی (Muscle Car)، سدان، هاچ‌بک و ماشین‌های استاندارد خیابانی. هرکدوم هندلینگ و سرعت متفاوت دارن.

  • موتور سیکلت

چند مدل موتور معمولی و اسپرت که کنترل سریع‌تر و مانور بهتر برای فرار از دست پلیس دارن.

  • وانت و SUV

خودروهای بزرگ‌تر با مقاومت بیشتر، مناسب برای شکستن موانع یا درگیری‌های خیابانی.

  • کامیون و تریلی

مدل‌های سنگین که سرعت کم‌تری دارن اما توی خراب کردن ماشین پلیس یا بستن مسیر عالی هستن.

  • ون‌های مختلف

مثل ون‌های خانوادگی، ون‌های کاری، ون‌های امنیتی و حتی ماشین‌های تحویل بار.

  • تاکسی و ماشین‌های خدماتی

شامل آمبولانس، آتش‌نشانی و ماشین‌های خدمات شهری (هرچند قابل رانندگی‌ نیستن یا محدودیت دارن، ولی در محیط حضور دارن).

  • قایق‌ها

در بخش‌های آبی شهر چند مدل قایق قابل هدایت وجود داره؛ از قایق تندرو تا قایق‌های تفریحی کوچیک.

  • قطار شهری (L-Train)

قابل رانندگی مستقیم نیست، اما ایدن می‌تونه کنترلش کنه (هک: توقف، حرکت، رد شدن سریع).

نکته:

در نسخه اول Watch Dogs هلیکوپتر یا هواپیما قابل هدایت وجود نداره (فقط هلیکوپتر پلیس برای تعقیب هست)

ویژگی منحصربه‌فرد بازی: واکنش‌گرایی

بازی واقعاً به رفتار تو واکنش نشون می‌ده. مثلا اگه به مردم کمک کنی، محبوب می‌شی؛ اگه از حد بگذری، رسانه‌ها ازت می‌ترسن؛ یا اگه لو بری مردم ازت فرار می‌کنن یا زنگ می‌زنن به پلیس. یعنی حس می‌کنی کارهات تو جهان بازی تاثیر داره.

دنیای بازی و شخصیت‌ها

طراحی جهان

شیکاگوی بازی یک نسخه دیجیتالی‌شده و به‌روز شده است. شهر زنده است؛ مردم کار خودشون رو می‌کنن، اخبار جریان دارد، آب‌وهوا عوض می‌شود و هر نقطه از شهر شخصیت خودش را دارد. مناطق فقیرنشین، محله‌های صنعتی، مرکز شهر و حومه‌های آرام… همه با جزئیات بالا طراحی شده‌اند.

شخصیت‌های کلیدی

  • Aiden Pearce (ایدن پیرس): ایدن پیرس یک هکر حرفه‌ای، باهوش و خاکستری‌ست که گذشته‌اش با کارهای زیرزمینی گره خورده، اما انگیزه‌هایش کاملاً شخصی و انسانی است. پس از یک اتفاق تلخ در ابتدای داستان، او برای پیدا کردن حقیقت وارد مسیری می‌شود که او را با لایه‌های پنهان و فاسد شیکاگوی تحت کنترل ctOS روبه‌رو می‌کند. ایدن مردی سرد، حسابگر و مصمم است که با تکیه بر مهارت هک و اراده‌اش تلاش می‌کند گذشته‌اش را جبران کرده و به واقعیت آن حادثه نزدیک شود.
  • Clara Lille: یکی از بهترین هکرهای بازی؛ کسی که به ایدن کمک می‌کنه ولی گذشته‌ی رازآلودی داره.
  • Jordi Chin: شخصیت بامزه و خونسردی که همیشه یک راه‌حل عجیب برای مشکلات دارد.
  • Damien Brenks: فردی از گذشته ایدن که دوباره وارد زندگی او می‌شود و همه‌چیز را پیچیده‌تر می‌کند.

شخصیت‌ها همگی تیپیکال اما دوست‌داشتنی‌اند، و روابط‌شان نقش مهمی در پیشبرد داستان دارد.

شخصیت های کلیدی

گرافیک و صدا

گرافیک Watch Dogs، مخصوصاً برای زمان خودش، واقعاً چشم‌نوازه. شاید به قشنگی اون تریلر افسانه‌ای E3 نباشه، ولی هنوزم وقتی شب‌های بارونی شیکاگو رو می‌بینی، نور نئون‌ها رو آسفالت خیس، انعکاس چراغ ماشین‌ها و دود کارخونه‌ها، حس می‌کنی با یه شهر زنده و واقعی طرفی. موتور Disrupt بیشتر زورش رو گذاشته رو نورپردازی و انعکاس‌ها، برای همین راه رفتن تو شهر، مخصوصاً شب‌ها، خیلی حال‌ می‌ده. از مرکز شهر شیک و مدرن گرفته تا محله‌های فقیرنشین و صنعتی، هرکدوم یه حال‌وهوای مخصوص خودشون دارن و این تفاوت، شهر رو از تکراری شدن نجات می‌ده.

از نظر صدا و موسیقی هم بازی تا حد خوبی فضا رو در میاره. ترک‌های الکترونیک و سینث‌محور، اون حس «هک و تکنولوژی و زیرپوست شهر بودن» رو قشنگ منتقل می‌کنن. وقتی وسط یه تعقیب‌وگریز یا هک حساس هستی، موسیقی تنش رو بالا می‌بره، و تو لحظات آروم‌تر هم قطعات ملایم‌تر پخش می‌شن. صداهای محیطی مثل همهمه مردم، صدای ماشین‌ها، بارون، آلارم‌ها و صدای سیستم‌های الکترونیکی باعث می‌شن شهر بی‌روح به نظر نیاد. صداپیشگی شخصیت‌ها هم خوب از کار دراومده؛ مخصوصاً ایدن، جوردی و کلارا که لحن و دیالوگ‌هاشون با شخصیت‌شون می‌خونه و کمک می‌کنه راحت‌تر باهاشون ارتباط بگیری

جلوه‌های بصری

وقتی بازی معرفی شد، همه با تریلر فوق‌العاده‌اش هیجان‌زده شدن. اما نسخه نهایی کمی ضعیف‌تر از اون تریلر بود ولی همچنان با استانداردهای زمان خودش گرافیک قابل قبولی ارائه کرد. طراحی تکسچرهای با جزئیات، نورپردازی و سایه‌ها، افکت‌های آب و هوایی و انیمیشن‌های روون، باعث شدن این بازی از لحاظ بصری قدرت زیادی داشته باشه. موتور Disrupt Engine هم بیشتر روی نور و انعکاس‌ها تمرکز داره و این موضوع توی شب‌ها کاملاً به چشم میاد. 

موسیقی و صداگذاری

موسیقی بازی فضای پیشرفته و پر از تکنولوژی رو خیلی خوب منتقل می‌کنه. از سینث‌های الکترونیک گرفته تا قطعات آروم و احساسی. صداپیشگی شخصیت‌ها هم به خوبی طراحی شدن. مخصوصا شخصیت‌های مثل ایدن، جوردی و کلارا که نقش‌های مهمی توی داستان دارن.

موسیقی

توسعه و بازخوردها

توسعه Watch Dogs یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های یوبی‌سافت بود. چند سال طول کشید تا این بازی رو بسازن، اونم با یه موتور گرافیکی جدید و ایده‌ای که تا قبلش خیلی کم تو بازی‌ها دیده شده بود: اینکه کل یه شهر واقعی رو بسازن که بتونی با گوشی‌ هک‌ش کنی! تازه بازی دقیقاً موقعی منتشر شد که نسل هفتم داشت جای خودش رو به نسل هشتم می‌داد و این خودش کلی دردسر فنی ایجاد کرد. با این حال، تیم سازنده تونست یه شهر عظیم و پویا طراحی کنه و هک رو از یه مینی‌گیم ساده تبدیل کنه به ستون اصلی گیم‌پلی، چیزی که واقعاً براشون ریسک بزرگی بود.

در مورد بازخوردها هم اوضاع دو نیمه بود. منتقدها معمولاً به بازی نمره‌های خوب دادن؛ حدود 75 تا 82. سیستم هک کردن، ایده تازه، طراحی شهر و فضای تکنولوژیک بازی رو خیلی تحسین کردن. اما از اون طرف یه سری ایراد هم گرفتن: مثل رانندگی که خیلی آرکیدی بود، یا اینکه گرافیک بازی به اندازه تریلرهای اولیه باشکوه از آب درنیومده بود. شخصیت ایدن هم برای بعضیا زیادی سرد و کم‌احساس بود. با وجود این‌ها، بازیکن‌ها ازش حسابی استقبال کردن و فروشش ترکوند؛ طوری که روز اول بیش از 4 میلیون نسخه فروخت و شد یکی از موفق‌ترین IPهای جدید یوبی‌سافت. در کل Watch Dogs تونست با همه بالا و پایین‌هاش یه جای پای محکم تو صنعت بازی باز کنه.

یکی از هدف‌های پنهان یوبی‌سافت در ساخت Watch Dogs این بود که یک رقیب جدی برای بازی‌های جهان‌باز غول‌پیکری مثل GTA بسازه. اون‌ها می‌خواستن همون حس «شهر بزرگ زنده، آزادی کامل و درگیری‌های خیابانی» رو ارائه بدن، اما با یک امضای مخصوص خودشون؛ چیزی که GTA نداشت: هک کردن و کنترل زیرساخت‌های شهری. در واقع Watch Dogs قرار بود GTA باشه، اما با مغزی تکنولوژیک‌تر، جدی‌تر و مدرن‌تر. هرچند بازی کاملاً به اون سطح نرسید، اما مسیر تازه‌ای باز کرد و ثابت کرد که می‌شه یک جهان‌باز با هویت کاملاً متفاوت ساخت.

توسعه بازی

Watch Dogs یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های Ubisoft بود. ساختش چندین سال طول کشید و قرار بود یک نسل جدید از بازی‌های هکری رو پایه‌گذاری کنه. اما این بازی چالش‌هایی هم سر راه خودش داشت؛ ساخت یک موتور گرافیکی جدید، شبیه‌سازی کامل یک شهر با قابلیت هک شدن و عرضه بازی در دوران گذار از نسل هفتم به هشتم، فقط قسمتی از مشکل‌های ساخت این بازی بود. اما با این حال Watch Dogs موفق شد یک جهان تازه معرفی کنه که ترکیب «هک + جهان‌باز + اکشن» رو به خوبی به خورد بازیکن بده.

واکنش منتقدان و بازیکنان

بازی امتیازهای خوبی گرفت؛ میانگین بازخوردها معمولاً 75 تا 82 بود. منتقدها از ایده‌جدید بازی، سیستم هک کردن، داستان جذاب، طراحی جهان و... تعریف زیادی کردن. اما از طرف دیگه، بعضی‌ها هم از رانندگی غیرطبیعی، وعده‌های بیش از حد تریلرها و شخصیت کم‌احساس ایدن ایراد گرفتن. با این وجود، بازیکن‌ها استقبال خیلی خوبی کردن و بازی عملاً تبدیل شد به یکی از موفق‌ترین IPهای جدید یوبیسافت.

امار فروش

آمار فروش و استقبال

Watch Dogs توی روز اول انتشارش بیشتر از 4 میلیون نسخه فروخت؛ یعنی رکورد سریع‌ترین فروش یه بازی تازه‌ساخت از Ubisoft توی زمان خودش. تا پایان سال اول، فروش بازی به حدود 10 میلیون نسخه رسید. توی بسیاری از کشورها توی صدر جدول فروش قرار گرفت و حتی برای مدتی از GTA V توی بعضی از پلتفرم‌ها هم جلو زد (هرچند موقتی بود). به طور خلاصه Watch Dogs 1 یه موفقیت تجاری عظیم بود و ثابت کرد که بازیکن‌ها تشنه‌ی تجربه‌های جدید و متفاوت هستن.

تاثیر و میراث بازی

Watch Dogs با اینکه بی‌نقص نبود، اما راه رو برای یه مجموعه جدید باز کرد و به صنعت بازی پیام مهمی داد؛ هک کردن می‌تونه پایه‌ی یه بازی کامل باشه! قبل از Watch Dogs 1، هک کردن بیشتر یه مینی‌گیم فرعی بود. اما این بازی نشون داد می‌شه هک رو تبدیل به ستون اصلی گیم‌پلی کرد. مفهوم «جنگ اطلاعاتی» توی بازی‌ها قبلاً کم‌تر دیده می‌شد. ولی Watch Dogs نشون داد دنیای مدرن چقدر به داده‌ها وابسته شده.

سیستم مورد نیاز

قطعه | حداقل سیستم مورد نیاز | سیستم پیشنهادی

سیستم‌عامل Windows 7 / 8 64-bit | Windows 8 / 10 64-bit
پردازنده Intel Core 2 Quad Q8400 / AMD Phenom II X4 940 | Intel Core i7-3770 / AMD FX-8350
RAM 6 GB | 8 GB
کارت گرافیک Nvidia GTX 460 / AMD HD 5770 | Nvidia GTX 560 Ti / AMD Radeon HD 7850
DirectX Version 11 | Version 11
فضای مورد نیاز 25 GB | 25 GB (SSD Recommended)

لیست جوایز

Watch Dogs جوایز زیادی نگرفت، اما چند جایزه مهم دریافت کرد:

• بهترین بازی اکشن–ماجراجویی از VGX

• بهترین نمایش در E3 از چند رسانه مختلف

• نامزد بهترین گرافیک و بهترین IP جدید در چند جشنواره

• برنده جایزه نوآوری در طراحی گیم‌پلی از چند وب‌سایت تخصصی

جمع بندی

جمع‌بندی و حرف آخر

Watch Dogs 1 یه شروع محکم برای یه سری کاملاً جدید بود. شاید بی‌نقص نبود، شاید بعضی وعده‌هاش بیشتر از نتیجه نهایی بودن، اما حقیقت اینه که ایده‌های جدیدی وارد صنعت بازی کرد و تجربه‌ای ساخت که ترکیب «جهان‌باز + اکشن + هک» رو به شکل جذاب و متفاوت ارائه داد. این بازی برای کسایی مناسبه که طرفدارهای بازی‌های جهان‌باز هستن، هک کردن و سیستم‌های تکنولوژیکی رو دوست دارن، آزادی عمل زیادی می‌خوان و دنبال یه داستان جنایی مدرن هستن.