«بازی Ghost of Yotei برای نخستین بار در کنفرانس State of Play سونی معرفی شد؛ عنوانی که قرار است پا جای پای یکی از موفق‌ترین بازی‌های سامورایی‌محور دنیای ویدئوگیم بگذارد. این بازی از جزیره زیبای سوشیما به کوهستان‌های دورافتاده «یوتی» منتقل شده است؛ جایی که شوگان هیچ تسلطی بر آن ندارد.

در این مقاله می‌خوانیم:

این بار برخلاف نسخه قبل که بر شخصیت «جین ساکای» تمرکز داشت – سامورایی‌ای که میان حفظ شرافت و پایبندی به اصول بوشیدو یا نجات مردمش و شکست دشمن خارجی مردد بود – با یک مزدور زن با نقش‌آفرینی «اریکا ایشی» همراه می‌شویم. او که به دنبال انتقام مرگ خانواده‌اش از گروهی بدنام به نام YOTEI SIX است، برای رسیدن به هدفش از هیچ حقه و کلکی دریغ نمی‌کند. ما در این متن سعی داریم ضمن معرفی این بازی، شما را با نقاط قوت و ضعف آن آشنا کنیم.»

 جغرافیا و پیش زمینه تاریخی بازی

 

The Wilds of Ezo

toma otowa

0:00 0:00
The Wilds of Ezo
 

کوهستان یوتی (Mount Yōtei) که در منطقه هوکایدو (شمالی‌ترین جزیره اصلی ژاپن) واقع شده، از نظر جغرافیایی کاملاً از سرزمین اصلی ژاپن (هونشو) جداست و توسط تنگه تسوگارو از آن متمایز می‌شود. این کوه که آتشفشانی خفته محسوب می‌شود، در دوره تاریخی بازی (قرن هفدهم میلادی)، منطقه‌ای بسیار دورافتاده و وحشی بود. در آن دوران، این سرزمین با نام «اِزو» (Ezo) شناخته می‌شد و برخلاف مناطق مرکزی ژاپن، تحت حاکمیت مستقیم دولت مرکزی یا شوگان‌ها قرار نداشت؛ بلکه زیستگاه اصلی مردمان بومی «آینو» (Ainu) بود.

 

نمایی از کوه Yotei

((نمایی واقعی از کوه یوتی))

 

دلیل اصلی خارج بودن این منطقه از کنترل مستقیم شوگان‌سالاری توکوگاوا، به ساختار سیاسی و جغرافیای خشن آن بازمی‌گشت. در آغاز قرن هفدهم، تمرکز دولت مرکزی بر تثبیت قدرت در جزیره اصلی (هونشو) و نظارت بر حاکمان محلیِ قدرتمند بود. سرزمین‌های شمالی به دلیل فاصله بسیار زیاد از پایتخت (ادو)، زمستان‌های بسیار سرد و طاقت‌فرسا و نداشتن ارزش استراتژیک کشاورزی یا نظامی، برای شوگان ارزش هزینه‌های سنگین اداره مستقیم را نداشت. از این رو، شوگان به جای اشغال نظامی، کنترل محدود و غیرمستقیم این جغرافیا را به خاندان «ماتسومائه» سپرد؛ خاندانی که تنها در جنوبی‌ترین بخش هوکایدو (شبه‌جزیره اوشیما) مستقر بودند و وظیفه اصلی‌شان صرفاً مدیریت تجارت با بومیان آینو (مانند مبادله پوست و محصولات دریایی با برنج و ابزار) و جلوگیری از نفوذ قدرت‌های بیگانه بود.


نمایی از کوه yotei در بازی

((نمایی از کوه یوتی در بازی))

با این اوصاف، بخش‌های داخلی هوکایدو و دامنه‌های کوهستان یوتی، در عمل منطقه‌ای خارج از قانون، بی‌صاحب و بدون هیچ‌گونه حاکمیت اداری باقی ماند. این قلمرو بکر و دست‌نخورده، از یک سو قلمرو بومیان آینو بود که بر اساس باورهای آنیمیستی و قوانین سنتی خود زندگی می‌کردند، و از سوی دیگر به پناهگاهی امن برای فراریان سیاسی، یاغی‌ها، رونین‌ها و مزدوران تبدیل شده بود که از فشارهای حکومت مرکزی می‌گریختند. بنابراین، انتخاب این لوکیشن برای بازی *Ghost of Yotei* بسیار هوشمندانه است؛ زیرا بستری فوق‌العاده برای روایتی خشن، مستقل و مرموز فراهم می‌کند که در آن خبری از کدهای اخلاقی سامورایی‌ها و ساختار منظم شوگان نیست و تنها قانونِ حاکم، بقا و انتقام است.»

 نقشه استان هوکایدو نسبت به سرزمین اصلی در بازی ghost of yotei

در بازیGhost of Yotei مردمان آینو بخشی از هویت جهان بازی هستند؛ حضوری که در همه جا احساس می‌شود؛ از اشیای آیینی و دست‌سازه‌های پراکنده در گوشه‌وکنار نقشه گرفته تا ماموریت‌های جانبی‌ای که بازیکن را قدم‌به‌قدم با فرهنگ، باورها و رنج‌های این قوم آشنا می‌کند. سازندگان با قرار دادن آینوها در مرکز بافت محیطی و فرهنگی بازی، تلاش کرده‌اند تصویری نزدیک‌تر به واقعیت از شمالِ وحشی ژاپنِ قرن هفدهم بسازند.

آینو (Ainu)

مردمان آینو (Ainu)، بومیان جزایر شمالی ژاپن به‌ویژه هوکایدو، ساخالین و جزایر کوریل هستند؛ مردمانی با تاریخ، فرهنگ و هویتی کاملاً متمایز از فرهنگ غالب ژاپنی (یاماتو). آن‌ها خود را «آینو» می‌نامند؛ واژه‌ای که در زبانشان به معنای «انسان» است و ریشه‌هایشان با طبیعت درهم تنیده شده. برخلاف ساختار طبقاتی و فئودالی ژاپن، آینوها در جوامعی کوچک زندگی می‌کردند و اقتصادشان بر پایه شکار، ماهیگیری و گردآوری گیاهان استوار بود.

تصویری واقعی از مردمان اینو در بازی ghost of yotei

در قلبِ جهان‌بینی آن‌ها، باور عمیق به آنیمیسم قرار دارد؛ اعتقادی که می‌گوید در هر موجود و پدیده‌ای  از کوه‌ها و رودها تا حیوانات و حتی اشیا  روحی مقدس به نام کامویی (Kamuy) جریان دارد. احترام به طبیعت برای آن‌ها یک اصل بنیادین بود؛ شکار در نظرشان معامله‌ای مقدس با ارواح محسوب می‌شد. خرس، به‌ویژه، جایگاه ویژه‌ای در مراسم آیینی آینوها داشت؛ زیرا یکی از مهم‌ترین تجلی‌های کامویی بر روی زمین به شمار می‌رفت.

 سبک زندگی و ظاهرشان نیز ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی داشت. آن‌ها لباس‌هایی از پوست حیوانات یا الیاف گیاهی به‌خصوص پوست درخت نارون  می‌دوختند و این لباس‌ها را با نقوش هندسی پیچیده تزئین می‌کردند. یکی از بارزترین سنت‌ها، به‌ویژه در میان زنان،  خالکوبی دور لب بود که نمادی از زیبایی، بلوغ و جایگاه اجتماعی محسوب می‌شد.

 اما با گسترش نفوذ خاندان‌های ژاپنی، به‌ویژه از دوره ادو، سرنوشت آینوها به‌تدریج دستخوش فشار و سرکوب شد. تجارت ناعادلانه، ورود بیماری‌ها و سیاست‌های همگون‌سازی اجباری در سده‌های بعدی، فرهنگ، زبان و هویت آن‌ها را به حاشیه راند. ژاپنی‌ها در دوره‌هایی حتی استفاده از زبان آینو را ممنوع کردند و بسیاری از سنت‌ها و آیین‌هایشان در خطر نابودی قرار گرفت.

 با این حال، در دوران مدرن، آینوها به عنوان یک اقلیت فرهنگی به رسمیت شناخته شده‌اند و تلاش‌هایی برای حفظ و احیای زبان، رقص‌ها، داستان‌ها و صنایع‌دستی‌شان آغاز شده است.

مردمان اینو در بازی ghost of yotei

سامورایی ها

«در دنیای Ghost of Yotei، خاندان ماتسومائه یکی از جناح‌های مهم و تاثیرگذار داستان به شمار می‌روند؛ جناحی که از سوی شوگان مامور شده تا نظم را به این سرزمین وحشی و دورافتاده بازگرداند. آن‌ها نماینده قدرت رسمی حکومت در منطقه‌ای هستند که عملاً از کنترل مستقیم مرکز خارج است. با وجود آن‌که در طول داستان، منافع آن‌ها گاهی با اهداف «آتسو» هم‌سو می‌شود و حتی در مقاطعی از کمک‌های بی‌رحمانه اما موثر او بهره می‌برند،اما نگاهشان به او هرگز  مثبت نیست؛ زیرا در چشم سامورایی‌های ماتسومائه، آتسو چیزی بیش از یک مزدور نیست و روش‌های او با اصول و شرافت سامورایی همخوانی ندارد.

خاندان ماتسومائه (Matsumae Clan) تنها خاندان سامورایی ژاپنی بودند که در دوره ادو اجازه یافتند بر بخشی از سرزمین اِزو – یعنی جنوب هوکایدو امروزی – حکومت کنند. این خاندان نقشی کلیدی در نقطه تماس میان دولت ژاپن و مردمان بومی آینو داشتند و عملاً دروازه‌ای میان دو جهان کاملاً متفاوت محسوب می‌شدند.

 

علامت خاندان ماتسوما در بازی GHOT OF YOTEI

ریشه‌های خاندان ماتسومائه به خاندان کاندو بازمی‌گردد؛ سامورایی‌هایی که در اصل در هونشو می‌زیستند و بعدتر برای مدیریت روابط با آینوها به شمال اعزام شدند. شوگان توکوگاوا در اوایل قرن هفدهم، با توجه به شرایط سخت جغرافیایی و نبود ارزش استراتژیک گسترده در هوکایدو، اداره مستقیم این سرزمین را مقرون‌به‌صرفه نمی‌دانست و بنابراین، وظیفه کنترل بخش جنوبی را به ماتسومائه‌ها سپرد. آن‌ها تنها خاندان فئودالی بودند که اجازه داشتند بدون پرداخت مالیات به شوگان کار کنند، زیرا ماموریت اصلی‌شان نه کشاورزی یا تولید، بلکه مدیریت تجارت و جلوگیری از نفوذ بیگانگان به‌ویژه روس‌ها بود.

قدرت ماتسومائه‌ها در ابتدا بیشتر نمادین و تجاری بود. آن‌ها تنها پل ارتباطی میان ژاپنی‌ها و آینوها بودند و تجارت پوست، ماهی و محصولات دریایی را در ازای برنج، آهن و ابزار کنترل می‌کردند. اما این رابطه به‌تدریج ناعادلانه شد و همین بی‌عدالتی‌ها یکی از دلایل درگیری‌های متعدد میان آینوها و ژاپنی‌ها شد؛ از جمله شورش‌های معروف آینو مانند شورش «شارانای» و «کوسه‌ری».

از سران خاندان ماتسوما-GHOST OF YOTEI

((تاکاهیرو ماتسومه))

ماتسومائه‌ها برخلاف بسیاری از دایمیوهای ژاپنی، سپاه بزرگ یا ساختار نظامی گسترده‌ای نداشتند، زیرا هدف اصلی‌شان حفظ ثبات تجاری و نظارت بر مرزهای شمالی بود، نه فتح یا توسعه قلمرو. با این حال، همین موقعیت نیمه‌نظامی و نیمه‌تجاری، جایگاه ویژه‌ای برای آن‌ها ایجاد کرد: آن‌ها نگهبانان دروازه‌ای بودند که ژاپن را از سرزمین‌های ناشناخته شمالی جدا می‌کرد.

در دنیای Ghost of Yotei، شناخت خاندان ماتسومائه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا آن‌ها تنها بازوی رسمی شوگان‌سالاری در منطقه‌ای هستند که بیشترش خارج از کنترل مرکز قرار دارد. فاصله جغرافیایی و ضعف نفوذ آن‌ها باعث شده کوهستان یوتی و مناطق اطرافش به قلمرویی خشن و بی‌قانون تبدیل شود؛ جایی که گروه‌های یاغی، مزدوران و فراریان سیاسی در آن رفت‌وآمد دارند و همین فضا بستری ایده‌آل برای روایت داستان انتقام و بقا در بازی فراهم می‌کند.»

سکیگاهارا؛ پایان جنگ‌های داخلی و طلوع بی‌قانون یوتی

در سال 1603 میلادی، ژاپن در شرایطی قرار داشت که تنها سه سال از یکی از خونین‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین رویدادهای تاریخ‌اش می‌گذشت: نبرد سکیگاهارا. برای درک فضای بازی Ghost of Yōtei، شناخت این نبرد کلیدی است؛ چرا که سکیگاهارا نقطه پایان بیش از یک قرن جنگ‌های داخلی (دوره سنگوکو) و نقطه آغاز عصری شد که سرنوشت شخصیت‌هایی همچون «آتسو» را رقم زد.

نبرد سکیگاهارا (1600 میلادی)

 

نبرد سکیگاهارا-ghost of yotei

پس از مرگ «تویوتومی هیده‌یوشی» که وحدت‌بخش ژاپن بود، کشور به دو اردوگاه تقسیم شد: «ارتش شرق» به رهبری توکوگاوا ایه‌یاسو (که به دنبال استقرار حکومتی مرکزی و قدرتمند بود) و «ارتش غرب» به رهبری ایشیـدا میتسوناری (که از وفاداران به خاندان تویوتومی و مخالفان قدرت‌طلبی توکوگاوا بود). این دو ارتش در منطقه‌ای به نام سکیگاهارا به هم رسیدند و بیش از 150 هزار سرباز در یک رویارویی عظیم شرکت کردند. نتیجه نبرد، نه با دلاوری ، بلکه با یک خیانت استراتژیک در میانه میدان توسط «کوبایاکاوا هیده‌آکی» تغییر کرد؛ کسی که از جناح غرب به ارتش شرق پیوست و باعث فروپاشی جبهه مخالفان شد. این شکست سنگین، راه را برای انتصاب توکوگاوا ایه‌یاسو به مقام شوگون در سال 1603 و آغاز دوره ادو هموار کرد

پیروزی قاطع توکوگاوا، نظم نوینی را به ژاپن تحمیل کرد، اما برای هزاران ساموراییِ شکست‌خورده، این پیروزی به معنای نابودی هویتشان بود. بسیاری از خاندان‌های دایمیو (اربابان محلی) که در جناح غرب بودند، خلع قدرت شدند. سامورایی‌های آن‌ها «رونین» (سامورایی بی‌ارباب) شدند؛ مردانی که مهارت‌های کشنده خود را در جنگ‌های خونین جنوب و غرب ژاپن آزموده بودند و حالا در سیستم جدید توکوگاوا، جایی برای زندگی شرافتمندانه نداشتند.

در همین فضایِ پر از کینه و سرخوردگی است که کوهستان یوتی در سرزمین «اِزو» (هوکایدو امروزی) اهمیت پیدا می‌کند. از آنجا که حکومت شوگون‌سالاری توکوگاوا در این دوره بر تحکیم قدرت در مرکز ژاپن متمرکز بود، مناطق شمالی مانند یوتی خارج از کنترل مستقیمِ ادو باقی ماندند. این دوری جغرافیایی باعث شد یوتی به مکان امنی برای رونین‌ها، مزدوران، پناهندگان سیاسی و یاغیانی تبدیل شود که از جنگ‌های جنوب فرار کرده بودند.

در دنیای Ghost of Yōtei وقتی در  به «جنگ‌های جنوب» اشاره می‌شود، این صرفاً یک خاطره دور نیست؛ بلکه بازتابی است از حضورِ سربازان جنگ‌دیده‌ای که کینه‌های سکیگاهارا را با خود به کوهستان یوتی آورده‌اند. در این محیط خشن و وحشی، جایی که قوانینِ رسمی شوگون‌سالاری رنگ می‌بازد، گروه‌هایی مانند «Yotei Six» و مزدوری مانند «آتسو» در خلا قدرتِ ناشی از پیامدهای سکیگاهارا رشد می‌کنند. اینجا، جایی است که شرافت سامورایی در میان غبار جنگ‌های داخلیِ گذشته دفن شده و بقا، تنها قانونی است که در کوهستان یوتی حکم‌فرماست.

 

خلاصه داستان

داستان Ghost of Yotei حدود 300 سال بعد از وقایع Ghost of Tsushima روایت می‌شود و درباره زنی  مزدور با بازی ای ایریکا ایشی به نام «آتسو» است. او در کودکی، خانواده‌اش را در حمله گروه «Yotei Six» از دست داده و اکنون پس از سال‌ها به هوکایدو بازگشته تا انتقام خانواده‌اش را از آن‌ها بگیرد.

شخصیت‌های Ghost of Yōtei را می‌شود به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم کرد؛ بخش اصلی بیشتر حول Atsu و گروه Yōtei Six می‌چرخد و شخصیت‌های فرعی همان متحدها، همراه‌ها و آدم‌هایی هستند که در مسیر انتقام روی او تاثیر می‌گذارند.

شخصیت‌های اصلی

toma otowa

yōtei atsu theme

0:00 0:00
toma otowa

Atsu

Atsu

Atsu شخصیت اصلی و قابل‌بازی داستانه؛ یک مزدور و جنگجوی سرگردان که بعد از قتل‌عام خانواده‌اش توسط Yōtei Six، سال‌ها بعد به Ezo برمی‌گرده تا از تک‌تک‌شون انتقام بگیره. او کم‌کم تبدیل به یک افسانه ترسناک به اسم «Onryō» یا روح انتقام‌جو میشه. برخلاف Jin Sakai در Tsushima، Atsu بیشتر یک شخصیت خشن، زخم‌خورده و بقا‌محوره تا یک سامورایی اشرافی. منتقدها هم معمولاً از نظر احساسی و جدیت شخصیتش تعریف کردن، هرچند بعضی‌ها گفتن کاریزمای Jin رو نداره.

Lord Nariaki Saitō

Lord Nariaki Saitō

رهبر اصلی Yōtei Six و آنتاگونیست مرکزی بازی. یک سامورایی شورشی که می‌خواهد Ezo را تحت حکومت خودش دربیاورد و خودش را «شوگون شمال» می‌بیند. او همان کسی است که خانواده Atsu را قتل‌عام کرد. شخصیتش بیشتر کاریزماتیک و خطرناک طراحی شده تا صرفاً شرور دیوانه، ولی بعضی منتقدها معتقد بودن نسبت به آنتاگونیست‌های قوی‌تر ژانر، عمق کافی نداره.

اعضای Yōtei Six

آتسو در طول مسیر خود یک دفترچه یا لیست ترور به همراه دارد که نام 6 شخصیت کلیدی روی آن نقش بسته است. این افراد متحدین یا مزدوران قدرتمندی هستند که در منطقه «ازو» حکومت می‌کنند و مسئول گذشته تلخ و ویرانی زندگی آتسو هستند.

 

The Yōtei Six

toma otowa

0:00 0:00
The Yōtei Six

The Snake

The Snake

Atsu در داستان. شمشیرزن حیله‌گر و زبان‌بازی که بیشتر عمرش را در فساد و اعتیاد گذرانده. او نقش شروع‌کننده سفر انتقام را دارد و اولین قتل مهم Atsu محسوب می‌شود.

The Oni

The Oni

 یک جنگجوی عظیم‌الجثه با ōdachi که رهبری گروهی خشن به نام Oni Raiders را برعهده دارد. از نظر طراحی ظاهری و حس «غول مرحله» یکی از محبوب‌ترین اعضای Yōtei Six بین طرفدارها شده.

The Kitsune

The Kitsune

رهبر شبکه مخفی Nine Tails. شخصیتی مرموز و زیرک که بیشتر با جاسوسی، اطلاعات و فریب سروکار دارد تا قدرت خام. طراحی او الهام‌گرفته از روباه‌های افسانه‌ای ژاپنی است.

The Spider

The Spider

پسر اول Lord Saitō. شخصیتی عصبی و تشنه تایید پدرش که همراه برادرش فرمانده نیروهای تفنگدار است. بیشتر نقش او نشان دادن اختلافات خانوادگی داخل Yōtei Six است.

The Dragon

The Dragon

برادر Spider و پسر دوم Saitō. نسبت به برادرش بی‌ثبات‌تر و وحشی‌تر است. بعضی بازیکن‌ها طراحی و نبردش را دوست داشتند ولی گفتند زمان حضورش در داستان کم است.

شخصیت‌های فرعی و متحدها(wolf pack)

گروهی از متحدها و همراه‌هایی که در طول بازی جذب Atsu می‌شوند. هرکدام مهارت و داستان خودشان را دارند و بعضی ماموریت‌های جانبی عمیق‌تر بازی مربوط به آن‌هاست

 

wolf pack in ghost of yotei

 

 

Jubei Kitamori

Jubei Kitamori

سامورایی وابسته به خاندان Matsumae. رابطه او با Atsu یکی از مهم‌ترین بخش‌های احساسی داستان است و خیلی‌ها او را یکی از بهترین شخصیت‌های بازی دانستند.

Oyuki

Oyuki

نوازنده shamisen و یکی از مهم‌ترین همراهان Atsu. بعداً مشخص می‌شود که قبلاً عضو Yōtei Six بوده و همین باعث می‌شود شخصیتش پیچیدگی اخلاقی زیادی پیدا کند.

Kiku

Kiku

دختر نوجوان Jubei که حضورش باعث می‌شود جنبه انسانی‌تر و آرام‌تری از Atsu دیده شود. او بیشتر نقش احساسی و خانوادگی دارد تا جنگجو.

Hanbei

Hanbei

شکارچی جایزه‌بگیر افسانه‌ای و دوست قدیمی پدر Atsu. او به Atsu تکنیک‌های مبارزه و دو شمشیره جنگیدن را آموزش می‌دهد و تا حدی نقش استاد یا mentor داستان را دارد.

منتقدها چی میگن درمورد داستان

نظر کلی منتقدها درباره داستان Ghost of Yōtei این بوده که بازی یک روایت انتقامی احساسی و سینمایی داره که خیلی خوب اجرا شده، اما از نظر خلاقیت و غافلگیری به پای داستان Ghost of Tsushima نمی‌رسه. تقریباً اکثر نقدها روی این توافق داشتن که داستان «خوب و درگیرکننده» است، ولی «قابل‌پیش‌بینی» هم هست. محور اصلی داستان، انتقام شخصیت اصلی یعنی Atsu از گروهی به اسم Yotei Six ـه که خانواده‌اش رو قتل‌عام کردن، و خیلی از منتقدها گفتن بازی از نظر فضاسازی، فلش‌بک‌ها و بار احساسی، کاری می‌کنه که بازیکن با انگیزه شخصیت همراه بشه. مخصوصاً رابطه Atsu با خانواده‌اش و گذشته‌اش جزو نقاط قوت داستان حساب شده.

 

بخشی از داستان ghost of yotei

از اون طرف، نقد اصلی این بوده که ساختار داستان زیادی شبیه «روایت‌های کلاسیک انتقام» عمل می‌کنه و پیچش‌های داستانی آن‌قدر غافلگیرکننده نیستن. بعضی منتقدها گفتن شخصیت Atsu هرچند شخصیت‌پردازی خوبی داره و ضعیف نوشته نشده، ولی کاریزما و عمق احساسی Jin Sakai رو نداره و شخصیت‌های فرعی هم به اندازه همراهان Tsushima ماندگار نیستن. حتی بین طرفدارها هم زیاد تکرار شده که «گیم‌پلی بهتر شده ولی داستان ضعیف‌تر از Tsushima است».

یکی دیگه از چیزهایی که زیاد درباره‌اش حرف زده شد، pacing یا ریتم داستان بود. خیلی‌ها نیمه میانی بازی رو کش‌دار دونستن و گفتن بعضی ماموریت‌ها یا مبارزه‌ها حس filler میدن و تمرکز روایت رو ضعیف می‌کنن. ولی در مقابل، پایان‌بندی، دوئل‌های مهم و فضای تراژیک داستان تحسین شده و بعضی نقدها حتی گفتن بازی در لحظه‌های احساسی و سینمایی، حس فیلم‌های سامورایی کوروساوا رو منتقل می‌کنه.

در کل ، نظر غالب منتقدها این بوده که داستان Ghost of Yōtei یک داستان انتقامی خوش‌ساخت، احساسی و سینماییه که خیلی خوب روایت میشه و شخصیت اصلی هم قابل‌همدردیه، ولی از نظر نوآوری، عمق تماتیک و تاثیرگذاری بلندمدت، هنوز زیر سایه Ghost of Tsushima قرار می‌گیره. بیشتر منتقدها معتقد بودن بازی در گیم‌پلی و اتمسفر پیشرفت بزرگی کرده، اما داستانش بیشتر «یک نسخه خوب و امن» از فرمول قبلیه تا یک جهش بزرگ روایی.

 

گیم پلی

 

گیم‌پلی Ghost of Yōtei نسبت به نسخه قبلی تفاوت‌های بنیادینی نداشته و در واقع می‌توان آن را نسخه‌ای تکامل‌یافته از همان فرمول موفق Ghost of Tsushima دانست. همچنان در یک سرزمین زیبا و چشم‌نواز به گشت‌وگذار، اکتشاف و انجام ماموریت‌ها می‌پردازید و می‌توانید با دنبال کردن باد راهنما مسیر ماموریت‌های اصلی را پیدا کنید.

سازندگان در این نسخه تاکید ویژه‌ای روی اکتشاف آزاد دنیای بازی داشته‌اند و نمی‌خواهند بازیکن را مجبور به انجام ماموریت‌های خاص کنند یا نقشه را با انبوهی از علامت‌ها و نشانگرها پر کنند. به همین دلیل، آتسو به یک دوربین مجهز است که به او اجازه می‌دهد از فاصله دور نقاط مختلف را زیر نظر بگیرد و اگر مکان، ماموریت یا فعالیت جالبی پیدا کرد، خودش برای بررسی آن اقدام کند.

در بخش مبارزات نیز ساختار کلی مشابه نسخه قبل است؛ یعنی برای مقابله با دشمنان مختلف باید از سبک‌های متفاوتی استفاده کنید حملات دشمن پری کنید. با این تفاوت که این بار به جای استنس‌های مختلف، سلاح‌های متفاوتی مانند یاری، دو کاتانا و اوداچی در اختیار دارید که هرکدام برای رویارویی با نوع خاصی از دشمنان مناسب‌تر هستند.

البته مبارزات Ghost of Yōtei نسبت به نسخه قبل چالش‌برانگیزتر نیز شده‌اند. دشمنان تهاجمی‌تر از گذشته عمل می‌کنند و اشتباهات بازیکن را بیشتر تنبیه می‌کنند. به همین دلیل دیگر نمی‌توان تنها با تکیه بر یک سلاح یا یک روش مبارزه تمام درگیری‌ها را پشت سر گذاشت. بازیکن باید دائماً نوع دشمنان، فاصله درگیری و شرایط محیط را در نظر بگیرد و در زمان مناسب بین سلاح‌های مختلف جابه‌جا شود. همین موضوع باعث شده در نبردها انتخاب سلاح مناسب به اندازه مهارت در دفاع، جاخالی دادن و ضدحمله اهمیت داشته باشد.

 

نمایی از نبردهای ghost of yotei

یکی از مهم‌ترین تغییرات Ghost of Yōtei نسبت به نسخه قبل، تنوع بیشتر سلاح‌ها و نقش پررنگ‌تر آن‌ها در مبارزات است. در حالی که در Ghost of Tsushima بازیکنان برای مقابله با دشمنان مختلف از استنس‌های متفاوت استفاده می‌کردند، در این نسخه هر سلاح نقش یک سبک مبارزه مستقل را بر عهده دارد و انتخاب سلاح مناسب به اندازه مهارت در مبارزه اهمیت پیدا کرده است.

کاتانا : شمشیر سنتی سامورایی‌ها و نماد اصلی جنگجویان ژاپنی است. این سلاح تعادل بسیار خوبی میان سرعت و قدرت برقرار می‌کند و برای نبردهای تن‌به‌تن طراحی شده است. در Ghost of Yōtei کاتانا بهترین انتخاب برای مقابله با دشمنان عادی و مبارزانی است که کاتانا یا کمان دارند.

 

کاتانا در بازی ghost of yotei

دو کاتانای همزمان : سبکی تهاجمی‌تر را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد. استفاده از دو شمشیر باعث می‌شود حملات سریع‌تر و زنجیره‌ای‌تر شوند و فرصت کمتری برای واکنش به دشمن داده شود. این سلاح برای مقابله با دشمنان سریع و چابک یا گروه‌هایی از مبارزان که از یاری استفاده میکنند بسیار موثر است.

 

Dual Katana in Ghost of Yotei

 

یاری : یکی از مشهورترین نیزه‌های ژاپنی است که به دلیل برد بلند خود قرن‌ها در میدان‌های نبرد مورد استفاده قرار می‌گرفت. این سلاح به بازیکن اجازه می‌دهد از فاصله‌ای امن به دشمن حمله کند و کنترل بیشتری روی میدان نبرد داشته باشد. یاری برای مقابله با دشمنانی که دو کاتانا یا کوساریگاما  دارند گزینه‌ای ایده‌آل محسوب می‌شود.

 

yari-ghost of yotei

اوداچی : یک شمشیر دو دستی بسیار بزرگ است که طول و وزن آن از کاتانای معمولی بیشتر است. این سلاح سرعت کمتری دارد اما در عوض ضربات فوق‌العاده سنگینی وارد می‌کند و می‌تواند دفاع دشمنان را در هم بشکند. به همین دلیل اوداچی بهترین انتخاب برای مبارزه با دشمنان زره‌پوش و حریفان قدرتمندی است که مقاومت بالایی دارند.

 

yari-ghost of yotei

 

کوساریگاما (Kusarigama) یکی از عجیب‌ترین سلاح‌های سنتی ژاپنه که در واقع ترکیب دو ابزار متفاوته کاما (Kama) یک داس کوچک که برای ضربات مرگبار و نزدیک استفاده میشه و کوساری (Kusari) یک زنجیر بلند که به انتهای داس متصل شده و در طرف دیگرش یک وزنه آهنی سنگین (فوندو) قرار داره.

 

kusarigama-ghost of yotei

 

در مجموع، سیستم مبارزات Ghost of Yōtei بازیکنان را تشویق می‌کند تا به جای استفاده از یک سلاح ثابت، همواره شرایط میدان نبرد و نوع دشمنان را در نظر بگیرند و سلاح مناسب هر موقعیت را انتخاب کنند.

ghost of yotei all weapons

در کنار سلاح‌های اصلی، آتسو به مجموعه‌ای از Quick Fire Weapons دسترسی دارد؛ ابزارهایی که برای ایجاد برتری لحظه‌ای در مبارزات یا مخفی‌کاری طراحی شده‌اند و می‌توان در هر لحظه از آن‌ها استفاده کرد.

Kunai: خنجرهای پرتابی کوچکی که با سرعت زیاد به سمت دشمن پرتاب می‌شوند و برای متوقف کردن حملات یا آسیب زدن سریع به دشمنان کاربرد دارند.

Smoke Bombs: بمب‌های دودزایی که با ایجاد پرده‌ای از دود، دید دشمنان را مختل می‌کنند و فرصت فرار، جابه‌جایی یا اجرای حملات مخفیانه را در اختیار بازیکن قرار می‌دهند.

Metsubushi: نوعی پودر یا وسیله کورکننده که به صورت موقت دید دشمنان را از بین می‌برد و آن‌ها را آسیب‌پذیر می‌کند.

Oni Flame: ابزاری آتش‌زا که شعله‌های آتش ایجاد می‌کند و می‌تواند برای وارد کردن آسیب مداوم یا کنترل فضای نبرد مورد استفاده قرار بگیرد.

Tanzutsu: یک سلاح گرم دستی و کوچک که قدرت تخریب بالایی دارد و می‌تواند در لحظات حساس دشمنان را به سرعت از میدان خارج کند.

این ابزارها به بازیکن اجازه می‌دهند در کنار شمشیرزنی و مخفی‌کاری، گزینه‌های متنوع‌تری برای مقابله با دشمنان داشته باشد و بسته به شرایط از تاکتیک‌های مختلف استفاده کند.

درخت مهارت‌های (Techniques) اتسو در بازی Ghost of Yotei

در Ghost of Yotei سیستم  پیشرفت اتسو به کاوش جهان بازی و کشف محراب‌هاd  (Altars of Reflection)گره خورده. این طراحی باعث می‌شود کاوش و کشف نقاط مخفی نقشه Ezo به یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تجربه بازی تبدیل شود.

 

تصویری از درخت مهارت ها در بازی ghost of yotei

درخت مهارت‌های اتسو به چهار یا پنج دسته اصلی تقسیم می‌شود که هر کدام زیرشاخه‌های تخصصی خود را دارند:

Core (مهارت‌های پایه)

این بخش شامل مهارت‌های اساسی و بنیادی است که از همان ابتدای بازی در دسترس بازیکن قرار دارند. این دسته بیشتر جنبه آموزشی و پایه‌ای دارد و برای استفاده یا باز کردن آن‌ها نیازی به صرف Technique Point (امتیاز مهارت) نیست.

  • قابلیت‌ها: استفاده از قلاب (Grappling Hook)، دفع حمله (Parry)، جاخالی دادن (Dodge)، بازیابی سلامتی (Heal) و اجرای حملات اولیه سبک و سنگین.

Onryo (روح انتقام‌جو)

یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین درخت‌های مهارت بازی که به‌طور ویژه روی مبارزات عمومی، مخفی‌کاری و بقا تمرکز دارد. این شاخه خود به چهار زیرمجموعه تقسیم می‌شود:

  • حملات (Attacks): شامل مهارت‌های تهاجمی نظیر دفع بی‌نقص (Perfect Parry)، ضدحمله و خلع سلاح (Disarm Counter) و لگد پرشی (Jump Kick).

  • ترور (Assassination): مهارت‌های متمرکز بر مخفی‌کاری مانند ترور زنجیره‌ای (Chain Assassination)، غریزه قاتل (Killer’s Instinct) و ترور وحشیانه (Brute Assassination).

  • بقا (Survival): قابلیت‌های دفاعی پیشرفته مانند غلت زدن (Roll) و جاخالی بی‌نقص (Perfect Dodge).

  • دوربرد (Ranged): ارتقای مهارت‌های مربوط به استفاده از تیر و کمان و سایر سلاح‌های پرتابی.

Melee (مبارزات تن‌به‌تن)

این شاخه اختصاصاً بر استفاده از سلاح‌های سرد تمرکز دارد. مهارت‌های این بخش با پیشروی در جهان بازی، پیدا کردن سلاح‌های جدید و ملاقات با اساتید (Masters/Sensei) باز می‌شوند.

  • ویژگی کلیدی: هر سلاح جدید (مانند کاتانای دوتایی، اوداچی، یاری یا کوساریگاما) درخت مهارت کاملاً مجزا و تکنیک‌های قدرتمند و منحصربه‌فرد خود را به بازیکن ارائه می‌دهد.

Revenge (انتقام)

درخت مهارتی که برای کنترل لحظات سخت و پرتنش طراحی شده و رویکردی کاملاً تهاجمی دارد. مهارت‌های این بخش در موقعیت‌های انتقام‌جویانه و شلوغ بسیار کارآمد هستند.

  • ویژگی کلیدی: ارتقای ضدحملات قدرتمند، استفاده موثرتر از پرتابی‌ها، بهبود مبارزات سواره‌نظام و خلق موقعیت‌های تهاجمی.

Wolf (همراه گرگ)

یک درخت مهارت کاملاً جدید و اختصاصی برای همراه حیوانی شما (Wolf Companion) که شامل حدود 10 قابلیت مختلف است.

  • نحوه آزادسازی: این مهارت‌ها عمدتاً از طریق پیدا کردن و پاکسازی لانه‌های گرگ (Wolf Dens) در نقشه به دست می‌آیند.

  • قابلیت‌ها: شامل احضار گرگ، اجرای حملات مشترک، پشتیبانی تاکتیکی و تقویت تاثیر حضور گرگ در جریان نبردها.


اتسو XP معمولی دریافت نمی‌کند. در عوض:

 هرAltar of Reflectionدقیقاً یک Technique Point به شما می‌دهد. با نزدیک شدن به محراب، اتسو تعظیم می‌کند و صفحه Growth باز می‌شود. شما می‌توانید یکی از مهارت‌های در دسترس را انتخاب کنید (با رعایت پیش‌نیازها و پیشرفت داستان).در کل بازی حدود **61 Altar وجود دارد که با کاوش دقیق، نقشه‌های خریداری‌شده از Cartographer (Isaburo) یا دنبال کردن پرندگان طلایی و مجسمه‌های Jizo زردرنگ قابل پیدا کردن هستند.مهارت‌های Wolf جداگانه از طریق Wolf Dens باز می‌شوند و تعداد محدودی (حدود 10) دارند.

تصویری از altar of reflection در بازی ghost of yotei

این سیستم  بازیکن را تشویق به کاوش تمام گوشه های  سرزمین Ezo می‌نماید. هر Altar مثل یک جایزه شخصی برای کاوشگر عمل می‌کند و انتخاب هر مهارت، سبک بازی شما را شکل می‌دهد. اگر به دنبال ساخت خاصی (مثل تمرکز روی مخفی‌کاری، مبارزه مستقیم یا همراهی گرگ) هستید، برنامه‌ریزی دقیق برای تخصیص این نقاط محدود ضروری است. 

 

مخفی‌کاری همچنان یکی از بخش‌های مهم گیم‌پلی Ghost of Yōtei محسوب می‌شود، اما این بار رویکرد داستانی آن تفاوت جالبی با Ghost of Tsushima دارد. در بازی قبلی، جین ساکای به عنوان یک سامورایی همواره میان حفظ شرافت خود و استفاده از روش‌های مخفیانه درگیر بود و بخش مهمی از داستان حول تبدیل شدن او به «گوست» شکل می‌گرفت. اما آتسو شخصیت متفاوتی دارد؛ او یک مزدور است و برخلاف جین، برای رسیدن به هدفش خود را محدود به قوانین و سنت‌های سامورایی نمی‌کند. به همین دلیل استفاده از ترورهای مخفیانه، فریب دادن دشمنان یا به‌کارگیری ابزارهای مختلف، بخشی طبیعی از شخصیت او به حساب می‌آید.

در گیم‌پلی نیز بازیکن آزادی زیادی برای نفوذ به پایگاه‌های دشمن دارد و می‌تواند بسیاری از درگیری‌ها را بدون ورود به مبارزات مستقیم پشت سر بگذارد. ابزارهایی مانند بمب دودزا و وسایل حواس‌پرت‌کن به آتسو اجازه می‌دهند نگهبانان را از موقعیت خود دور کرده یا مسیر نفوذ امنی برای خود ایجاد کند. همچنین طراحی محیط‌ها باعث شده بتوان از مسیرهای مختلف، پشت‌بام‌ها، ارتفاعات و نقاط مخفی برای نزدیک شدن به دشمنان استفاده کرد.

 

تنوع ماموریت‌ها

 

GHOST OF YOTEI SIDE QUEST

 

در مرکز بازی، ماموریت‌های اصلی داستانی قرار دارند که حول شکار اعضای گروه Yōtei Six می‌چرخند. در بخش بزرگی از داستان بازیکن آزادی دارد که اول سراغ کدام هدف برود و هر شاخه داستانی ماموریت‌ها، شخصیت‌ها و روایت مخصوص به خود را ارائه می‌دهد

در کنار داستان اصلی، Side Tales یا ماموریت‌های فرعی قرار دارند که روی مردم عادی، روستاها و ساکنان سرزمین ازو تمرکز دارند. برخی از این ماموریت‌ها روایت‌های احساسی و انسانی دارند، برخی دیگر داستان‌های محلی و فولکلور ژاپنی را روایت می‌کنند و تعدادی نیز بازیکن را وارد ماجراهای چندمرحله‌ای و طولانی می‌کنند. (

بخش مهم دیگر، Mythic Tales یا ماموریت‌های افسانه‌ای هستند. این ماموریت‌ها با شنیدن داستان‌ها و افسانه‌های محلی آغاز می‌شوند و معمولاً بازیکن را به دنبال سلاح‌های افسانه‌ای، زره‌های خاص یا تکنیک‌های مبارزه منحصربه‌فرد می‌فرستند. این ماموریت‌ها از نظر فضاسازی و روایت جزو بهترین محتواهای جانبی بازی محسوب می‌شوند.

برای پیشرفت در مبارزات نیز Sensei Tales وجود دارند؛ ماموریت‌هایی که به آموزش سبک‌های رزمی، سلاح‌های جدید و مهارت‌های پیشرفته اختصاص دارند. هر استاد یا سنسی خط ماموریت اختصاصی خود را دارد و تکمیل آن‌ها قابلیت‌های تازه‌ای را در اختیار آتسو قرار می‌دهد.)

در جهان بازی همچنین می‌توان با قراردادهای شکار جایزه (Bounty Hunts) روبه‌رو شد. در این ماموریت‌ها باید خلافکاران، رونین‌ها و جنایتکاران خطرناک را در نقاط مختلف نقشه پیدا و شکار کنید. این سیستم تا حدی یادآور شکار افراد تحت تعقیب در Red Dead Redemption 2 است و به دلیل پاداش‌های ارزشمندش یکی از محبوب‌ترین فعالیت‌های جانبی بازی محسوب می‌شود.

 

جایزه بگیری در بازی GHOST OF YOTEI

 

علاوه بر این‌ها، بازی دارای فعالیت‌های اکتشافی ویژه‌ای نیز هست.مثل نجات گرگ‌ها  که در برخی مناطق جهان بازی دیده می‌شوند. پس از تکمیل این فعالیت‌ها، گرگ‌ها به بخشی از ارتباط آتسو با طبیعت تبدیل می‌شوند و حتی در برخی موقعیت‌ها او را همراهی می‌کن

فعالیت دیگری که جایگزین بخشی از Fox Denهای نسخه قبل شده، دنبال کردن روباه‌ها و کشف پناهگاه‌های مخفی است. این بخش همچنان حس اکتشاف و ارتباط با طبیعت را حفظ کرده، اما طراحی آن متنوع‌تر از گذشته شده است. همچنین در سراسر نقشه رویدادهای تصادفی، افراد نیازمند کمک، شکارچیان، رونین‌ها و شخصیت‌های مختلفی وجود دارند که می‌توانند ماموریت‌های کوتاه یا داستان‌های کوچک و منحصربه‌فردی را آغاز کنن

در مجموع، Ghost of Yōtei دنیایی پر از شکار مجرمان، افسانه‌های محلی، داستان‌های فرعی، رویدادهای تصادفی و فعالیت‌های اکتشافی است که باعث می‌شود جهان بازی بسیار زنده‌تر و متنوع‌تر از Ghost of Tsushima احساس شود.

 

موسیقی و صداگذاری بازی

در کنار موسیقی فوق‌العاده، صداپیشگی Ghost of Yōtei نیز یکی از نقاط قوت اصلی بازی به شمار می‌رود. ساکر پانچ این بار هم مانند Ghost of Tsushima توجه ویژه‌ای به دوبله هر دو نسخه انگلیسی و ژاپنی داشته و از بازیگران شناخته‌شده‌ای برای جان بخشیدن به شخصیت‌ها استفاده کرده است. در نتیجه، چه بازی را با صداگذاری انگلیسی تجربه کنید و چه ژاپنی، با اجرایی حرفه‌ای و سینمایی روبه‌رو خواهید شد که نقش مهمی در باورپذیر شدن شخصیت‌ها و روایت داستان دارد.

شخصیت آتسو، قهرمان اصلی داستان، در نسخه انگلیسی توسط Erika Ishii و در نسخه ژاپنی توسط Fairouz Ai صداگذاری شده است. هر دو بازیگر اجرای بسیار قدرتمندی ارائه می‌دهند، اما رویکرد آن‌ها تفاوت‌های محسوسی دارد. اریکا ایشی در نسخه انگلیسی شخصیتی خونسرد، سرسخت و زخم‌خورده را به تصویر می‌کشد؛ زنی که سال‌ها با درد و انتقام زندگی کرده و احساساتش را به‌ندرت بروز می‌دهد. در مقابل، فایروز آی در نسخه ژاپنی طیف احساسی گسترده‌تری ارائه می‌کند و خشم، اندوه، تردید و آسیب‌پذیری آتسو را با شدت بیشتری منتقل می‌کند.

 

erika ishi

((Erika Ishi))

Fairouz Ai

((Fairouz Ai))

در سایر نقش‌ها نیز بازیگران مطرحی حضور دارند. از جمله نُشیر دلال در نقش جوبی، فئودور چین در نقش لرد سایتو، مت یانگ کینگ در نقش کیتسونه و دیوید ساکورای در نقش دراگون در نسخه انگلیسی. در سوی دیگر، نسخه ژاپنی از صداپیشگان شناخته‌شده صنعت انیمه و بازی مانند توموکازو سکی، جون فوکویاما، رومی پارک و توموکازو سوگیتا بهره می‌برد که بسیاری از مخاطبان ژاپنی آن‌ها را از آثار مشهور انیمه می‌شناسند.

با این حال، همانند نسخه اول، بسیاری از بازیکنان معتقدند نسخه ژاپنی از نظر فضاسازی و هماهنگی با محیط تاریخی بازی یک قدم جلوتر است. در بازخوردهای کاربران، بارها به طبیعی‌تر بودن لحن دیالوگ‌ها، قدرت بیشتر اجرای احساسی آتسو و تاثیرگذاری بالاتر برخی شخصیت‌های منفی در نسخه ژاپنی اشاره شده است. از سوی دیگر، نسخه انگلیسی نیز طرفداران زیادی دارد و بسیاری از منتقدان کیفیت بالای بازیگری، کارگردانی صدا و اجرای سینمایی آن را ستوده‌اند.

در نهایت می‌توان گفت تفاوت میان دو نسخه بیشتر به سلیقه بازیکن بازمی‌گردد تا کیفیت. اگر به دنبال تجربه‌ای نزدیک‌تر به فضای تاریخی ژاپن و حال‌وهوای آثار سامورایی باشید، دوبله ژاپنی احتمالاً انتخاب جذاب‌تری خواهد بود. اما نسخه انگلیسی نیز با بازیگری قدرتمند و تولید حرفه‌ای خود یکی از بهترین دوبله‌های تاریخ بازی‌های سونی محسوب می‌شود. در هر دو حالت، Ghost of Yōtei استاندارد بسیار بالایی در زمینه صداپیشگی ارائه می‌دهد و همانند موسیقی، صداگذاری را به یکی از مهم‌ترین عوامل غرق شدن در دنیای بازی تبدیل می‌کند.

 

 موسیقی و صداگذاری

 

تصویری از اتسو به همراه ساز شمیسن ghost of yotei

 

موسیقی در بازی Ghost of Yōtei بدون اغراق یکی از بی‌نقص‌ترین و ارزشمندترین بخش‌های آن است. این عنصر نه‌تنها در خدمت گیم‌پلی و داستان قرار می‌گیرد، بلکه به یکی از ستون‌های اصلی هویت جهان بازی تبدیل شده است. موسیقی این اثر مرز میان شرق و غرب را از میان برمی‌دارد و ترکیبی از سازهای سنتی ژاپنی را با موسیقی ارکسترال مدرن در هم می‌آمیزد تا حس تنهایی، شکوه طبیعت و سفر انتقام‌جویانه «آتسو» را به بهترین شکل به مخاطب منتقل کند.

مسئولیت ساخت موسیقی اصلی بازی بر عهده توما اوتووا (Toma Otowa) است؛ آهنگسازی که تا اوایل سال 2025 با نام «واتارو هوکویاما» شناخته می‌شد. اوتورا که متولد شهر آیزوواکاماتسوی ژاپن و بزرگ‌شده آمریکا است، به دلیل زندگی در میان دو فرهنگ متفاوت، انتخابی ایده‌آل برای این پروژه با حال‌وهوای سامورایی-وسترن بود. او پیش از این با چهره‌هایی چون مارک مادرزبا در پروژه‌های سینمایی و بازی‌های بزرگی همچون Thor: Ragnarok، The Lego Movie، Ratchet & Clank: Rift Apart و Resident Evil 5 همکاری داشته است.

Toma Otowa

موسیقی اوتووا هویتی پویا و تعاملی دارد؛ در لحظات نبرد با ضرباهنگی کوبنده هیجان را بالا می‌برد و هنگام گشت‌وگذار در دشت‌های برفی اِزو (هوکایدو)، قطعاتی آرام و روحانی پخش می‌شود. برای خلق این فضای صوتی بی‌نظیر، از ترکیب متنوعی از سازها استفاده شده است:

The Way of the Shamisen

toma otowa

0:00 0:00
The Way of the Shamisen

 

 

سازهای سنتی ژاپنی: شامیسن، شاکوهاچی، بیوا، کوتو و کوکیو.

سازهای غربی: گیتار آکوستیک، استرینگ کوارتت و به‌ویژه گیتار لپ استیل (Lap steel guitar).

سازهای بومی قوم آینو: تونکوری (Tonkori) و موکوری (Mukkuri) برای بازتاب دقیق هویت منطقه هوکایدو.

تیم سازنده برای جلوگیری از تکراری شدن موسیقی در این بازی جهان‌باز، از بداهه‌نوازی نوازندگان بر پایه تم‌های اصلی (مانند تم اختصاصی آتسو و تم گروه Yōtei Six) بهره برده است. ضبط این آثار در بالاترین سطح ممکن انجام شده؛ ارکستر در لندن، اجرای بخش‌های گیتار توسط نوازندگان مطرح نشویل و همکاری با بهترین نوازندگان سازهای سنتی در ژاپن صورت گرفته است. همچنین «کلر اوچیما» که در بازی Ghost of Tsushima نیز حضور داشت، برای اجرای قطعات احساسی مانند Mother’s Song بازگشته است.

 Watanabe Mode

یکی از خلاقانه‌ترین ویژگی‌های  بازی، حالتی به نام Watanabe Mode است. این بخش با مدیریت و هدایت شینیچیرو واتانابه (Shinichirō Watanabe)، کارگردان افسانه‌ای انیمه‌هایی نظیر Cowboy Bebop و Samurai Champloo شکل گرفته است.

 

 

در این حالت، موسیقی ارکسترال و سنتی جای خود را به 6 قطعه‌ی آرام‌بخش Lo-Fi و هیپ‌هاپ می‌دهد. این فضا که در تضاد با لحن خشن و انتقام‌محور داستان است، هماهنگی شگفت‌انگیزی با اکتشاف در طبیعت ایجاد می‌کند. هنرمندان مطرحی در ساخت این قطعات مشارکت داشته‌اند، از جمله:

  • DJ Mitsu the Beats

  • Sweet William

  • mabanua

  • Mark de Clive-Lowe

بازخورد بازیکنان

حالت Watanabe Mode در حقیقت ادای احترامی به ایده ترکیب سامورایی‌های قرن هفدهم با موسیقی هیپ‌هاپ در Samurai Champloo است. بسیاری از بازیکنان معتقدند اسب‌سواری در هوکایدو با این موسیقی باحال و متفاوت، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی خلق می‌کند و به یکی از محبوب‌ترین ویژگی‌های بازی تبدیل شده است. با این حال، تنها نقد وارد بر این بخش از سوی برخی کاربران، تعداد کم قطعات آن است که ممکن است پس از مدتی کمی تکراری به نظر برسد.

در کنار موسیقی فوق‌العاده، صداپیشگی Ghost of Yōtei نیز یکی از نقاط قوت اصلی بازی به شمار می‌رود. ساکر پانچ این بار هم مانند Ghost of Tsushima توجه ویژه‌ای به دوبله هر دو نسخه انگلیسی و ژاپنی داشته و از بازیگران شناخته‌شده‌ای برای جان بخشیدن به شخصیت‌ها استفاده کرده است. در نتیجه، چه بازی را با صداگذاری انگلیسی تجربه کنید و چه ژاپنی، با اجرایی حرفه‌ای و سینمایی روبه‌رو خواهید شد که نقش مهمی در باورپذیر شدن شخصیت‌ها و روایت داستان دارد.

شخصیت آتسو، قهرمان اصلی داستان، در نسخه انگلیسی توسط Erika Ishii و در نسخه ژاپنی توسط Fairouz Ai صداگذاری شده است. هر دو بازیگر اجرای بسیار قدرتمندی ارائه می‌دهند، اما رویکرد آن‌ها تفاوت‌های محسوسی دارد. اریکا ایشی در نسخه انگلیسی شخصیتی خونسرد، سرسخت و زخم‌خورده را به تصویر می‌کشد؛ زنی که سال‌ها با درد و انتقام زندگی کرده و احساساتش را به‌ندرت بروز می‌دهد. در مقابل، فایروز آی در نسخه ژاپنی طیف احساسی گسترده‌تری ارائه می‌کند و خشم، اندوه، تردید و آسیب‌پذیری آتسو را با شدت بیشتری منتقل می‌کند.

در سایر نقش‌ها نیز بازیگران مطرحی حضور دارند. از جمله نُشیر دلال در نقش جوبی، فئودور چین در نقش لرد سایتو، مت یانگ کینگ در نقش کیتسونه و دیوید ساکورای در نقش دراگون در نسخه انگلیسی. در سوی دیگر، نسخه ژاپنی از صداپیشگان شناخته‌شده صنعت انیمه و بازی مانند توموکازو سکی، جون فوکویاما، رومی پارک و توموکازو سوگیتا بهره می‌برد که بسیاری از مخاطبان ژاپنی آن‌ها را از آثار مشهور انیمه می‌شناسند.

با این حال، همانند نسخه اول، بسیاری از بازیکنان معتقدند نسخه ژاپنی از نظر فضاسازی و هماهنگی با محیط تاریخی بازی یک قدم جلوتر است. در بازخوردهای کاربران، بارها به طبیعی‌تر بودن لحن دیالوگ‌ها، قدرت بیشتر اجرای احساسی آتسو و تاثیرگذاری بالاتر برخی شخصیت‌های منفی در نسخه ژاپنی اشاره شده است. از سوی دیگر، نسخه انگلیسی نیز طرفداران زیادی دارد و بسیاری از منتقدان کیفیت بالای بازیگری، کارگردانی صدا و اجرای سینمایی آن را ستوده‌اند.

در نهایت می‌توان گفت تفاوت میان دو نسخه بیشتر به سلیقه بازیکن بازمی‌گردد تا کیفیت. اگر به دنبال تجربه‌ای نزدیک‌تر به فضای تاریخی ژاپن و حال‌وهوای آثار سامورایی باشید، دوبله ژاپنی احتمالاً انتخاب جذاب‌تری خواهد بود. اما نسخه انگلیسی نیز با بازیگری قدرتمند و تولید حرفه‌ای خود یکی از بهترین دوبله‌های تاریخ بازی‌های سونی محسوب می‌شود. در هر دو حالت، Ghost of Yōtei استاندارد بسیار بالایی در زمینه صداپیشگی ارائه می‌دهد و همانند موسیقی، صداگذاری را به یکی از مهم‌ترین عوامل غرق شدن در دنیای بازی تبدیل می‌کند.

 

گرافیک Ghost of Yōtei

اگر موسیقی یکی از ستون‌های اصلی Ghost of Yōtei باشد، گرافیک آن بدون شک یکی دیگر از مهم‌ترین نقاط قوت بازی است. با این حال، ارزش بصری بازی صرفاً به تعداد پیکسل‌ها، رزولوشن یا فناوری‌های گرافیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه بیش از هر چیز به خاطر کارگردانی هنری فوق‌العاده آن است که جهان بازی را به اثری شبیه یک نقاشی متحرک تبدیل می‌کند. بسیاری از منتقدان معتقدند Ghost of Yōtei همان کاری را برای پلی‌استیشن 5 انجام می‌دهد که Ghost of Tsushima برای پلی‌استیشن 4 انجام داد؛ یعنی تبدیل شدن به یکی از زیباترین و چشم‌نوازترین آثار نسل خود. 

گرافیک هنری؛ یک تابلوی نقاشی زنده

بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی، کارگردانی هنری آن است. ساکر پانچ به جای تمرکز صرف بر واقع‌گرایی افراطی، تلاش کرده طبیعت ژاپن را با نگاهی شاعرانه و سینمایی به تصویر بکشد. دشت‌های پوشیده از گل، جنگل‌های رنگارنگ، کولاک‌های سنگین، دریاچه‌های آرام و دامنه‌های کوه یوتئی همگی به شکلی طراحی شده‌اند که گاهی بیشتر به یک فیلم سامورایی یا نقاشی ژاپنی شباهت دارند تا یک بازی ویدیویی. منتقدان بارها از استفاده هوشمندانه بازی از رنگ، نورپردازی، باد، برگ‌ها و گلبرگ‌های شناور در محیط تمجید کرده‌اند. 

تنوع زیستی و اقلیمی منطقه ازو (هوکایدوی امروزی) نیز نقش مهمی در این موفقیت دارد. هر منطقه هویت بصری مخصوص خود را دارد؛ از دشت‌های سرسبز گرفته تا کوهستان‌های برفی و جنگل‌های انبوه. تغییر فصل‌ها و شرایط آب‌وهوایی باعث می‌شود جهان بازی دائماً چهره‌ای تازه به خود بگیرد و حتی پس از ده‌ها ساعت، حس تکرار به بازیکن منتقل نشود.

نکته جالب اینجاست که بسیاری از بازیکنان و منتقدان معتقدند قدرت اصلی بازی نه در واقع‌گرایی فنی، بلکه در سبک هنری آن نهفته است. در بحث‌های جامعه بازیکنان بارها به این موضوع اشاره شده که شاید بازی از نظر جزئیات خام به برخی آثار دیگر نرسد، اما از نظر زیبایی‌شناسی و هویت بصری یکی از ماندگارترین بازی‌های نسل محسوب می‌شود. 

ghost of yotei photoshot ghost of yotei photoshot ghost of yotei photoshot ghost of yotei photo shot ghost of yotei photoshot ghost of yotei photoshot

گرافیک فنی؛ استفاده کامل از قدرت پلی‌استیشن 5

از لحاظ فنی نیز Ghost of Yōtei نسبت به نسخه قبلی جهش قابل توجهی داشته است. یکی از اهداف اصلی تیم سازنده افزایش چشمگیر Draw Distance یا فاصله دید بوده است. به لطف قدرت SSD و سخت‌افزار پلی‌استیشن 5، بازی می‌تواند میلیون‌ها آبجکت محیطی را به طور همزمان بارگذاری کند و مناظری بسیار وسیع‌تر از نسخه قبلی ارائه دهد. سازندگان به طور خاص اعلام کرده‌اند که برای نمایش عظمت هوکایدو و کوه یوتئی مجبور بودند فاصله دید و عمق میدان محیط را به شکل قابل توجهی ارتقا دهند. 

نورپردازی پیشرفته، بازتاب‌های باکیفیت، پوشش گیاهی متراکم‌تر، جزئیات بیشتر در محیط، افکت‌های آب‌وهوایی گسترده‌تر و حالت Ray Tracing از دیگر پیشرفت‌های فنی بازی هستند. در بسیاری از صحنه‌ها، مخصوصاً هنگام طلوع و غروب خورشید یا در کولاک‌های سنگین، بازی به سطحی از کیفیت بصری می‌رسد که آن را در میان چشمگیرترین آثار پلی‌استیشن 5 قرار می‌دهد. 

ghost of yotei photoshot

البته بازی کاملاً بی‌نقص نیست. برخی منتقدان اشاره کرده‌اند که کیفیت چهره شخصیت‌های فرعی و NPCهای عادی همیشه در سطح محیط‌های خیره‌کننده بازی قرار ندارد و گاهی اختلاف محسوسی میان کیفیت محیط و کیفیت برخی مدل‌های انسانی دیده می‌شود که برای برخی پلیرها ممکن است منجر به مشکل Uncanny Valley بشه. با این وجود، این ایراد در مقایسه با دستاورد کلی بازی بسیار جزئی تلقی شده است. در مجموع، Ghost of Yōtei شاید از نظر گرافیک خام و فوتورئالیسم مطلق به آثاری مانند Death Stranding 2 نرسد، اما در زمینه کارگردانی هنری، ترکیب رنگ‌ها، استفاده از نور، خلق مناظر طبیعی و ساخت هویتی بصری منحصربه‌فرد، یکی از زیباترین بازی‌های نسل محسوب می‌شود؛ اثری که ثابت می‌کند گاهی «هنر» مهم‌تر از «قدرت سخت‌افزار» است.

ghost of yotei photoshot

البته گرافیک بازی یک نکته منفی کوچک هم دارد؛ هرچه کیفیت بصری محیط‌ها، نورپردازی و مدل شخصیت‌ها به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود، ضعف‌های جزئی در انیمیشن‌ها نیز بیشتر به چشم می‌آیند. این پدیده در روان‌شناسی ادراک با مفهومی به نام Perceptual Dissonance یا «ناهمخوانی ادراکی» شناخته می‌شود. زمانی که بیشتر اجزای یک اثر کیفیت بسیار بالایی دارند، مغز انسان به‌صورت ناخودآگاه انتظار دارد تمام اجزا در همان سطح باشند. بنابراین اگر تنها یک بخش، مانند برخی انیمیشن‌های چهره یا حرکات بدن، از نظر کیفیت پایین‌تر باشد، همان بخش بیش از حد جلب توجه می‌کند و حتی ممکن است ضعیف‌تر از آنچه واقعاً هست به نظر برسد.

به همین دلیل است که بسیاری از بازیکنان هنگام تجربه Ghost of Yōtei از کیفیت خیره‌کننده محیط‌ها، نورپردازی و پوشش گیاهی تمجید می‌کنند، اما هم‌زمان معتقدند بعضی انیمیشن‌ها، به‌ویژه در چهره برخی شخصیت‌های فرعی یا انتقال بین حرکات، آن حس واقع‌گرایی کامل را ندارند. این مسئله لزوماً به معنای بد بودن انیمیشن‌ها نیست؛ بلکه اختلاف سطح میان کیفیت گرافیک هنری و کیفیت برخی انیمیشن‌ها باعث می‌شود مغز انسان این تفاوت را بسیار پررنگ‌تر از حالت عادی احساس کند.

همین موضوع را می‌توان در آثار دیگری مانند L.A. Noire، Mass Effect: Andromeda یا حتی برخی صحنه‌های The Callisto Protocol نیز مشاهده کرد؛ جایی که کیفیت بسیار بالای مدل‌های سه‌بعدی باعث می‌شود کوچک‌ترین ناهماهنگی در انیمیشن صورت یا بدن فوراً به چشم بیاید. در مقابل، در بازی‌هایی که سبک هنری فانتزی‌تر یا کارتونی‌تری دارند، همین ضعف‌ها معمولاً کمتر دیده می‌شوند، زیرا ذهن مخاطب از ابتدا انتظار واقع‌گرایی کامل ندارد.

مودهای بصری؛ ادای احترام به بزرگان سینمای ژاپن

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های Ghost of Yōtei، بازگشت و گسترش مودهای سینمایی است و هر حالت، تجربه‌ای متفاوت از بازی را ارائه می‌دهد. این مودها در حقیقت ادای احترامی به سه فیلمساز بزرگ ژاپنی هستند که آثارشان الهام‌بخش تیم سازنده بوده است.

Kurosawa Mode که از نسخه اول بازگشته، همچنان محبوب‌ترین حالت تصویری بازی محسوب می‌شود. این مود به افتخار کارگردان افسانه‌ای آکیرا کوروساوا طراحی شده و تصویر را به سیاه‌وسفید تبدیل می‌کند، کنتراست را افزایش می‌دهد، دانه‌های فیلم (Film Grain) و افکت لنزهای قدیمی را اضافه می‌کند و صدای بازی نیز حالتی شبیه فیلم‌های دهه 50 میلادی پیدا می‌کند. نتیجه، تجربه‌ای است که گویی بازیکن در حال تماشای یکی از فیلم‌های کلاسیک کوروساوا مانند Seven Samurai یا Yojimbo است. بسیاری از علاقه‌مندان سینما این حالت را بهترین راه برای تجربه دوباره بازی می‌دانند، زیرا فضای آن کاملاً یادآور فیلم‌های سامورایی کلاسیک است.

دومین حالت، Miike Mode است که با همکاری تاکاشی میکه، کارگردان مشهور فیلم‌هایی مانند 13 Assassins و Ichi the Killer ساخته شده است. برخلاف Kurosawa Mode که بر فضای شاعرانه و کلاسیک تمرکز دارد، Miike Mode خشونت و انرژی مبارزات را سخت تر می‌کند. دوربین در این حالت به شخصیت نزدیکتر میشود و هنگام نبرد لرزش بیشتری دارد و پاشش خون و جلوه‌های خشونت‌آمیز نیز اغراق‌شده‌تر نمایش داده می‌شوند. این تغییرات باعث می‌شود مبارزات حس خشن‌تر، سریع‌تر و سینمایی‌تری پیدا کنند؛ درست مانند آثار خود میکه.

سومین و متفاوت‌ترین حالت بازی Watanabe Mode است که با همکاری شینیچیرو واتانابه، کارگردان انیمه‌های Cowboy Bebop و Samurai Champloo ساخته شده است. برخلاف دو حالت دیگر، این مود تمرکز خود را روی تصویر نمی‌گذارد، بلکه هویت صوتی بازی را تغییر می‌دهد. در این حالت، موسیقی ارکسترال اصلی جای خود را به قطعات lo-fi و hip-hop می‌دهد که توسط واتانابه و چندین هنرمند ژاپنی انتخاب و هدایت شده‌اند. نتیجه، تجربه‌ای آرام، مدرن و متفاوت است که هنگام گشت‌وگذار در طبیعت هوکایدو یا حتی برخی مبارزات، حال‌وهوایی شبیه Samurai Champloo ایجاد می‌کند.

 

میانگین نمرات؛ یکی از موفق‌ترین انحصاری‌های پلی‌استیشن

 

میانگین نمرا بازی ghost of yotei

 

Ghost of Yōtei با استقبال بسیار خوب منتقدان روبه‌رو شد و توانست در زمان انتشار به میانگین 87 از 100 در Metacritic برسد. همچنین در وب‌سایت OpenCritic حدود 94 درصد منتقدان بازی را توصیه کرده‌اند که آن را در میان موفق‌ترین آثار انحصاری پلی‌استیشن 5 قرار می‌دهد. بیشترین تحسین‌ها متوجه گرافیک هنری، موسیقی، مبارزات، طراحی جهان و پیشرفت‌های بازی نسبت به Ghost of Tsushima بود. در مقابل، برخی منتقدان از روایت نسبتاً قابل پیش‌بینی، تعدادی از ماموریت‌های فرعی و ساختار نسبتاً سنتی جهان باز انتقاد کردند. با این حال، اجماع کلی منتقدان این بود که ساکر پانچ به‌جای تغییر فرمول، آن را تقریباً در تمام بخش‌ها بهبود داده است. 

حواشی؛ از تحریم تا جنجال‌های اینترنتی

Ghost of Yōtei حتی پیش از انتشار نیز با حواشی متعددی روبه‌رو شد. مهم‌ترین جنجال به معرفی آتسو به‌عنوان شخصیت اصلی زن بازی بازمی‌گشت. بخشی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی مدعی بودند که این تصمیم با هدف پیشبرد سیاست‌های موسوم به «Woke» گرفته شده و حتی کمپین‌هایی برای تحریم بازی به راه انداختند. این در حالی بود که بسیاری از تاریخ‌دانان و رسانه‌ها یادآوری کردند که در تاریخ ژاپن جنگجویان زن یا Onna-bugeisha واقعاً وجود داشته‌اند و حضور یک زن مبارز در چنین دوره‌ای از نظر تاریخی غیرممکن نیست.

مدتی بعد نیز یکی از اعضای تیم توسعه، Drew Harrison، به دلیل حاشیه‌های مربوط به فعالیت‌های شخصی در شبکه‌های اجتماعی و فشار رسانه‌ای از استودیو جدا شد. هرچند ساکر پانچ و سونی این موضوع را به توسعه بازی مرتبط ندانستند، اما این اتفاق نیز برای مدتی نام بازی را وارد حاشیه‌های خبری کرد. 

ghost of yotei Drew Harrison

((شوخی یکی از سازندگان با ترور چارلی کرک منجر به یک جنجال شد))

فروش؛ موفقیتی بزرگ برای سونی

با وجود تمام این جنجال‌ها، نه کمپین‌های تحریم و نه حواشی فضای مجازی تاثیر محسوسی بر استقبال بازار از بازی نداشتند و فروش آن بسیار فراتر از پیش‌بینی بسیاری از منتقدان بود. از نظر تجاری، Ghost of Yōtei یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های پلی‌استیشن در سال 2025 بود. بازی طبق گزارش رسمی سونی تا اوایل نوامبر 2025 بیش از 3.3 میلیون نسخه فروش داشت. همچنین برآوردها نشان می‌دهد که بازی تنها در هفته نخست عرضه بیش از 1.6 میلیون نسخه به مصرف‌کنندگان فروخت و با احتساب نسخه‌های ارسالی به فروشگاه‌ها، این عدد به حدود 2 میلیون نسخه رسید.

بازی در زمان عرضه صدر جدول فروش بریتانیا را تصاحب کرد، در ژاپن نیز در هفته نخست بیش از 120 هزار نسخه فیزیکی فروخت و در بازار آمریکا به یکی از پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن 5 در سال 2025 تبدیل شد. موفقیت تجاری Ghost of Yōtei حتی باعث شد تحلیلگران از آن به‌عنوان عنوانی یاد کنند که روند نزولی فروش بازی‌های فرست‌پارتی پلی‌استیشن را متوقف کرده است.

Ghost of Yōtei برای چه کسانی مناسب است؟

اگر از طرفداران بازی‌های جهان‌باز داستان‌محور هستید، Ghost of Yōtei یکی از بهترین انتخاب‌های این نسل محسوب می‌شود. این بازی به کسانی که از گشت‌وگذار در محیط‌های طبیعی، کشف رازهای جهان بازی، انجام ماموریت‌های متنوع و مبارزات تاکتیکی با شمشیر لذت می‌برند، تجربه‌ای بسیار باکیفیت ارائه می‌دهد. همچنین اگر از آثار سینمایی سامورایی آکیرا کوروساوا، وسترن‌های کلاسیک یا حتی انیمه‌هایی مانند Samurai Champloo و Rurouni Kenshin لذت می‌برید، فضای هنری، موسیقی و اتمسفر بازی احتمالاً برایتان بسیار جذاب خواهد بود.

این بازی برای کسانی که از Ghost of Tsushima لذت برده‌اند نیز تقریباً یک انتخاب قطعی است. Ghost of Yōtei همان فرمول موفق نسخه قبل را حفظ کرده، اما تقریباً در تمام بخش‌ها از جمله طراحی جهان، تنوع ماموریت‌ها، مبارزات، موسیقی و آزادی عمل گسترش داده است. اگر نسخه اول را دوست داشتید، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که این بازی را حتی بیشتر بپسندید.

Ghost of Yōtei برای چه کسانی مناسب نیست؟

از سوی دیگر، اگر انتظار دارید Ghost of Yōtei یک انقلاب در طراحی بازی‌های جهان‌باز باشد، احتمالاً ناامید خواهید شد. این بازی بیش از آنکه فرمول را از نو اختراع کند، آن را تکامل می‌دهد. بنابراین کسانی که از ساختار کلاسیک بازی‌های جهان‌باز خسته شده‌اند یا به دنبال تجربه‌ای کاملاً متفاوت هستند، شاید ارتباط چندانی با آن برقرار نکنند.

همچنین اگر اولویت اصلی شما گیم‌پلی فوق‌العاده سریع، سیستم‌های نقش‌آفرینی عمیق، آزادی عمل در حد بازی‌هایی مانند Kingdom Come: Deliverance II یا شبیه‌سازی‌های پیچیده باشد، Ghost of Yōtei احتمالاً انتخاب ایده‌آلی نیست. هسته اصلی تجربه همچنان بر روایت، اتمسفر، مبارزات سامورایی و اکتشاف جهان بازی استوار است، نه آزادی بی‌حدوحصر یا سیستم‌های پیچیده نقش‌آفرینی.

در نهایت، اگر به هر دلیلی با ریتم نسبتاً آرام بازی‌های سینمایی و داستان‌محور ارتباط برقرار نمی‌کنید و ترجیح می‌دهید از همان دقایق ابتدایی دائماً درگیر اکشن یا رقابت باشید، ممکن است بخش‌های اکتشافی و روایت آرام Ghost of Yōtei برایتان کند به نظر برسد.