در دنیای بازیهای ویدیویی، فرمولهای موفق معمولاً دستنخورده باقی میمانند. ولی گاهی اوقات، حتی بزرگترین نامها هم به بنبست میرسند و سازندگان مجبورند دست به قماری بزرگ بزنند: تغییر همه چیز. این تغییرات گاهی آنقدر موفقیتآمیز هستند که دیگر راه برگشتی باقی نمیماند و هویت قبلی بازی برای همیشه به تاریخ میپیوندد. در این مقاله، 8 فرنچایز بزرگی را بررسی میکنیم که با یک تغییر انقلابی، تولدی دوباره داشتند.
در این مقاله میخوانیم:
- 1. God of War؛ از خشم بینهایت تا درام پدرانه
- 2. The Legend of Zelda؛ تعریف دوباره جهانباز
- 3. Resident Evil؛ وحشت با دوربین جدید
- 4. Final Fantasy؛ خداحافظی با نوبتی بودن
- 5. Fallout؛ از بالا به پایین تا دنیای سه بعدی
- 6. Yakuza: Like a Dragon؛ تغییر ناگهانی به نوبتی
- 7. Assassin's Creed؛ از مخفیکاری تا نقشآفرینی بزرگ
- 8. Rainbow Six؛ تاکتیکال آنلاین به جای داستان
- رمز بقا در دنیای بیرحم گیم
1. God of War؛ از خشم بینهایت تا درام پدرانه
زمانی کریتوس نماد خشم خالص بود؛ یک ماشین کشتار که در سهگانه یونان فقط به دنبال انتقام بود. اما در سال 2018، استودیوی سانتا مونیکا (Santa Monica Studio) همه چیز را عوض کرد. کریتوس پیرتر و آرامتر شد و داستان از "کشتن خدایان" به "تربیت پسر" تغییر کرد. این تغییر مسیر به سمت روایت داستانی عمیق، چنان موفق بود که دیگر تصور بازگشت به آن گیمپلی هکاناسلش (Hack and Slash) قدیمی دشوار است.

2. The Legend of Zelda؛ تعریف دوباره جهانباز
تا قبل از Breath of the Wild، بازیهای زلدا ساختاری خطی داشتند: برو به سیاهچال، آیتم را پیدا کن، غول را بکش. ولی نینتندو با نسخه سوییچ، تمام قوانین را شکست. حالا شما از همان اول همه ابزارها را دارید و میتوانید مستقیماً سراغ غول آخر بروید! این آزادی عمل بینهایت در حل معماها و جست و جو، استاندارد جدیدی برای کل صنعت گیم تعریف کرد که بازگشت به سیاهچالهای خطی قدیمی را غیرممکن میکند.

3. Resident Evil؛ وحشت با دوربین جدید
این سری زمانی پادشاه ترس با "دوربین ثابت" و "کنترل تانکی" بود. اما Resident Evil 4 با آوردن دوربین روی شانه، انقلابی در بازیهای اکشن سومشخص ایجاد کرد. سالها بعد، کپکام با Resident Evil 7 دوباره ریسک کرد و بازی را اولشخص کرد. حالا با ترکیب این دو سبک مدرن (ریمیکهای سومشخص و بازیهای جدید اولشخص)، دیگر جایی برای آن دوربینهای ثابت و کنترلهای خشک قدیمی نیست.

4. Final Fantasy؛ خداحافظی با نوبتی بودن
زمانی فاینال فانتزی به معنای مبارزات نوبتی بود. اما اسکوئر انیکس فهمید که برای جذب مخاطب مدرن، نیاز به اکشن دارد. از نسخه 15 به بعد و به خصوص در Final Fantasy 16، بازی کاملاً به یک اکشن-RPG سریع تبدیل شد. اگرچه طرفداران قدیمی دلتنگ سیستم نوبتی هستند، ولی فروش و محبوبیت سیستم جدید نشان میدهد که فاینال فانتزی راهش را انتخاب کرده است.

5. Fallout؛ از بالا به پایین تا دنیای سه بعدی
نسخههای اول فالاوت بازیهای ایزومتریک (دوربین از بالا) و نوبتی بودند که بیشتر شبیه دیابلو به نظر میرسیدند. ولی وقتی بتسدا (Bethesda) سکان را به دست گرفت، فالاوت را به یک شوتر اولشخص/سومشخص جهانباز تبدیل کرد. این تغییر باعث شد تا فالاوت از یک بازی نیش (Niche) به یکی از محبوبترین فرنچایزهای تاریخ تبدیل شود.

6. Yakuza: Like a Dragon؛ تغییر ناگهانی به نوبتی
سری یاکوزا همیشه یک بازی اکشن بزنبزن (Beat 'em up) بود. ولی در نسخه Yakuza: Like a Dragon، سازندگان ناگهان همه چیز را به سبک مبارزات نوبتی و نقشآفرینی تغییر دادند! این تغییر که ابتدا شبیه دروغ اول آوریل بود، آنقدر خوب جواب داد که حالا سری اصلی با همین فرمول ادامه پیدا میکند و اکشن قدیمی فقط در نسخههای فرعی دیده میشود.

7. Assassin's Creed؛ از مخفیکاری تا نقشآفرینی بزرگ
زمانی اساسینز کرید یعنی مخفی شدن در میان جمعیت و کشتن با هیدنبلید. ولی یوبیسافت با Origins تصمیم گرفت بازی را به یک اکشن-نقشآفرینی (RPG) تمامعیار با لولبندی، لوت کردن و نقشههای غولپیکر تبدیل کند. این تغییر مقیاس باعث شد تا هویت بازی از یک اکشن مخفیکاری متمرکز، به یک حماسه تاریخی وسیع تغییر کند.

8. Rainbow Six؛ تاکتیکال آنلاین به جای داستان
رینبو سیکس زمانی یک شوتر داستانی و تاکتیکی بود که در آن فرماندهی یک تیم ضدتروریستی را بر عهده داشتید. اما با عرضه Rainbow Six Siege، همه چیز تغییر کرد. بازی کاملاً آنلاین و رقابتی شد و خبری از بخش داستانی نبود. موفقیت حیرتانگیز Siege در ده سال گذشته باعث شده تا یوبیسافت عملاً قید ساخت نسخههای داستانی سنتی را بزند.

رمز بقا در دنیای بیرحم گیم
در نهایت، باید بپذیریم که در صنعت پرسرعت بازیهای ویدیویی، درجا زدن مساوی با مرگ است. شاید دلمان برای دوربینهای ثابت رزیدنت اویل یا مبارزات نوبتی فاینال فانتزی تنگ شود، ولی واقعیت این است که همین ریسکهای بزرگ باعث شده تا این نامهای قدیمی پس از دههها هنوز هم در صدر جدول فروش باشند. این فرنچایزها با پوستاندازی، خود را برای نسل جدید گیمرها بازتعریف کردند و ثابت کردند که برای جاودانه شدن، گاهی باید همه پلهای پشت سر را خراب کرد و مسیری کاملاً نو ساخت.