بازی Death Stranding (دث استرندینگ) یک عنوان اکشن-ماجراجویی منحصربهفرد و پایهگذار سبک جدیدی به نام «Strand» (مبتنی بر ارتباط) است که به عنوان اولین پروژه مستقل استودیوی Kojima Productions پس از جدایی پرحاشیه هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) از Konami، در سال 2019 منتشر شد. این بازی که با تکنولوژی موشنکپچر و هنرنمایی ستارگان هالیوودی نظیر نورمن ریداس و مدز میکلسن جان گرفته، داستان شخصیتی منزوی به نام سم پورتر بریجز (Sam Porter Bridges) را روایت میکند که وظیفه دارد در یک آمریکای پساآخرالزمانیِ ویرانشده بر اثر رویدادی فراطبیعی، بازماندگان و شهرهای از هم گسیخته را دوباره به شبکه متصل کند. دث استرندینگ با کنار گذاشتن فرمولهای رایج صنعت ویدیوگیم، اثری کاملاً سلیقهای و قطبیساز خلق کرده که بیش از اکشنهای سریع، نیازمند صبر و برنامهریزی است؛ اثری که هسته اصلی آن بر یک سیستم چندنفره غیرهمزمان بنا شده و بازیکنان در سراسر جهان با وجود ندیدن یکدیگر، با اشتراکگذاری تجهیزات و سازهها به هم کمک میکنند تا از این دنیای بیرحم جان سالم به در ببرند.
در این مقاله میخوانیم:
- جدول اطلاعات کلیدی
- داستان بازی
- فهرست اپیزودهای داستانی (هشدار اسپویل)
- دنیای بازی
- مناطق جغرافیایی (Geographical Regions)
- گروهها و جوامع (Factions & Societies)
- شخصیتهای کلیدی
- گیمپلی و مکانیکهای بازی
- پیمایش و مدیریت بار (Traversal & Inventory)
- سیستم چندنفره غیرهمزمان (Social Strand System)
- سیستم مبارزات (Combat & Encounters)
- تجهیزات و وسایل نقلیه (Equipment & Vehicles)
- گرافیک و جلوههای بصری (Graphics & Visuals)
- موسیقی و صداگذاری (Audio & Music)
- توسعه و ساخت
- موتور بازیسازی (Decima Engine)
- تولد سبک Strand و ایده طناب و چوب
- استفاده از ستارگان هالیوود و تکنولوژی ضبط حرکت
- جوایز و افتخارات
- مراسم The Game Awards 2019
- جوایز بفتا (BAFTA Games Awards 2020)
- جوایز دایس (D.I.C.E. Awards 2020)
- مراسم Golden Joystick Awards 2020
- نقدها و نمرات (Reviews & Scores)
- واکنشها در ایران
- نسخه اصلی (Original Release)
- نسخه Death Stranding Director’s Cut
- سیستم مورد نیاز
- سیستم مورد نیاز (نسخه رایانههای شخصی - Steam)
- حجم بازی روی کنسولها
- حجم بازی روی دستگاههای اپل (iOS / Mac)
- جمع بندی
- نقاط قوت
- نقاط ضعف
- برای چه کسانی مناسب است؟
- برای چه کسانی مناسب نیست؟
- کلام آخر
همچنین مقاله ما درباره Death Stranding 2: On the Beach را هم بخوانید.
جدول اطلاعات کلیدی
| Death Stranding | |
|---|---|
| توسعهدهنده | Kojima Productions |
| منتشرکننده | Sony Interactive Entertainment |
| موتور گرافیکی | Decima |
| تاریخ انتشار | 8 نوامبر 2019 (17 آبان 1398) |
| سبک / ژانر | اکشن (Action) - Strand Game (بازی مبتنی بر تار و پود/ارتباط) |
| پلتفرمها |
Play Station 4 - PC - PlayStation 5 - macOS - iOS - iPadOS
|
| مدل درآمدی | Premium (خرید کامل بازی) |
| حالتهای بازی | تکنفره (Single-player) - چندنفره غیرهمزمان (Asynchronous Multiplayer) |
| کارگردان و نویسنده | هیدئو کوجیما (Hideo Kojima) |
| کارگردان هنری | یوجی شینکاوا (Yoji Shinkawa) |
| موسیقی | لودویگ فورسل (Ludvig Forssell) |
| ردهبندی سنی | M (17+) |
| توضیحات محتوا | خشونت، خون، زبان نامناسب، موضوعات بزرگسالانه |

داستان بازی
داستان در زمان آینده و پس از فروپاشی تمدن آمریکا آغاز میشود. جوامع باقیمانده به صورت ایزوله و در پناهگاههای زیرزمینی زندگی میکنند. بازیکن کنترل سم پورتر بریجز (با نقشآفرینی نورمن ریداس) را بر عهده دارد؛ یک باربر (Porter) مستقل و گوشهگیر که از سندرم آفنفوسفوبیا (ترس از تماس فیزیکی با دیگران) رنج میبرد.
ماجرا از جایی آغاز میشود که بریجت استرند، رئیسجمهورِ رو به مرگِ سازمانی به نام UCA (شهرهای متحده آمریکا)، از سم که پسرخواندهی اوست، درخواستی حیاتی میکند. سم ماموریت مییابد تا با سفر از شرق تا غرب آمریکا، پناهگاههای پراکنده را به «شبکه کایرال» متصل کرده و کشور را دوباره یکپارچه کند. در این مسیر، او باید خواهرش آملی را که قرار بود رهبر آینده UCA باشد اما اکنون توسط یک گروه تروریستی و افراطی به نام هومو دیمنز (Homo Demens) گروگان گرفته شده است، نجات دهد. سم با پذیرش این ماموریت خطرناک، سفری طولانی را در دنیایی بیرحم آغاز میکند؛ در حالی که یک محفظه «بیبی» (BB) تنها همراه او برای زنده ماندن در میان ارواح نامرئی است. روایت اصلی این سفر در قالب 15 اپیزود داستانی جریان دارد که تکمیل آنها نیازمند بیش از 40 ساعت زمان است.

فهرست اپیزودهای داستانی (هشدار اسپویل)
داستان بازی Death Stranding در قالب 15 بخش (یک مقدمه و 14 اپیزود اصلی) روایت میشود. طول این اپیزودها متغیر است؛ برای مثال اپیزود سوم با حدود 10 ساعت گیمپلی طولانیترین بخش بازی است، در حالی که اپیزودهای پایانی بسیار سینماییتر و کوتاهتر هستند.
- مقدمه: حمال (Prologue: Porter): سم در پناهگاهی با فراجایل روبرو میشود. او پس از یک حادثه کشته شده اما به لطف قابلیتهایش به زندگی بازمیگردد. سم یک BB (بریج بیبی) دریافت میکند و برای اولین بار با فلشبکهایی از یک مرد مرموز مواجه میشود.
- اپیزود 1: بریجت (Bridget): دیدار سم با مادرخواندهاش، رئیسجمهور بریجت استرند، در بستر مرگ و محول شدن ماموریت اتصال دوباره شبکه UCA به سم.
- اپیزود 2: آملی (Amelie): ارتباط سم با خواهرش آملی که توسط تروریستها اسیر شده است. رویارویی اولیه سم با هیگز (آنتاگونیست بازی) و نبرد با یک هیولای BT.
- اپیزود 3: فراجایل (Fragile): طولانیترین بخش بازی. سم متوجه میشود محمولهای که حمل میکند یک بمب است که هیگز آن را طراحی کرده. در این بخش پیشزمینه داستانی فراجایل و هیگز روشن میشود.
- اپیزود 4: آنگر (Unger): سم درگیر یک طوفان شده و به یک میدان نبرد در زمان جنگ جهانی اول منتقل میشود؛ جایی که باید با مرد مرموزِ فلشبکها، یعنی کلیفورد آنگر مبارزه کند.
- اپیزود 5: ماما (Mama): روایت داستان غمانگیز ماما و خواهر دوقلویش لاکنی. ماما برای اتصال شبکه UCA مجبور میشود از نوزاد BT خود جدا شود که این فداکاری به قیمت جانش تمام میشود.
- اپیزود 6: ددمن (Deadman): بیبیِ سم نشانههایی از خودآگاهی نشان میدهد. ددمن برای جلوگیری از خرابی بیبی، او را موقتاً از سم جدا میکند تا سیستمش را بازنشانی کند.
- اپیزود 7: کلیفورد (Clifford): انتقال دوباره سم و ددمن به یک فضای زمانی دیگر (جنگ جهانی دوم) و دومین رویارویی با کلیفورد آنگر.
- اپیزود 8: هارتمن (Heartman): آشنایی با شخصیت هارتمن و بررسی تئوریِ «موجودیتهای انقراض» (EE). مشخص میشود که دلیل ربوده شدن آملی، احتمالاً ارتباط او با پدیده انقراض است.
- اپیزود 9: هیگز (Higgs): نبرد نهایی و تنبهتن سم با هیگز در ساحل (دنیای مردگان). سم پیروز میشود اما آملی به شکلی غیرمنتظره او را به اقیانوس هل میدهد.
- اپیزود 10: دای-هاردمن (Die-Hardman): زمینهسازی برای افشای رازهای سازمان بریجز و نقش دای-هاردمن در گذشتهی تاریک این سازمان.
- اپیزود 11: کلیفورد آنگر (Clifford Unger): سومین انتقال فضازمانی به جنگ ویتنام. کلیفورد که در جستجوی فرزندش است، پس از در آغوش گرفتن موقت بیبیِ سم، او را پس میدهد.
- اپیزود 12: بریجز (Bridges): دایهاردمن راز بزرگی را فاش میکند: آملی هرگز در دنیای واقعی وجود فیزیکی نداشته و فقط یک هولوگرام است؛ بریجت نیز هرگز فرزندی نداشته است.
- اپیزود 13: سم استرند (Sam Strand): افشای حقیقت نهایی. بریجت و آملی در واقع یک نفر (یک موجودیت انقراض) هستند. سم موفق میشود آملی را قانع کند تا از نابودی بشریت دست بردارد و انقراض را به تعویق بیندازد.
- اپیزود 14: لو (Lou): دایهاردمن رئیسجمهور میشود. سم متوجه میشود که کلیفورد آنگر در واقع پدرِ واقعیِ خود اوست و سم همان بیبیِ داخل فلشبکها بوده است. سم، بیبیِ فعلی خود را از محفظه خارج کرده، او را احیا میکند و نام «لوئیز» را بر او میگذارد.
- اپیزود 15: فردا در دستان توست (Tomorrow Is In Your Hands): این بخش در واقع پایان داستان است که بازیکن را برای تکمیل ماموریتهای فرعی و گشتوگذار آزادانه به دنیای بازی برمیگرداند.

دنیای بازی
جهان Death Stranding یک نسخه پساآخرالزمانی و ویرانشده از ایالات متحده آمریکا است. در پی وقوع یک رویداد کیهانی و فراطبیعی به نام «دث استرندینگ»، مرز میان دنیای زندهها و دنیای مردگان (که در بازی با نام ساحل یا Beach شناخته میشود) از بین رفته است. این رویداد باعث پیدایش پدیدهها و خطرات مرگباری در زمین شد که حیات بشریت را تا مرز انقراض پیش برد:
- موجودات ساحلی (BTs): ارواح نامرئی و سرگردانِ دنیای مردگان که در زمین پرسه میزنند. برخورد انسانهای زنده با این موجودات باعث ایجاد پدیدهای به نام Voidout (انفجار برخورد ماده و پادماده) میشود که میتواند یک شهر را با خاک یکسان کند.
- باران زمان (Timefall): در این دنیای جدید، قطرات باران به محض برخورد با هر موجود زنده یا شیء فیزیکی، زمان را برای آن به شدت جلو میبرند و باعث پیری یا فرسودگی سریع میشوند.
- سندرم دومز (DOOMS): یک جهش ژنتیکی که به برخی از انسانها (مانند سم یا فراجایل) تواناییهای ویژهای برای درک، حس کردن یا کنترل ارواح (BTها) میدهد.
- شبکه کایرال (Chiral Network): فناوری پیشرفتهای شبیه به اینترنت، اما با این تفاوت که به جای فیبر نوری، از بُعد زمان و دنیای مردگان (ساحل) برای انتقال در لحظهی حجم عظیمی از دادهها استفاده میکند.
- بریج بیبی (Bridge Baby / BB): جنینهای نارس در محفظههایی شبیهساز رحم مادر هستند که به دلیل ارتباط همزمان با دنیای زندهها و مردگان، به عنوان یک رادار زنده برای تشخیص BTها توسط باربرها استفاده میشوند.

مناطق جغرافیایی (Geographical Regions)
نقشه بازی، نسخهای مینیاتوری و نمادین از آمریکای پس از فروپاشی است که به سه منطقه اصلی تقسیم میشود:
- منطقه شرقی (Eastern Region): نقطه آغازین سفر سم. این منطقه دارای طبیعتی خشن، صخرهای و رودخانههای عمیق است. شهرهای مهمی مانند کاپیتال نات سیتی (Capitol Knot City) و پورت نات سیتی (Port Knot City) در این بخش قرار دارند و بازیکن برای اولین بار با مکانیکهای پایه بازی در اینجا آشنا میشود.
- منطقه مرکزی (Central Region): وسیعترین و متنوعترین بخش نقشه که شامل دشتهای سرسبز، زمینهای سنگلاخی، مناطق برفی و کوهستانهای صعبالعبور است. بخش عمدهای از زمان بازیکن در این منطقه سپری میشود. شهرهای کلیدی مانند لیک نات سیتی (Lake Knot City) و ماونتین نات سیتی (Mountain Knot City) در این قسمت واقع شدهاند.
- منطقه غربی (Western Region): کوچکترین و ویرانترین بخش نقشه که در اواخر بازی به آن میرسید. این منطقه پوشیده از قیر (Tar) و بازماندههای انفجارهای Voidout است و به شهر اج نات سیتی (Edge Knot City) منتهی میشود.
گروهها و جوامع (Factions & Societies)
بازماندگان دث استرندینگ به گروههای مختلفی تقسیم شدهاند که هر کدام سبک زندگی متفاوتی دارند:
- سازمان بریجز (Bridges) و UCA: سازمان اصلی بازی که قصد دارد با متصل کردن شهرها و پناهگاهها به شبکه کایرال، «شهرهای متحده آمریکا» را دوباره شکل دهد.
- پناهگاهنشینها (Preppers): افراد یا خانوادههای مستقلی که از ترس BTها و بیماری، در پناهگاههای زیرزمینی (Bunkers) خود را قرنطینه کردهاند و برای تامین نیازهایشان کاملاً به باربرها وابستهاند.
- باربرها (Porters): افراد شجاعی که به صورت آزاد کار میکنند و محمولهها را بین پناهگاهها جابهجا میکنند. آنها معمولاً بیخطر هستند و در طول نقشه با سم تعاملات دوستانهای دارند.
- میولها (MULEs): باربرهای سابقی که به دلیل انزوا و شرایط سخت، دچار نوعی جنون و اعتیاد به «حمل بار» شدهاند. آنها قصد کشتن کسی را ندارند، اما به هر باربری که محموله داشته باشد حمله میکنند تا بارهای او را غارت کنند.
- هومو دیمنز (Homo Demens): یک گروه تروریستی و افراطی مستقر در منطقه غربی (به رهبری هیگز). آنها مخالف اتحاد دوباره آمریکا هستند و از BTها و ایجاد انفجارهای عمدیِ Voidout به عنوان سلاح استفاده میکنند.

شخصیتهای کلیدی
- سم پورتر بریجز (Sam Porter Bridges): شخصیت اصلی و قابل کنترل بازی. او یک باربر افسانهای و بازگشتکننده (Repatriate) است؛ به این معنی که پس از مرگ میتواند از دنیای مردگان به زندگی برگردد. سم به دلیل ابتلا به سندرم آفنفوسفوبیا از لمس شدن توسط دیگران وحشت دارد و در ابتدا علاقهای به درگیر شدن در مسائل سیاسی و نجات دنیا ندارد.
- کلیفورد آنگر (Clifford Unger): یک سرباز کهنهکار و مرموز که در کابوسها و فلشبکهای مربوط به جنگهای تاریخی ظاهر میشود. او به دنبال بیبی (BB) خود میگردد و یکی از پیچیدهترین و تراژدیکترین شخصیتهای بازی است.
- فراجایل (Fragile): رئیس شرکت باربری مستقل «فراجایل اکسپرس». او توانایی تلهپورت (پرش از طریق ساحل) را دارد. بدن او به دلیل قرار گرفتن در معرض باران زمان (Timefall) در گذشته، دچار پیری زودرس شده است. او در طول بازی به سم در جابهجایی سریع کمک میکند.
- آملی (Amelie): خواهرخوانده سم که در ظاهر هرگز پیر نمیشود. او رهبر معنوی UCA است و در ساحل (Beach) گیر افتاده است. آملی هسته مرکزی داستان و رازهای مربوط به پدیده دث استرندینگ است.
- هیگز موناگان (Higgs Monaghan): آنتاگونیست اصلی بازی و رهبر گروه تروریستی هومو دیمنز. او که خود را «مردی با نقاب طلایی» مینامد، سطح بالایی از سندرم DOOMS را دارد و میتواند هیولاهای BT را کنترل و احضار کند.
- دای-هاردمن (Die-Hardman): مدیر فعلی سازمان بریجز که همیشه یک نقاب مشکی جمجمهشکل بر چهره دارد. او دست راست رئیسجمهور بریجت استرند بوده و در طول مسیر، سم را راهنمایی میکند.
- ددمن (Deadman): پزشک و محقق سازمان بریجز که اطلاعات جامعی درباره موجودات ساحلی و عملکرد بریج بیبیها (BB) به سم میدهد. بدن او از پیوند اعضای مردگان ساخته شده است.
- هارتمن (Heartman): دانشمندی که قلبش هر 21 دقیقه یکبار میایستد. او به مدت 3 دقیقه وارد دنیای مردگان میشود تا به دنبال خانواده از دست رفتهاش بگردد و سپس توسط دستگاه شوکِ متصل به سینهاش به زندگی برمیگردد.
- ماما (Mama): یکی از مهندسان نابغه سازمان بریجز که وظیفه ارتقای تجهیزات سم را بر عهده دارد. او به دلیل اتصال به نوزاد BT خود، نمیتواند از آزمایشگاهش خارج شود.
گیمپلی و مکانیکهای بازی
بازی Death Stranding یک عنوان جهانباز (Open-World) با زاویه دید سومشخص (و گاهی اولشخص) است که استودیوی Kojima Productions سبک آن را «Strand Game» مینامد. بازیکن در نقش Sam Porter Bridges وظیفه دارد محمولههای مختلف را در سراسر آمریکای پساآخرالزمانی جابهجا کند. جهان بازی دارای بیومهای متنوعی از دشتهای سرسبز گرفته تا کوهستانهای برفی و مناطق سنگلاخی است که همگی قابل کاوش هستند.

پیمایش و مدیریت بار (Traversal & Inventory)
هسته اصلی گیمپلی روی فیزیکِ حرکت و مدیریت منابع تمرکز دارد. پیش از شروع هر سفر، بازیکن باید محمولهها، تجهیزات و سلاحها را روی بدن سم توزیع کند.
- حفظ تعادل: چیدمان غیرمنطقی بارها باعث برهم خوردن تعادل سم میشود. بازیکن باید با استفاده از دکمههای کنترلر (تریگرها) تعادل سم را در مسیرهای ناهموار حفظ کند.
- مدیریت متغیرها: در طول سفر، بازیکن باید به پارامترهای متعددی از جمله میزان سلامتی، استقامت (Stamina)، سلامت کفشها، سطح استرسِ بریج بیبی (BB) و یکپارچگی محمولهها توجه کند.
- عبور از موانع طبیعی: نقشه بازی پر از چالشهای محیطی است. عبور اشتباه از یک رودخانه خروشان یا دریاچه عمیق، نهتنها استقامت (Stamina) سم را به شدت کاهش میدهد، بلکه جریان آب میتواند تعادل او را به هم زده و محمولههایش را با خود ببرد. بازیکن باید با استفاده از ابزارهایی مثل نردبان و طناب، مسیرهای امنتری برای عبور از صخرهها و درهها پیدا کند.
- شرایط جوی و باران زمان (Timefall): در این دنیا بارانی به نام «تایمفال» (و در مناطق کوهستانی، برف) میبارد که زمانِ هر چیزی که لمس کند را به جلو میبرد. ماندن زیر این باران باعث فرسودگی، زنگزدگی و نابودی تدریجی محفظه محمولهها میشود و در نهایت بار شما آسیب میبیند. شما باید با استفاده از اسپریهای تعمیر و پیدا کردن پناهگاه، این شرایط جوی خطرناک را مدیریت کنید.
سیستم چندنفره غیرهمزمان (Social Strand System)
یکی از نوآورانهترین بخشهای بازی، سیستم آنلاین و ناهمزمان آن است. با وجود اینکه بازیکنان هرگز یکدیگر را در دنیای بازی نمیبینند، اما میتوانند به صورت غیرمستقیم به هم کمک کنند:
- پس از متصل کردن هر منطقه به شبکه کایرال، سازههای ساخته شده توسط سایر بازیکنان (مثل نردبان، طناب، پل، جاده و خانههای امن) در نقشه شما ظاهر میشود.
- بازیکنان میتوانند با فشردن دکمه لایک (Like) از سازنده یک آیتم یا سازه تشکر کنند. این لایکها پاداش مادی ندارند و تنها حس همدلی و شعار اصلی بازی یعنی «ارتباط دوباره» را تقویت میکنند.

سیستم مبارزات (Combat & Encounters)
بازی بازیکنان را به شدت از کشتن انسانها برحذر میدارد. اگر یک انسان (حتی دشمن) را با سلاح گرم بکشید، جسد او پس از مدتی دچار پدیدهای به نام «نکروز» (Necrosis) میشود و به یک هیولای وحشتناک تبدیل میگردد که میتواند یک انفجار مهیب ضدماده به نام «وویداوت» (Voidout) ایجاد کرده و یک منطقه بزرگ از نقشه را کاملاً نابود (و بازی را Game Over) کند. به همین دلیل، در صورت کشتن کسی، وظیفه دارید به عنوان جریمه، جسد او را کول کرده و با پای پیاده یا ماشین به «کورههای آدمسوزی» (Incinerator) در نقاط دوردست نقشه ببرید تا خاکستر شود!
سم در طول مسیر با دو دسته اصلی از تهدیدات روبهرو میشود:
- میولها (MULEs) و هومو دیمنز: میولها سارقان و باربرهای سابقی هستند که به دزدیدن محمولهها اعتیاد پیدا کردهاند. آنها در کمپهای خود رادار دارند و قصدشان کشتن سم نیست، بلکه با نیزههای شوکآور حمله میکنند تا بارهای شما را غارت کنند. در مقابل، گروه «هومو دیمنز» تروریستهایی هستند که از گلوله واقعی استفاده کرده و قصد جان سم را دارند.
- موجودات ساحلی (BTs): ارواح و موجودات نامرئی و وحشتناکی که مناطق خاصی از نقشه را آلوده کردهاند و معمولاً با بارش تایمفال ظاهر میشوند. شما به کمک نوزادی که در محفظه روی سینهتان قرار دارد (Bridge Baby یا همان BB) میتوانید حضور و مکان تقریبی آنها را از طریق رادار روی شانهتان تشخیص دهید. برای عبور از میان این موجودات، باید مخفیکاری کنید، آرام راه بروید و در مواقع نزدیک شدن به آنها «نفس خود را حبس کنید» تا صدایتان را نشنوند. اگر شما را بگیرند، به یک استخر سیاه کشیده میشوید و باید با فرمِ غولپیکر و حیوانیِ آنها (Catcher) مبارزه کنید. با پیشروی در بازی، سلاحها و نارنجکهایی که از خون خود سم ساخته شدهاند (Hematic) برای مبارزه با آنها در اختیارتان قرار میگیرد.

تجهیزات و وسایل نقلیه (Equipment & Vehicles)
انجام ماموریتهای اصلی و فرعی، تجهیزات متنوعی را برای سادهتر شدن سفرها باز میکند.
- اسکلتهای خارجی (Exoskeletons): زرههای پوشیدنی که به سم اجازه میدهند بارهای سنگینتری حمل کند، سریعتر بدود یا در برف و کوهستان راحتتر حرکت کند.
- وسایل نقلیه: استفاده از موتورسیکلتها (Trikes) و کامیونها به جابهجایی سریعتر کمک میکند، اما نیازمند باتری هستند و امکان ورود به مناطق صعبالعبور را ندارند.
- سفر سریع (Fast Travel): پس از اپیزود سوم، قابلیت پرش سریع از طریق چتر فراجایل باز میشود؛ اما محدودیت بزرگ آن این است که در هنگام فستتراول، سم نمیتواند هیچ محمولهای را با خود جابهجا کند.
گرافیک و جلوههای بصری (Graphics & Visuals)
دنیای پساآخرالزمانی Death Stranding به لطف قدرت موتور گرافیکی دسیما (Decima)، یکی از چشمنوازترین و پرجزئیاتترین تجربیات بصری را ارائه میدهد. محیطهای عظیم بازی از کوهستانهای سرسبز و جنگلهای مهآلود تا قلههای یخبندان و صحراهای سرخرنگ، با نورپردازی خیرهکنندهای طراحی شدهاند. یکی از شگفتیهای گرافیکی بازی، تغییرات پویای محیط است؛ برای مثال، هنگام ورود به منطقه موجودات ساحلی (BTها)، محیط به سرعت تغییر کرده و با بیرون زدن ناگهانی ماده سیاه رنگی به نام «تار» (Tar) و ظاهر شدن هیولاهای عظیمالجثه (Catchers)، اتمسفری سنگین و دلهرهآور میسازد.
از منظر گرافیک فنی و انیمیشنها، سازندگان وسواس بینظیری به خرج دادهاند. چهره شخصیتها با بالاترین کیفیت اسکن شده و جزئیاتی نظیر حرکات ریز چشم، مو و واقعی بودن حالت صورت به شکل فوقالعادهای پیادهسازی شده است. انیمیشنهای حرکتی «سم» نیز بسته به شرایط، مانند راه رفتن با اسکلتهای مکانیکی، حرکت پابرهنه، تقلا در رودخانه یا یخ زدن در برف کاملاً متفاوت و واقعگرایانه هستند. با این حال، در کنار فیزیک عالیِ شبیهسازی وزن و راه رفتن، ایراداتی در فیزیک وسایل نقلیه به چشم میخورد؛ به خصوص برخورد موتورسیکلت با سنگریزهها و صخرهها که گاهی منجر به پرشهای ناگهانی و غیرطبیعی شده و به تجربه یکپارچه گیمپلی لطمه میزند.

موسیقی و صداگذاری (Audio & Music)
نقش لودویگ فورسل (مدیر صوتی و آهنگساز ارشد کوجیما پروداکشنز در آن زمان) در خلق هویت شنیداری بازی غیرقابل انکار است. او که پیشتر در بازی Metal Gear Solid V نیز با هیدئو کوجیما همکاری موفقی داشت، در Death Stranding رویکردی آوانگارد و تجربی را در پیش گرفت. فورسل برای القای حس انزوا، بیگانگی و در عین حال «اتصال» (تم اصلی بازی)، از ترکیب سینثسایزرهای تاریک، آواهای کرال وهمآلود و سازهای کوبهای غیرمتعارف (مانند استفاده از اشیای روزمره و ضایعات به عنوان ساز) استفاده کرد.
اوج هنر او را میتوان در قطعه نمادین “BB’s Theme” شنید؛ لالایی غمانگیز و زیبایی با اجرای وکال جنی پلنت (Jenny Plant) که بار احساسی سنگین رابطه میان سم و لو (BB) را به دوش میکشد و در لحظات کلیدی داستان، قلب بازیکن را لمس میکند. خلاقیت و تسلط فورسل در فضاسازی موسیقایی به حدی تحسینبرانگیز بود که جایزه «بهترین موسیقی متن» را در مراسم The Game Awards 20192019 برای این بازی به ارمغان آورد.
توسعه و ساخت
روند توسعه بازی Death Stranding بلافاصله پس از جدایی پر سر و صدای هیدئو کوجیما از شرکت کونامی (Konami) و شکلگیری دوباره استودیوی مستقل Kojima Productions در دسامبر 2015 آغاز شد. سونی (Sony Interactive Entertainment) به عنوان شریک اصلی، حمایت کامل مالی و فنی خود را از این پروژه اعلام کرد. توسعه کامل بازی در سال 2017 آغاز شد و کوجیما تاکید کرد که بر خلاف برخی از پروژههای قبلیاش، در ساخت این بازی مجبور به هیچگونه «سازش» و محدود کردن ایدههایش نشده است.

موتور بازیسازی (Decima Engine)
یکی از مهمترین چالشهای اولیه کوجیما، پیدا کردن یک موتور بازیسازی مناسب بود. او در اوایل سال 2016 یک تور جهانی برای بازدید از استودیوهای زیرمجموعه پلیاستیشن آغاز کرد. در نهایت، استودیوی Guerrilla Games - سازنده بازی Horizon Zero Dawn - موتور اختصاصی خود را در اختیار کوجیما قرار داد. مدیران گوریلا سورسکد موتور خود را درون یک جعبه چوبی به کوجیما هدیه دادند که نشان از اعتماد عمیق آنها داشت. این موتور قدرتمند بعدها توسط خود کوجیما دسیما (Decima) نامگذاری شد و نقش اصلی را در خلق گرافیک خیرهکننده و مناظر واقعگرایانه بازی ایفا کرد.
تولد سبک Strand و ایده طناب و چوب
کوجیما اظهار داشته که Death Stranding صرفاً در یک سبک رایج قرار نمیگیرد، بلکه پایهگذار سبک کاملاً جدیدی به نام Strand است. او این موضوع را با بازی پیشین خود یعنی Metal Gear Solid 1 مقایسه میکند؛ مجموعهای که در ابتدای تولد صرفاً یک بازی اکشن تلقی میشد، اما به تدریج عناصر منحصربهفرد آن درک شد و سبک «مخفیکاری» را به دنیا شناساند.
هسته اصلی بازی از داستان کوتاهی اثر کوبو آبه (Kōbō Abe) الهام گرفته شده است. در این داستان گفته میشود که اولین ابزار بشر «چوب» (برای دور نگه داشتن خطرات) و دومین ابزار «طناب» (برای متصل کردن چیزهای مهم به یکدیگر) بوده است. کوجیما بیان کرد که در اکثر بازیهای ویدئویی بازیکنان با «چوب» (سلاحها) با هم ارتباط برقرار میکنند، اما او میخواست در این بازی بازیکنان را با «طناب» (ارتباطات و کمک به یکدیگر) به هم متصل کند.

استفاده از ستارگان هالیوود و تکنولوژی ضبط حرکت
کوجیما که همواره به سینما علاقه فراوانی داشت، تصمیم گرفت از بازیگران مطرح هالیوودی برای شخصیتهای بازی استفاده کند. تیمی متشکل از نورمن ریداس، مدس میکلسن، لیا سیدو و کارگردانان معروفی چون گیرمو دل تورو و نیکولاس ویندینگ رفن به پروژه پیوستند. برای خلق شخصیتها از تکنولوژی پیشرفته Photogrammetry (تصویرسنجی) و ضبط حرکت (Motion Capture) به صورت گسترده استفاده شد تا حالات چهره و حرکات بدن بازیگران با بالاترین جزئیات ممکن به دنیای دیجیتال منتقل شود.
جوایز و افتخارات
با وجود اینکه Death Stranding به دلیل سبک خاص گیمپلیاش نظرات ضد و نقیضی (Polarizing) از سوی بازیکنان دریافت کرد، اما در مراسمهای معتبر جوایز بازیهای ویدئویی بسیار درخشید. اوج موفقیت این بازی در مراسم The Game Awards 2019 بود که با نامزدی در 9 بخش مختلف، رکورددار آن سال شد.

مراسم The Game Awards 2019
-
برنده: بهترین کارگردانی بازی (Best Game Direction) برای هیدئو کوجیما.
-
برنده: بهترین موسیقی متن (Best Score/Music) برای لودویگ فورسل.
-
برنده: بهترین نقشآفرینی (Best Performance) برای مدس میکلسن (در نقش کلیفورد آنگر).
-
نامزدیهای مهم: بهترین بازی سال (Game of the Year)، بهترین روایت داستان، بهترین کارگردانی هنری، بهترین طراحی صدا و بهترین بازی اکشن/ماجراجویی.
-
(همچنین نورمن ریداس نیز برای نقش سم برندهی نامزدیِ بهترین نقشآفرینی شده بود).
جوایز بفتا (BAFTA Games Awards 2020)
-
برنده: دستاورد فنی (Technical Achievement).
-
نامزدیهای مهم: بهترین بازی سال، بهترین انیمیشن، دستاورد صوتی و بهترین موسیقی.
جوایز دایس (D.I.C.E. Awards 2020)
-
برنده: دستاورد برجسته در طراحی صدا.
-
برنده: دستاورد برجسته فنی.
مراسم Golden Joystick Awards 2020
-
برنده: بهترین بازی سال برای رایانههای شخصی (PC Game of the Year) - مربوط به نسخه پورت شده برای کامپیوتر.
مقاله ما درباره لیست همه جوایزه The Game Awards را هم بخوانید.

نقدها و نمرات (Reviews & Scores)
Death Stranding از همان روزهای اول معرفی، زیر ذرهبین قرار داشت؛ چرا که این عنوان، اولین پروژه مستقل هیدئو کوجیما پس از جدایی جنجالیاش از شرکت کونامی (Konami) در سال 2015 بود. این استقلال باعث شد کوجیما تمام ایدههای عجیب و بلندپروازانه خود را بدون محدودیتهای شرکتی پیاده کند.
پس از عرضه، بازی به یکی از بحثبرانگیزترین عناوین تاریخ تبدیل شد و جامعه منتقدان و گیمرها را به دو دسته کاملاً مجزا تقسیم کرد (اصطلاحاً Love it or Hate it). گروهی از بازیکنان شیفتهی اتمسفر، داستانسرایی سینمایی و سبک آرامشبخش آن شدند و آن را یک شاهکار هنری خواندند. در سمت مقابل، گروه بزرگی از گیمرها هسته اصلی گیمپلی را به شدت خستهکننده، تکراری و فاقد هیجان دانسته و به آن لقب تحقیرآمیز «شبیهساز راه رفتن» (Walking Simulator) دادند.
واکنشها در ایران
این دو دستگی در میان جامعه گیمرهای ایرانی نیز به شدت حس میشد. بازی در شبکههای اجتماعی ایران دستمایه میمها و تمسخر فراوانی قرار گرفت و کاربران با توجه به مکانیک حمل بار، به آن القابی نظیر «شبیهساز کولبری»، «پیک موتوری» و «اسنپباکس» دادند.
در خصوص شایعه ممنوعیت بازی در ایران، با وجود اینکه فروشگاههای فیزیکی در مقاطعی برای فروش آن با سختگیریهایی روبرو بودند، اما این بازی برخلاف عناوینی که محتوای سیاسی یا ضدایرانی داشتند، هیچگاه به صورت رسمی و صریح توسط نهادهای مرتبط (مانند بنیاد ملی بازیهای رایانهای) ممنوعالبیع اعلام نشد؛ بلکه مشکلات دسترسی به آن بیشتر ناشی از وضعیت کلی تحریمها و محدودیت پلتفرمهای دیجیتال بود.

نسخه اصلی (Original Release)
در زمان عرضه اولیه در سال 2019، به دلیل سبک کاملاً جدید و سلیقهای بازی، نمرات طیف گستردهای از نمره کامل (100) تا نمرات بسیار پایین را شامل میشد. با این حال، میانگین نمرات بازی در وبسایت متاکریتیک در سطح بسیار خوبی قرار گرفت:
- نسخه پلیاستیشن 4 (PS4): نمره 82 از 100 (بر اساس 111 نقد)
- نسخه رایانههای شخصی (PC): نمره 86 از 100 (بر اساس 54 نقد)
نسخه Death Stranding Director’s Cut
نسخه ارتقایافتهی بازی با نام Death Stranding Director’s Cut موفق شد بازخوردهای بسیار مثبتی از سوی منتقدان دریافت کند. با این حال، تفاوت نمرات نشان میدهد که این عنوان همچنان تجربهای کاملاً سلیقهای است؛ برخی رسانهها آن را یک شاهکار بینقص دانسته و برخی دیگر ارتباط کمتری با روند آن برقرار کردهاند.
میانگین نمرات این نسخه در وبسایت متاکریتیک (Metacritic) بر اساس 37 نقد، نمره بسیار خوب 87 از 100 است.
نمرات برخی از نشریات و رسانهها:
- The Gamer: 100
- PlayStation LifeStyle: 100
- IGN: 70

سیستم مورد نیاز
با وجود گرافیک خیرهکننده و استفاده از موتور قدرتمند دسیما، Death Stranding یکی از بهینهترین پورتهای تاریخ روی رایانههای شخصی محسوب میشود و برای اجرا به سیستمهای بسیار گرانقیمت نیازی ندارد.
سیستم مورد نیاز (نسخه رایانههای شخصی - Steam)
| قطعه / مشخصات | حداقل سیستم مورد نیاز (Minimum) | سیستم پیشنهادی (Recommended) |
|---|---|---|
| سیستم عامل | Windows 10 (نسخه 64 بیتی) | Windows 10 (نسخه 64 بیتی) |
| پردازنده (CPU) | Intel® Core™ i5-3470 یا AMD Ryzen™ 3 1200 | Intel™ Core i7-3770 یا AMD Ryzen™ 5 1600 |
| حافظه رم (RAM) | 8 گیگابایت | 8 گیگابایت |
| کارت گرافیک (GPU) | GeForce GTX 1050 4GB یا AMD Radeon™ RX 560 4GB | GeForce GTX 1060 6GB یا AMD Radeon™ RX 590 |
| نسخه دایرکتایکس | Version 12 | Version 12 |
| فضای ذخیرهسازی | 80 گیگابایت (استفاده از SSD توصیه میشود) | 80 گیگابایت |
| توضیحات تکمیلی | پشتیبانی پردازنده از دستورالعملهای AVX الزامی است. | - |
حجم بازی روی کنسولها
اگر قصد تجربه بازی روی کنسولهای پلیاستیشن را دارید، حجم تقریبی فایل دانلود (با احتساب آپدیتها) به شرح زیر است:
- پلیاستیشن 4 (نسخه اصلی - PS4): حدود 50 الی 55 گیگابایت
- پلیاستیشن 5 (نسخه Director’s Cut - PS5): حدود 68 الی 70 گیگابایت
(نکته: به دلیل ذات بازی و بارگذاری مداوم بافتهای باکیفیت و لودینگهای ذکر شده، نصب بازی روی حافظه SSD حتی در کنسولهای نسل هشتمی تاثیر بسیار زیادی در بهبود تجربه شما خواهد داشت).
حجم بازی روی دستگاههای اپل (iOS / Mac)
برای دستگاههای اپل (iOS / iPadOS / macOS)، حجم بازی Death Stranding Director’s Cut به دلیل ساختار فروشگاه اپ استور (App Store) به صورت مرحلهای و درونبرنامهای دانلود میشود. بنابراین، حجم اولیه با حجم نهایی تفاوت زیادی دارد.
| پلتفرم / دستگاه | حجم اولیه (از اپ استور) | حجم نهایی (پس از دانلود دیتای داخل بازی) | فضای خالی پیشنهادی |
|---|---|---|---|
| آیفون و آیپد (iOS / iPadOS) | حدود 1.7 الی 2 گیگابایت | حدود 50 الی 54 گیگابایت | حداقل 65 گیگابایت |
| مکینتاش (macOS) | حدود 70 گیگابایت (بسته به روش نصب) | حدود 77 گیگابایت | حداقل 150 گیگابایت فضای خالی اولیه برای نصب موفق |
- محدودیت سختافزاری: این بازی روی گوشیهای موبایل صرفاً برای iPhone 15 Pro و iPhone 15 Pro Max (و مدلهای جدیدتر با تراشه A17 Pro و بالاتر) قابل اجراست. برای آیپدها و مکبوکها نیز داشتن حداقل پردازندههای سری M1 اپل الزامی است.
- دانلود مرحلهای: در نسخه آیفون و آیپد، پس از دانلود فایل اولیه و ورود به بازی، دیتای اصلی (حدود 50 گیگابایت) باید از طریق خود منوی بازی دانلود شود. توصیه میشود این کار با اینترنت پایدار و در زمان اتصال دستگاه به شارژر انجام شود.

جمع بندی
تمام عناصر Death Stranding، از داستان تا گیمپلی، پیرامون ایده «اتصال» (Connection) میچرخد. هیدئو کوجیما با الهام از داستانهای کوبو آبه معتقد است که در اکثر بازیهای اکشن، ارتباط بازیکنان با دنیای بازی از طریق «چماق» (استعارهای از ابزار تهاجم و دفع خطرات) صورت میگیرد. اما هدف او در این بازی، تمرکز بر دومین اختراع بشر یعنی «طناب» است؛ ابزاری برای گره زدن، متصل کردن و نزدیک کردن انسانهای منزوی به یکدیگر. با این حال، بازی همچنان از چماق در کنار طناب استفاده میکند.
نقاط قوت
- داستان پیچیده، اوریجینال و درگیرکننده همراه با سکانسهای احساسی.
- تیم بازیگری بسیار قوی (بهویژه نقشآفرینی مثالزدنی مدس میکلسن) و شخصیتپردازی عالی.
- عملکرد بینقص فنی، جلوههای بصری فوقالعاده و ارتقاء چشمگیر در نسخه Director’s Cut.
- سیستم ارتباط آنلاین غیرهمزمان؛ منحصربهفرد، کاربردی و القاکننده حس همکاری.
- هارمونی بینظیر و حسابشدهی موسیقی با اتمسفر محیط.
- تنوع بالای آیتمها، پاداشهای ارزشمند مراحل فرعی و اضافه شدن محتوای داستانی/آموزشی خوب در نسخه جدید.
نقاط ضعف
- هسته گیمپلی مبتنی بر تکرار و پیادهرویهای طولانی.
- واقعگرایی نامتعادل (انیمیشنها و مکثهای طولانی برای کارهای ساده که به روند بازی لطمه میزند).
- سیستم مبارزات نسبتاً ابتدایی و ضعف در هوش مصنوعی دشمنان (حتی در درجات سختی بالا).
- فیزیک بد وسایل نقلیه، به خصوص موتورسیکلت در برخورد با محیط.
- شخصیتپردازی ضعیف و نهچندان جذاب آنتاگونیست بازی (هیگز).
- ناهمخوانی برخی عناصر جدید در Director’s Cut (مانند مناطق مخفیکاری) با اتمسفر کلی بازی.

برای چه کسانی مناسب است؟
این بازی برای کسانی ساخته شده که به دنبال یک تجربهی هنری، داستانمحور و کاملاً متفاوت هستند. اگر صبور هستید، از گشتوگذار در محیطهای بکر لذت میبرید، با ایده «ارتباط و کمک به دیگران» همذاتپنداری میکنید و میتوانید وظیفه «سم» را به عنوان یک باربر (Porter) بپذیرید، نهایت لذت را از این دنیای واقعگرایانه خواهید برد.
برای چه کسانی مناسب نیست؟
اگر به دنبال اکشنهای سریع، درگیریهای پیوسته و گیمپلیهای سنتی و سرراست هستید، این بازی شما را ناامید خواهد کرد. لودینگهای پنهان، مکانیکهای حفظ تعادل، مدیریت وزن بار و سرعت پایین پیشروی بازی میتواند برای طرفداران سبکهای پرهیجان به شدت خستهکننده باشد.
کلام آخر
Death Stranding یک محصول کاملاً سلیقهای و یکی از جاهطلبانهترین و عجیبترین پروژههای کلان (AAA) تاریخ ویدئوگیم است. عدم وجود محدودیتهای شرکتی باعث شد کوجیما دقیقاً همان چیزی را خلق کند که در ذهن داشت؛ اثری که شاید بینقص نباشد و واقعگرایی افراطیاش گاهی آزاردهنده شود، اما تجربهای است که تا به حال شبیه به آن را ندیدهایم و شاید تا سالها بعد هم مشابه آن ساخته نشود.
