بازی Astro Bot یکی از نمونه‌های جالب در صنعت بازی‌های ویدیویی است؛ پروژه‌ای که نشان داد برای ساخت یک بازی بزرگ و به‌یادماندنی، همیشه به دنیایی عظیم، داستانی پیچیده یا عناصر نقش‌آفرینی متعدد نیاز نیست. گاهی یک ایده ساده، طراحی مرحله خلاقانه و توجه وسواس‌گونه به جزئیات گیمپلی می‌توانند نتیجه‌ای به‌مراتب تاثیرگذارتر رقم بزنند.

در این مقاله می‌خوانیم:

این بازی در سال 2024 برای پلی‌استیشن 5 منتشر شد و ساخته استودیوی ژاپنی Team Asobi است؛ تیمی که پیش‌تر با Astro's Playroom و Astro Bot Rescue Mission توانایی خود را در ساخت تجربه‌های پلتفرمر سه‌بعدی نشان داده بود. بااین‌حال، Astro Bot پروژه‌ای بسیار جاه‌طلبانه‌تر بود. سازندگان می‌خواستند شخصیت آسترو را از یک نماد دوست‌داشتنی برای معرفی قابلیت‌های سخت‌افزار پلی‌استیشن به قهرمان یک بازی مستقل و کامل تبدیل کنند؛ اثری که حتی بدون تکیه بر نوستالژی پلی‌استیشن نیز بتواند بازیکنان را سرگرم کند نتیجه، بازی‌ای بود که در مراسم The Game Awards 2024 جایزه بهترین بازی سال (Game of the Year) را دریافت کرد. اما برای درک اینکه این موفقیت چگونه شکل گرفت، باید کمی به قبل برویم و به تصمیم‌های طراحی، آزمایش‌های اولیه، محدودیت‌های تیم،ویژگی های DualSense و رویکرد متفاوت سازندگان به مفهوم سرگرمی نگاه کنیم.

توسعه‌دهنده

تیم آسوبی (Team Asobi)

تاریخ انتشار اولیه

6 سپتامبر 2024

پلتفرم

پلی‌استیشن 5

جوایز

ایزه بازی سال (Game of the Year)

بهترین کارگردانی بازی (Best Game Direction)

بهترین بازی اکشن/ماجراجویی (Best Action/Adventure Game)

بهترین بازی خانوادگی (Best Family Game)

BAFTA Games Awards 2025

بهترین بازی (Best Game)

بهترین انیمیشن (Animation)

بهترین دستاورد صوتی (Audio Achievement)

بهترین بازی خانوادگی (Family)

بهترین طراحی بازی (Game Design)

D.I.C.E. Awards 2025

بازی سال (Game of the Year)

بازی خانوادگی سال (Family Game of the Year)

دستاورد برجسته در طراحی بازی (Outstanding Achievement in Game Design)

دستاورد برجسته در انیمیشن (Outstanding Achievement in Animation)

دستاورد برجسته فنی (Outstanding Technical Achievement)

آهنگساز

کنت سی ام یانگ (Kenneth C. M. Young)

 توسعه Astro Bot؛ چگونه Team Asobi یک پلتفرمر را به بازی سال تبدیل کرد؟

برای شناخت فرآیند توسعه Astro Bot باید به سال‌ها قبل از انتشار آن برگردیم. آسترو از ابتدا با این هدف ساخته نشد که به یک فرنچایز پلتفرمینگ تبدیل شود. پیدایش او به آزمایش‌های تیمی برمی‌گشت که می‌خواست راه‌های تازه‌ای برای تعامل بازیکن با سخت‌افزار پلی‌استیشن پیدا کند ریشه‌های اولیه آسترو به پروژه‌های مرتبط با دوربین PS4 و کنترلر DualShock 4 بازمی‌گردد. تیم سازنده روی تجربه‌ای آزمایشی کار می‌کرد که در آن ربات‌های کوچک برای نشان دادن نحوه تعامل  کنترلر و دوربین ظاهر می‌شدند. این ایده‌ها به شکل‌گیری The Playroom کمک کردند؛ تجربه‌ای که قابلیت‌های دستگاه را از طریق فعالیت های ساده و سرگرم‌کننده به نمایش می‌گذاشت.

در این پروژه، تیم آسوبی تلاش کرد از قابلیت‌های دسته پلی‌استیشن برای ایجاد تعامل مستقیم میان بازیکن و ربات‌ها استفاده کند و بازیکن می‌توانست با تکان دادن دسته، واکنش‌های مختلف آن‌ها را مشاهده کند و از رفتارهای بامزه‌شان لذت ببرد. همین آزمایش‌ها به شکل‌گیری شخصیت آسترو کمک کرد؛ رباتی که بدون نیاز به دیالوگ‌های طولانی، احساساتش را از طریق حرکات، واکنش‌ها و زبان بدن منتقل می‌کرد. با مشخص شدن ظرفیت‌های این شخصیت، تیم آسوبی در پروژه بعدی خود به سراغ ایده‌ای بزرگ‌تر رفت و آسترو را از یک شخصیت تعاملی به قهرمان یک بازی پلتفرمر سه‌بعدی تبدیل کرد. نتیجه این مسیر، Astro Bot Rescue Mission بود که برای هدست واقعیت مجازی پلی‌استیشن منتشر شد و توانایی‌های آسترو را در قالب یک ماجراجویی کامل به نمایش گذاشت.

 

واقعیت مجازی فرصت‌هایی برای طراحی مراحل فراهم می‌کرد که در بازی‌های معمولی امکان‌پذیر نبودند. زاویه دید بازیکن، ارتباط با محیط و حس حضور در کنار شخصیت، همگی تجربه ای متفاوت از سایر بازی ها داشتن. در عین حال، تیم Asobi در این مرحله تجربه ارزشمندی درباره طراحی مراحل، کنترل شخصیت و سایر موارد  به دست آورد.این تجربه به سازندگان نشان داد که آسترو ظرفیت تبدیل شدن به یک قهرمان مستقل را دارد؛ اما برای رسیدن به مخاطبان گسترده‌تر، لازم بود بازی بعدی بدون نیاز به هدست VR و با استفاده از کنترلر استاندارد پلی‌استیشن ساخته شود.

انتشار PS5 و بازی Astro's Playroom هم فرصت دیگری برای تیم فراهم کرد. این بازی از ابتدا روی کنسول نصب شده بود و به بازیکنان کمک می‌کرد قابلیت‌های DualSense را تجربه کنند. تفاوت با پروژه‌های قبلی این بود که تیم حالا می‌توانست از بازخورد لمسی، تریگرهای تطبیقی و بلندگوی داخلی کنترلر برای ساخت تجربه‌ای استفاده کند که مستقیماً با حرکات بازیکن ارتباط داشت.

Astro's Playroom در عمل به یک آزمایشگاه طراحی تبدیل شد. تیم توانست بررسی کند که بازیکنان چگونه به احساس حرکت روی سطوح مختلف، مقاومت تریگرها و صداهای کوچک کنترلر واکنش نشان می‌دهند. این تجربه همچنین نشان داد که آسترو می‌تواند بدون VR نیز یک پلتفرمر جذاب باشد بااین‌حال، یک پرسش اساسی همچنان باقی بود: آیا این شخصیت می‌توانست بدون تکیه بر معرفی سخت‌افزار و قابلیت‌های پلی‌استیشن، به‌تنهایی یک بازی بزرگ را پیش ببرد و جذاب بماند؟

به گفته نیکولا دوسه، مدیر استودیوی Team Asobi، یکی از اهداف مهم پروژه جدید همین بود که تیم مطمئن شود آسترو به‌عنوان یک قهرمان پلتفرمر مستقل نیز توانایی جذب مخاطب را دارد. توسعه Astro Bot در نهایت حدود سه سال طول کشید و پروژه در مقایسه با Astro's Playroom به تجربه‌ای بسیار گسترده‌تر تبدیل شد.

 نیکولا دوسه، مدیر استودیوی Team Asobi،
 

تیم Asobi چگونه فرآیند ایده‌پردازی را مدیریت کرد؟

یکی از مهم‌ترین نکات درباره توسعه Astro Bot، روش برخورد سازندگان با ایده‌ها بود. در بسیاری از پروژه‌ها ممکن است ابتدا جهان بازی، داستان، شخصیت‌ها یا ساختار کلی طراحی شود و سپس مکانیک‌های متناسب با آن شکل بگیرند اما رویکرد Team Asobi در بخش مهمی از توسعه Astro Bot متفاوت بود: تیم اغلب کار را از یک ایده برای نحوه تعامل پلیر یا یک مکانیک سرگرم‌کننده آغاز می‌کرد و سپس جهان و مراحل را برای تقویت همان ایده می‌ساخت این تفاوت رویکرد روی تقریباً تمام جنبه‌های بازی تاثیر گذاشت؛ از طراحی قدرت‌های ویژه آسترو گرفته تا شکل دشمنان، موانع و محیط‌هایی که بازیکن در آن‌ها حرکت می‌کند.

 سازندگان توضیح داده‌اند که طراحی هنری و ساخت جهان باید به بهبود تجربه بازی کمک کند. برای مثال، اگر ایده اصلی یک مرحله به یخ و سطوح لغزنده مربوط باشد، طراحان می‌توانند درباره محیطی دریایی یا منطقه‌ای پوشیده از یخ فکر کنند. اما انتخاب محیط صرفاً به دلیل ظاهر زیبا انجام نمی‌شود؛ محیط باید فرصت‌هایی برای تجربه بهتر مکانیک اصلی فراهم کند.

در چنین فرآیندی، اعضای تیم درباره یک لوکیشن های  بازی فکر می‌کنند، سپس ویژگی‌های آن را با یکدیگر گسترش می‌دهند. یک ایده اولیه ممکن است به قدرت ویژه جدیدی منجر شود؛ آن قدرت به نوبه خود نیازمند دشمنان، موانع و مسیرهای مخصوص خواهد بود. در نهایت، هنرمندان ظاهر محیط را به‌گونه‌ای تکمیل می‌کنند که ایده اصلی واضح‌تر و جذاب‌تر شود.در این روش هر بخش از محیط باید دلیلی برای وجود خود داشته باشد و به بازیکن فرصت دهد از توانایی‌های آسترو استفاده کند.

یکی از اصول فکری تیم، برخورد با بازی به‌عنوان چیزی فراتر از مجموعه‌ای از اهداف و ماموریت‌ها بود. نیکولا دوسه در توضیح فرهنگ استودیو بر جنبه بازیگوشانه طراحی تاکید کرده است؛ یعنی بازیکن باید از خودِ گشت و گذار در جهان بازی لذت ببرد، حتی زمانی که به دنبال پیشروی در مرحله نیست این نگرش را می‌توان در رفتار آسترو مشاهده کرد. انیمیشن‌های او، واکنش‌های کوچک به محیط، نحوه فرود آمدن، حرکت دست‌وپا و واکنش به اتفاقات این شخصیت ها را زنده می‌کند و به هر حرکت ساده حس و حال واقعی می‌دهند.در نتیجه، تنها پریدن روی یک سکو یا برخورد با یک شیء می‌تواند به‌خودی‌خود لذت‌بخش باشد. بازیکن برای سرگرم شدن همیشه به مبارزه با یک باس یا باز کردن مسیر جدید نیاز ندارد؛ گاهی تماشای واکنش آسترو یا آزمایش یک قابلیت تازه برایش کافی است.این موضوع به‌خصوص در بازی‌ای اهمیت دارد که مخاطبان آن از بازیکنان باتجربه تا کودکان و کسانی را در بر می‌گیرد که ممکن است نخستین تجربه جدی خود از یک پلتفرمر سه‌بعدی را داشته باشند.

اعضای تیم اسوبی

اما داشتن ایده‌های فراوان لزوماً به ساخت بازی بهتری منجر نمی‌شود. اگر هر ایده به مکانیکی کاملاً مستقل تبدیل شود، بازیکن باید مدام قواعد تازه‌ای یاد بگیرد و کنترل‌های متفاوتی را به خاطر بسپارد. چنین رویکردی می‌تواند ریتم بازی را مختل کند و تجربه را به مجموعه‌ای از بخش‌های جدا از هم تبدیل کند. تیم آسوبی (Team Asobi) برای جلوگیری از این مشکل، قدرت‌های ویژه را بر پایه کنترل‌های آشنای آسترو طراحی کرد. به این ترتیب، بازیکن همچنان با دویدن، پریدن، شناور شدن در هوا و حرکت در محیط سروکار داشت، اما هر قدرت شرایط تازه‌ای برای استفاده از همین قابلیت‌های پایه ایجاد می‌کرد.

برای حفظ این سادگی، سازندگان تا حد امکان کنترل‌های اصلی را ثابت نگه داشتند و به‌جای افزودن دکمه‌های جدید، از ورودی‌های موجود به شکل‌های متفاوت استفاده کردند. فشار کوتاه یا طولانی دکمه‌ها و کنترل‌های وابسته به موقعیت به آن‌ها اجازه می‌داد قابلیت‌های متنوعی را بدون پیچیده کردن فرمان‌ها طراحی کنند. برای مثال، هنگام بازآفرینی توانایی‌های شخصیت‌هایی مانند کریتوس و الوی، برخی عملکردهایی که در بازی‌های اصلی به ورودی‌های جداگانه نیاز داشتند، ساده‌سازی شدند تا با یک دکمه یا به‌صورت خودکار اجرا شوند. هدف این بود که بازیکن بدون نیاز به یادگیری مجموعه‌ای از فرمان‌های پیچیده، بتواند مستقیماً با قابلیت‌های جدید تعامل کند و از تنوع آن‌ها لذت ببرد.

همین رویکرد در طراحی خود قدرت‌ها نیز دیده می‌شد. برای نمونه، نسخه اولیه قدرت اسفنجی به آسترو اجازه می‌داد در سه اندازه کوچک، متوسط و بزرگ تغییر شکل دهد؛ اما آزمایش‌ها نشان دادند که وجود سه وضعیت، بازیکن را مجبور می‌کند دائماً اندازه فعلی شخصیت را به خاطر بسپارد برای همین تیم آسوبی در نهایت حالت متوسط را حذف کرد و تغییر اندازه را به دو وضعیت مشخص محدود ساخت. این تصمیم، استفاده از قدرت را ساده‌تر کرد، بدون آنکه ایده اصلی آن، یعنی جذب آب و بزرگ شدن برایرد شدن از موانع و پیشروی در محیط، از بین برود.

بااین‌حال، ساده بودن کنترل‌ها به‌تنهایی برای موفقیت این قدرت‌ها کافی نبود؛ هر قابلیت باید در جریان بازی کاربرد مشخصی پیدا می‌کرد. به همین دلیل، تیم آسوبی پس از آزمایش هر قدرت، موانع، دشمنان و موقعیت‌هایی طراحی می‌کرد که بازیکن را به استفاده از آن ترغیب کنند. سازندگان در عین حال، مراحل را به‌گونه‌ای تغییر می‌دادند که عبور از موانع به تکرار یک راه‌حل ثابت محدود نشود. برخی ایده‌ها و مراحل نیز با وجود جذابیت اولیه کنار گذاشته شدند، زیرا استفاده چندباره از یک قدرت، بدون ایجاد موقعیت‌های تازه، به‌تدریج تازگی خود را از دست می‌داد. در نتیجه، هدف تیم صرفاً افزودن قابلیت‌های بیشتر نبود، بلکه ایجاد تنوعی بود که در کنار حفظ سادگی کنترل‌ها، بازیکن را در طول بازی با موقعیت‌های جدید روبه‌رو کند.

نمونه‌سازی اولیه(prototyping)

اگر قرار باشد فقط یک بخش از فرآیند توسعه Astro Bot را به‌عنوان مهم‌ترین عامل موفقیت آن انتخاب کنیم، نمونه‌سازی اولیه یا پروتوتایپینگ (Prototyping) یکی از بهترین گزینه‌هاست.

پروتوتایپ نسخه‌ای ساده و آزمایشی از یک ایده است که برای بررسی امکان‌پذیری و جذابیت آن ساخته می‌شود. در این مرحله، هدف تولید گرافیک نهایی، انیمیشن‌های کامل یا محیطی زیبا نیست. سازندگان می‌خواهند پاسخ یک سوال مشخص را پیدا کنند: آیا این ایده واقعاً سرگرم‌کننده است؟

Team Asobi به‌جای آنکه از همان ابتدا یک مکانیک را وارد مراحل اصلی کند، ابتدا نمونه‌های مستقل می‌ساخت. گاهی این نمونه‌ها حتی آسترو را در خود نداشتند و فقط یک تعامل فیزیکی یا یک ویژگی از کنترلر را آزمایش می‌کردند. پس از آنکه ایده در عمل جذابیت خود را ثابت می‌کرد، تیم به سراغ تبدیل آن به بخشی از بازی می‌رفت.نیکولا دوسه در مصاحبه‌های مربوط به ساخت بازی توضیح داده که تیم زمان قابل‌توجهی را صرف آزمایش مکانیک‌ها در محیطی جداگانه می‌کرد و بعد به دنبال راهی بود تا آن‌ها را به شکل طبیعی در تجربه اصلی کنار هم قرار دهد.

 
تصویری از مراحل نمونه سازی اولیه

قدرت اسفنجی آسترو یکی از بهترین مثال‌ها برای فهم روش کار نمونه سازی اولیه است. این قابلیت به بازیکن اجازه می‌دهد آب را جذب کند و بدن آسترو را بزرگ‌تر سازد. با جذب آب، اندازه شخصیت تغییر می‌کند و امکان تعامل با محیط به شکل متفاوتی فراهم می‌شود؛ برای مثال، بازیکن می‌تواند از اندازه بزرگ‌تر برای رسیدن به ارتفاع بیشتر یا انتقال آب به بخش‌هایی از محیط استفاده کند.

اما نکته جالب این است که ایده اولیه مستقیماً از طراحی یک قدرت برای آسترو شروع نشد. سازندگان ابتدا می‌خواستند بررسی کنند که آیا می‌توان حس فشردن اسفنج خیس را از طریق تریگرهای تطبیقی DualSense به بازیکن منتقل کرد یا خیر.

در نمونه اولیه، تمرکز روی یک تجربه ساده بود: اسفنج آب را در خود نگه می‌دارد و بازیکن با فشردن تریگر، کنترلر باید احساس فشردن جسمی پر از آب را منتقل می‌کرد. وقتی این تعامل به‌اندازه کافی سرگرم‌کننده از آب درآمد، تیم به این فکر افتاد که چگونه می‌توان آن را به یک مکانیک پلتفرمر سه‌بعدی تبدیل کرد.در مرحله بعد، خود آسترو به اسفنج تبدیل شد. تغییر اندازه شخصیت امکان پرش‌های بلندتر، جابه‌جایی آب و ساخت موانعی را فراهم کرد که بدون این قابلیت قابل‌حل نبودند.

 

 یا قدرت قدرت موش یکی دیگر از مثال‌های جالب توسعه بازی است. در این حالت، آسترو می‌تواند بسیار کوچک شود و در نتیجه، اشیایی که پیش‌تر معمولی به نظر می‌رسیدند، به موانعی عظیم تبدیل می‌شوند. تغییر اندازه، رابطه بازیکن با محیط را عوض می‌کند؛ مسیرهای باریک اهمیت پیدا می‌کنند، اشیای کوچک به موانع بزرگ تبدیل می‌شوند و جهان بازی از زاویه‌ای تازه دیده می‌شود.در توضیح روند شکل‌گیری این قابلیت، یکی از اعضای تیم از نمونه‌ای فنی صحبت کرده است که در آن اندازه شخصیت در هر لحظه قابل تغییر بود. کوچک شدن آسترو باعث می‌شد محیط بزرگ‌تر به نظر برسد و بازخورد لمسی کنترلر نیز به تقویت این احساس کمک می‌کرد.این ایده در ابتدا با هدف ساخت یک قدرت ویژه مشخص برای آسترو طراحی نشده بود. تیم ابتدا متوجه شد که تجربه تغییر مقیاس به‌اندازه کافی جذاب است و سپس آن را به یک قابلیت در بازی تبدیل کرد.نکته مهم این است که سازندگان برای جذاب کردن این قدرت مجبور نبودند هر بار یک سیستم پیچیده جدید بسازند. همان حرکت، پرش و جابه‌جایی همیشگی آسترو با تغییر اندازه معنای متفاوتی پیدا می‌کرد. یک فضای معمولی می‌توانست با تغییر مقیاس به محیطی تازه تبدیل شود.

این رویکرد نمونه‌ای از طراحی اقتصادی است؛ یعنی با تغییر یک متغیر اساسی، مانند اندازه شخصیت، چندین فرصت تازه برای طراحی مرحله ایجاد می‌شود.

DualSense؛ کنترلری که به بخشی از طراحی بازی تبدیل شد

استفاده از کنترلر DualSense یکی از بخش‌های مهم هویت Astro Bot است. تفاوت اصلی این بازی با بسیاری از آثار دیگر پلی‌استیشن 5، صرفاً در تعداد قابلیت‌های مورد استفاده نیست، بلکه به نحوه ادغام این فناوری‌ها با طراحی مراحل و حرکات آسترو بازمی‌گردد. در بسیاری از بازی‌ها، بازخورد لمسی و تریگرهای تطبیقی فقط برای تقویت حس برخوردها یا ایجاد تاثیر بیشتر در لحظات خاص به کار می‌روند؛ اما Team Asobi تلاش کرد این قابلیت‌ها را به شکلی در گیم‌پلی ادغام کند که بازیکن حضور آن‌ها را در جریان تعامل با محیط احساس کند.

بازخورد لمسی

بازخورد لمسی (Haptic Feedback) در Astro Bot فراتر از لرزش‌های معمول هنگام برخورد یا انفجار عمل می‌کند. بازیکن می‌تواند تفاوت حرکت آسترو روی چمن، شن و سطوح فلزی را از طریق کنترلر احساس کند؛ حتی فرود آمدن روی سکوها و ضربه زدن به دشمنان نیز بازخورد متناسب با حرکت شخصیت دارد. این تفاوت‌ها به بازیکن کمک می‌کنند علاوه بر تصویر و صدا، اطلاعات بیشتری از اتفاقات بازی دریافت کند.

یکی از کاربردهای جالب این فناوری، پیدا کردن مسیرهای مخفی است. در بخش‌هایی از بازی، وقتی آسترو دستش را روی دیوار می‌کشد، تغییر بافت بازخورد لمسی می‌تواند نشانه‌ای از وجود گذرگاهی پنهان باشد. به این ترتیب، لرزش کنترلر نه فقط برای تاکید بر اتفاقات قابل مشاهده، بلکه به‌عنوان ابزاری مستقل برای کشف محیط عمل می‌کند. تیم آسوبی از این مکانیک sparingly و فقط در چند موقعیت خاص استفاده کرد تا اثر آن با تکرار از بین نرود.

تریگرهای تطبیقی

تریگرهای تطبیقی (Adaptive Triggers) با تغییر میزان مقاومت دکمه‌های L2 و R2، احساس متفاوتی هنگام اجرای حرکات ایجاد می‌کنند. برای مثال، هنگام استفاده از جت‌پک سگ‌مانند Barkster، بازیکن لرزش و واکنش تریگر را هماهنگ با عملکرد پیشرانه احساس می‌کند. در قدرت دستکش‌های فنری آسترو نیز مقاومت تریگر به انتقال حس کشسانی و ضربه کمک می‌کند. این بازخوردها در کنار انیمیشن و صدا، ارتباط میان فشار انگشت و حرکت شخصیت را ملموس‌تر می‌کنند.

جت پک سگ مانند barkster در بازی astrobot

محدودیت‌های طراحی

استدیو Team Asobi هنگام توسعه بازی پنج قابلیت اصلی DualSense شامل بازخورد لمسی، تریگرهای تطبیقی، تاچ‌پد، بلندگوی داخلی و میکروفون را در نظر داشت؛ اما این به معنای استفاده یکسان از همه آن‌ها نبود. سازندگان به این نتیجه رسیدند که استفاده اجباری از تاچ‌پد در حرکات اصلی می‌تواند ریتم بازی را مختل کند. به همین دلیل، تمرکز بیشتری بر بازخورد لمسی و تریگرهای تطبیقی گذاشتند و کنترل‌های اصلی پلتفرمر را ساده نگه داشتند.

در مورد بازخورد لمسی نیز استفاده بیشتر همیشه نتیجه بهتری نداشت. نیکلاس دوسه، کارگردان بازی، توضیح داده است که اگر بازیکن دائماً یک نوع لرزش را احساس کند، به‌تدریج تفاوت آن را کمتر متوجه می‌شود. به همین دلیل، فاصله میان تجربه حرکت روی چمن و فلز اهمیت دارد؛ تضاد میان این دو حس است که هرکدام را متمایز می‌کند.

گروه DualSense 2.0

یکی از جزئیات کمتر شناخته‌شده در روند توسعه Astro Bot، شکل‌گیری گروهی با نام DualSense 2.0 بود. این گروه روی یافتن کاربردهای تازه برای قابلیت‌های کنترلر تمرکز داشت.

نکته جالب این است که نمونه‌های اولیه لزوماً از ابتدا به آسترو یا حتی به یک بازی پلتفرمر مربوط نبودند. تیم ممکن بود یک تعامل ساده مانند پرتاب دارت، بازی تنیس، باد کردن بادکنک یا تجربه‌ای شبیه مسابقه اسب‌سواری را آزمایش کند تا ببیند آیا می‌توان از قابلیت‌های فیزیکی کنترلر برای ایجاد احساس تازه‌ای استفاده کرد یا خیر.

پس از مشخص شدن ارزش یک ایده، مرحله دشوارتر آغاز می‌شد: چگونه می‌توان آن را به بخشی از یک بازی منسجم تبدیل کرد؟

این گروه در ارتباط نزدیک با افرادی کار می‌کرد که روی طراحی سخت‌افزار و مهندسی کنترلر فعالیت داشتند. نزدیکی تیم‌های نرم‌افزار و سخت‌افزار در ژاپن نیز به آن‌ها اجازه می‌داد نمونه‌ها را سریع آزمایش کنند و بازخورد خود را مستقیماً به سازندگان کنترلر منتقل کنند.

به‌جای اینکه یک ایده فقط در حد توضیح روی کاغذ باقی بماند، اعضای تیم می‌توانستند آن را با نمونه واقعی امتحان کنند و ببینند آیا حس موردنظر به‌درستی منتقل می‌شود یا خیر.

ساخت بیش از 50 مرحله بدون از دست دادن تنوع

یکی از تفاوت‌های مهم Astro Bot با نسخه قبلی، مقیاس محتوای آن بود. بازی هنگام عرضه بیش از 50 مرحله قابل‌بازی داشت و مجموعه بزرگی از قدرت‌های ویژه، دشمنان، رازها و ربات‌های قابل‌نجات را در اختیار بازیکنان قرار می‌داد. بااین‌حال، چالش اصلی صرفاً تولید مراحل بیشتر نبود؛ هر مرحله باید ایده‌ای مشخص ارائه می‌کرد تا بازیکن احساس نکند همان موقعیت‌های قبلی را با ظاهری متفاوت تجربه می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، طراحان قدرت‌های ویژه را با موانع، دشمنان و شرایط محیطی متناسب ترکیب می‌کردند. برای مثال، اگر قابلیتی امکان تغییر اندازه شخصیت را فراهم می‌کرد، مرحله باید موقعیت‌هایی داشته باشد که این تغییر واقعاً به کار بیاید. به همین شکل، قدرت‌های دیگر باید روش عبور از موانع یا برخورد با دشمنان را تغییر می‌دادند. در نتیجه، بازیکن همچنان از کنترل‌های آشنا استفاده می‌کرد، اما محیط و قواعد هر مرحله او را به شیوه متفاوتی از بازی کردن تشویق می‌کردند.

نمونه‌سازی سریع نقش مهمی در این روند داشت. برنامه‌نویسان ابتدا قابلیت‌ها را با مدل‌های ساده می‌ساختند و طراحان آن‌ها را آزمایش می‌کردند. اگر ایده سرگرم‌کننده و قابل‌فهم بود، هنرمندان برای تکمیل مدل‌ها، انیمیشن‌ها و محیط‌ها وارد عمل می‌شدند. این روش به تیم اجازه می‌داد پیش از صرف منابع برای تولید نهایی، مشکلات مکانیک‌ها را شناسایی کند. به بیان دیگر، سرعت آزمایش اهمیت بیشتری از تعداد ایده‌های اولیه داشت؛ زیرا تیم می‌توانست ایده‌های ناموفق یا تکراری را زودتر کنار بگذارد.

طراحی شخصیت‌ها؛ چگونه یک ربات ساده به نماد پلی‌استیشن تبدیل شد؟

طراحی آسترو از ابتدا بر پایه ترکیب سادگی، ظاهر آینده‌نگرانه و جذابیت بصری شکل گرفت. ریشه این شخصیت به ربات‌های کوچک بازی The Playroom در سال 2013 بازمی‌گردد؛ موجوداتی که ابتدا با شکل‌های هندسی ساده ساخته شده بودند. تیم سازنده با الهام از طراحی محصولات سونی، ظاهری روباتیک و مینیمال برای آن‌ها در نظر گرفت، اما چشم‌های بزرگ و حرکات کودکانه باعث شد شخصیت‌ها دوستانه‌تر به نظر برسند. آسترو بعدها به قهرمان اصلی این مجموعه تبدیل شد و طراحی‌اش به‌تدریج برای یک بازی پلتفرمر سه‌بعدی گسترش پیدا کرد.

شخصیت استروبات در بازی

یکی از نکات جالب در طراحی آسترو، محدودیت‌هایی است که به نقطه قوت شخصیت تبدیل شدند. او دهان متحرک یا چهره‌ای با جزئیات فراوان ندارد؛ در عوض، چشم‌ها و حرکات بدن بخش عمده‌ای از احساساتش را منتقل می‌کنند. سر بزرگ، اندام جمع‌وجور و دست‌های نسبتاً بزرگ، ظاهر اسباب‌بازی‌مانندی به او میدهد و در عین حال، خوانایی حرکاتش را هنگام پریدن، دویدن و تعامل با محیط بالا می‌برند. این سادگی باعث شده طراحی آسترو برای کودکان قابل‌درک باشد و در عین حال، هویت بصری مشخصی داشته باشد.

انیمیشن‌ها نیز نقش مهمی در شخصیت‌پردازی آسترو دارند. تیم سازنده هنگام طراحی حرکات، به شیوه ابراز هیجان کودکان توجه کرده است؛ به همین دلیل، آسترو هنگام خوشحالی بالا و پایین می‌پرد، با کنجکاوی به محیط واکنش نشان می‌دهد و حتی حرکات کوچک او در حالت ایستاده می‌توانند حس بی‌قراری یا اشتیاق را منتقل کنند. این جزئیات باعث می‌شوند شخصیت بدون نیاز به گفت‌وگوهای طولانی، زنده و دوست‌داشتنی به نظر برسد. در واقع، شخصیت‌پردازی در Astro Bot بیشتر از مسیر انیمیشن، واکنش‌ها و تعامل با جهان بازی انجام می‌شود تا دیالوگ و روایت مستقیم.

طراحی ربات‌های مهمان؛ بازآفرینی تاریخ پلی‌استیشن

بخش مهم دیگری از طراحی شخصیت‌ها به ربات‌های مهمان (VIP Bots) مربوط می‌شود؛ شخصیت‌هایی که ظاهرشان از قهرمانان و چهره‌های شناخته‌شده تاریخ پلی‌استیشن الهام گرفته شده است. چالش Team Asobi این بود که هویت بصری شخصیت‌هایی مانند کریتوس، الوی و نیتن دریک را حفظ کند، اما آن‌ها را با ظاهر رباتیک و سبک کارتونی Astro Bot هماهنگ سازد.

بات های vip بازی استروبات

برای رسیدن به این هدف، طراحان ویژگی‌های شاخص هر شخصیت را به زبان بصری ربات‌ها ترجمه کردند. برای نمونه، به‌جای بازسازی مستقیم مو یا خز، از موادی با ظاهر مصنوعی مانند وینیل استفاده شد. در مورد شخصیت‌های کارتونی‌ای مثل کراش بندیکوت و قهرمانان Ape Escape نیز گاهی ماسک به کار رفت تا ویژگی‌های صورت و چشم‌های اصلی آن‌ها بهتر حفظ شود. به این ترتیب، ربات‌های مهمان هم با جهان بازی هماهنگ می‌مانند و هم برای طرفداران قابل‌شناسایی هستند.

 این طراحی‌ها صرفاً برای ایجاد حس نوستالژی نیستند؛ هر شخصیت باید در قالبی کوچک و ساده، نشانه‌های بصری کافی داشته باشد تا بازیکن بتواند هویت او را تشخیص دهد. همکاری Team Asobi با دیگر استودیوهای پلی‌استیشن نیز اهمیت زیادی داشت، زیرا انتخاب شخصیت‌ها و نحوه بازآفرینی آن‌ها نیازمند هماهنگی با صاحبان مجموعه‌های مختلف بود. در نهایت، حضور این ربات‌ها به بازی حال‌وهوای جشن سی‌سالگی پلی‌استیشن می‌دهد، بدون آنکه هویت مستقل آسترو را تحت‌الشعاع قرار دهد.

گیم‌پلی Astro Bot؛ پلتفرمینگ ساده با ایده‌های متنوع

هسته اصلی گیم‌پلی Astro Bot بر حرکت، پرش، شناور ماندن کوتاه در هوا، مشت زدن و حمله چرخشی استوار است. کنترل‌های آسترو سریع و پاسخ‌گو هستند و یادگیری آن‌ها دشواری خاصی ندارد؛ بااین‌حال، چالش اصلی زمانی شکل می‌گیرد که بازیکن باید این حرکات را با موانع محیطی، دشمنان و قدرت‌های ویژه ترکیب کند. حتی حرکات پایه نیز کاربردهای مختلفی دارند. برای مثال، لیزرهایی که هنگام شناور ماندن از پاهای آسترو خارج می‌شوند، علاوه بر کمک به تنظیم فرود، می‌توانند به دشمنان زیر پای او آسیب بزنند یا برای از بین بردن برخی موانع به کار بروند. این ترکیب ساده، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا بازی بدون پیچیده کردن کنترل‌ها، به‌تدریج موقعیت‌های دشوارتری پیش روی بازیکن قرار دهد.

تنوع اصلی گیم‌پلی از قدرت‌های ویژه‌ای ناشی می‌شود که آسترو در طول مراحل به دست می‌آورد. این قابلیت‌ها معمولاً در جریان مرحله معرفی می‌شوند و بازیکن با استفاده از ماشه‌های کنترلر، یعنی L2 و R2، می‌تواند از آن‌ها بهره ببرد. هر قدرت شیوه متفاوتی برای حرکت در محیط، عبور از موانع یا مبارزه با دشمنان ارائه می‌کند و بازیکن برای پیشروی در مرحله باید از این ویژگی ها استفاده کند. برای نمونه، بوستر بولداگ (Barkster) آسترو را با نیروی زیادی به جلو پرتاب می‌کند و به او اجازه می‌دهد موانع را بشکند؛ دستکش‌های قورباغه‌ای بازوهایش را به مشت‌هایی کشسان تبدیل می‌کنند که برای حمله از فاصله دور و رسیدن به نقاط مشخصی از محیط کاربرد دارند. موشک مرغی نیز آسترو را به سمت بالا پرتاب می‌کند تا بتواند به سکوهای مرتفع دسترسی پیدا کند. سادگی کنترل این قدرت‌ها باعث می‌شود بازیکن به‌جای حفظ کردن فرمان‌های پیچیده، روی زمان‌بندی حرکات و پیدا کردن کاربرد مناسب هر قابلیت تمرکز کند.

تصویری از بازی astrobot

برخی قدرت‌ها تاثیر گسترده‌تری دارند و حتی شیوه تعامل آسترو با محیط را تغییر می‌دهند. قدرت اسفنجی به او اجازه می‌دهد آب را جذب کند و با بزرگ شدن، از ابعاد و وزن بیشترش برای تخریب موانع یا تعامل با بخش‌های مختلف محیط استفاده کند. در مقابل، قابلیت کوچک شدن اندازه آسترو را کاهش می‌دهد تا بتواند از شکاف‌های باریک عبور کند و مسیرهایی را پیدا کند که در حالت عادی قابل‌دسترسی نیستند. قابلیت کند کردن زمان نیز فرصت بیشتری برای عبور از موانع متحرک و تنظیم زمان‌بندی پرش‌ها فراهم می‌کند. اهمیت این قدرت‌ها در آن است که کاربردشان به یک موقعیت ثابت محدود نمی‌شود؛ طراحی مراحل، دشمنان و موانع به‌گونه‌ای تغییر می‌کند که بازیکن بتواند از هر قابلیت برای حرکت، اکتشاف و مبارزه استفاده کند. در نتیجه، قدرت‌های ویژه به‌جای آنکه مجموعه‌ای از مکانیک‌های جداگانه باشند، به بخشی از ساختار کلی پلتفرمینگ تبدیل می‌شوند.

این تنوع در مبارزه با دشمنان نیز نقش دارد. برخی دشمنان با یک ضربه ساده از بین می‌روند، اما گروهی دیگر به دلیل زره، اندازه یا شیوه حمله‌شان به رویکرد متفاوتی نیاز دارند. برای مثال، دشمنان بزرگ و کشتی‌گیرمانند را نمی‌توان همیشه با حمله مستقیم شکست داد و بازیکن باید فرصت مناسبی برای ضربه زدن به نقطه آسیب‌پذیر آن‌ها پیدا کند. دشمنان پرنده، موجودات تیغ‌دار و مهاجمانی که از فاصله دور حمله می‌کنند نیز بازیکن را وادار می‌کنند مسیر حرکت و زمان‌بندی پرش‌هایش را با دقت بیشتری انتخاب کند. ترکیب این دشمنان با موانع محیطی و قدرت‌های ویژه، موقعیت‌های متنوعی به وجود می‌آورد؛ به‌طوری که یک دشمن مشابه ممکن است در دو مرحله متفاوت، به دلیل شرایط محیط یا قابلیت در دسترس آسترو، تهدید متفاوتی ایجاد کند. ظاهر بعضی دشمنان نیز با فضای هر منطقه هماهنگ است و تغییر لباس یا تجهیزات آن‌ها به حفظ تنوع بصری مراحل کمک می‌کند.

مبارزه با باس‌ها شکل گسترده‌تری از همین طراحی را نشان می‌دهد. هر رویارویی معمولاً الگوی حمله مشخصی دارد و بازیکن باید رفتار دشمن را بشناسد، زمان مناسب برای جاخالی دادن را تشخیص دهد و از فرصت‌های ایجادشده برای ضدحمله استفاده کند. بعضی از این نبردها چند مرحله دارند و با پیشرفت مبارزه، الگوی حمله باس یا شرایط محیط تغییر می‌کند. قدرت ویژه‌ای که آسترو در اختیار دارد نیز ممکن است در نحوه رویارویی با دشمن نقش مهمی ایفا کند. در مقایسه با چالش‌های اختیاری دشوار بازی، این نبردها معمولاً فرصت بیشتری برای یادگیری الگوهای حمله در اختیار بازیکن می‌گذارند؛ هرچند پیروزی همچنان به زمان‌بندی مناسب و شناخت رفتار دشمن وابسته است.

در کنار طراحی حرکات و مبارزه، کنترلر DualSense نیز به تعاملات بازی عمق بیشتری می‌بخشد. بازخورد لمسی (Haptic Feedback) می‌تواند تفاوت حرکت روی سطوح مختلف را منتقل کند و باعث شود قدم برداشتن روی فلز، شن یا دیگر مواد، احساس یکسانی نداشته باشد. تریگرهای تطبیقی (Adaptive Triggers) نیز با تغییر مقاومت ماشه‌ها، حس فیزیکی بعضی حرکات را تقویت می‌کنند. برای مثال، هنگام استفاده از بوستر بولداگ، واکنش کنترلر با عملکرد پیشرانه هماهنگ می‌شود و احساس روشن شدن و رانش آن را به انگشت بازیکن منتقل می‌کند. این ویژگی‌ها در کنار تصویر و صدا، ارتباط میان حرکات بازیکن و اتفاقات روی صفحه را ملموس‌تر می‌کنند، بدون آنکه جای کنترل‌های ساده و پاسخ‌گوی بازی را بگیرند.

طراحی مراحل؛ هر سیاره تجربه‌ای متفاوت

گیم‌پلی متنوع Astro Bot در ساختار مراحل آن نیز ادامه پیدا می‌کند. بازیکن با سفینه‌ای به نام Dual Speeder میان مناطق مختلف سفر می‌کند و در هر کهکشان با مجموعه‌ای از مراحل اصلی، چالش‌های جانبی و در نهایت باس آن منطقه روبه‌رو می‌شود. بازی در مجموع بیش از 80 مرحله دارد و با نجات ربات‌های گمشده، مسیر پیشروی در ماجراجویی باز می‌شود. پایگاه مرکزی نیز به‌تدریج گسترش پیدا می‌کند و با جمع‌آوری ربات‌ها و قطعات پازل، امکانات و فعالیت‌های بیشتری در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد. این ساختار مرحله‌ای به بازی اجازه می‌دهد مسیر اصلی را برای بازیکنانی که می‌خواهند ماجراجویی را دنبال کنند، نسبتاً سرراست نگه دارد و در عین حال، محتوای جانبی کافی برای علاقه‌مندان به اکتشاف فراهم کند.

تصویری از مراحل بازی Astro bot

 بازیکن از جنگل‌ها، سواحل و مناطق برفی عبور می‌کند و در ادامه به محیط‌هایی غیرمعمول، مانند محوطه‌های ساخت‌وساز مرتفع، فضای داخلی یک ساعت شنی غول‌پیکر و مناطقی با عناصر فانتزی عجیب می‌رسد.هر مرحله ممکن است قانون تازه‌ای برای پیشروی در محیط یا نابودی دشمنان معرفی کند. در بعضی مراحل، تغییر میان روز و شب بر مسیرها و سکوهای قابل‌دسترسی تاثیر می‌گذارد و در برخی دیگر، قدرت کوچک شدن امکان ورود به فضاهایی را فراهم می‌کند که پیش‌تر از دید بازیکن پنهان مانده‌اند. مراحل زیر آب نیز با تغییر شیوه حرکت و تمرکز بیشتر بر شنا و جست‌وجوی مسیرهای مخفی، ریتم متفاوتی نسبت به بخش‌های معمولی دارند.

در کنار مراحل اصلی، چالش‌های کوتاه‌تر و دشوارتری قرار دارند که مهارت بازیکن در پرش‌های دقیق، زمان‌بندی و کنترل آسترو را می‌آزمایند. برخی از این مراحل اختیاری، فرصت کمی برای اشتباه کردن می‌دهند و ممکن است پس از یک سقوط یا برخورد ناموفق، بازیکن را مجبور کنند مسیر را از ابتدا طی کند  چالش‌های اختیاری بازیکن را به تسلط بیشتر بر کنترل‌ها وادار می‌کنند و برای کسانی که به دنبال آزمون مهارت خود هستند، تجربه‌ای دشوارتر فراهم می‌سازند.

اکتشاف نیز در کنار پلتفرمینگ، یکی از انگیزه‌های اصلی برای بررسی دقیق مراحل است. ربات‌های خدمه آسترو در گوشه‌های پنهان، پشت موانع یا نقاطی دور از مسیر اصلی گرفتار شده‌اند و پیدا کردن آن‌ها به توجه به جزئیات محیط نیاز دارد. قطعات پازل و سکه‌ها نیز در نقاط مختلف مراحل قرار گرفته‌اند و جمع‌آوری آن‌ها به گسترش امکانات پایگاه مرکزی کمک می‌کند. بعضی مراحل مسیرهای خروج مخفی دارند که با کشف آن‌ها می‌توان مراحل اختیاری بیشتری را آزاد کرد. به همین دلیل، دنبال کردن مسیر اصلی همیشه به معنای دیدن تمام محتوای یک مرحله نیست؛ بازیکنانی که برای بررسی گوشه‌وکنار محیط وقت می‌گذارند، ممکن است با ربات‌های بیشتر، آیتم‌های مخفی و مسیرهای تازه روبه‌رو شوند.

در کنار تمام موارد یاد شده یکی از جذاب‌ترین بخش‌های Astro Bot، مراحل اختصاصی‌ای است که با الهام از مجموعه‌های بزرگ پلی‌استیشن طراحی شده‌اند. این مراحل صرفاً به حضور یک شخصیت آشنا یا پیدا کردن رباتی با ظاهر کریتوس و الوی محدود نمی‌شوند؛ هرکدام تلاش می‌کنند بخشی از هویت گیم‌پلی مجموعه اصلی را در قالب یک پلتفرمر رنگارنگ بازآفرینی کنند.

برای نمونه، در مرحله «نبرد ربات‌ها» (Bot of War)، آسترو تبر لویاتان کریتوس را به دست می‌گیرد و می‌تواند آن را پرتاب کند و دوباره به سمت خود بازگرداند. این سلاح علاوه بر شکست دادن دشمنان و از بین بردن کلاغ‌های اودین، برای حل معماها و منجمد کردن برخی موانع نیز کاربرد دارد. در مرحله «یادگیری ماشینی» (Machine Learning) با الهام از مجموعه Horizon هم آسترو از کمان و تله‌های سیمی استفاده می‌کند تا دشمنان ماشینی را هدف بگیرد یا آن‌ها را به دام بیندازد. این مراحل با بازآفرینی سلاح‌ها و مکانیک‌های شاخص هر مجموعه، تجربه‌ای آشنا اما متناسب با سبک پلتفرمر Astro Bot می‌سازند؛ چیزی فراتر از حضور ساده شخصیت‌های مهمان

خلاصه داستان بازی Astro Bot

داستان Astro Bot با حمله دشمن قدیمی آسترو به سفینه مادر پلی‌استیشن آغاز می‌شود؛ سفینه‌ای که ظاهر آن به کنسول PS5 شباهت دارد و در جریان سفر فضایی، محل زندگی آسترو و خدمه رباتی اوست. مهاجم با از کار انداختن سفینه، قطعات اصلی آن را در فضا پراکنده می‌کند و باعث می‌شود بیش از 100 ربات همراه آسترو در نقاط مختلف جهان گرفتار شوند. حالا آسترو باید با سفینه کوچک خود به کهکشان‌های گوناگون سفر کند، خدمه گمشده‌اش را نجات دهد و قطعات سفینه مادر را پیدا کند تا بتواند آن را دوباره بسازد. داستان بازی ساده و بدون پیچیدگی‌های روایی گسترده است؛ تمرکز اصلی آن بر ماجراجویی، اکتشاف و نجات دوستان قرار دارد و در طول مسیر نیز با حضور ربات‌هایی الهام‌گرفته از شخصیت‌های مشهور تاریخ پلی‌استیشن، ادای احترامی به چند دهه بازی‌سازی سونی می‌کند.

 کهکشان‌هایی که آسترو در آن‌ها ماجراجویی می‌کند

 سحابی گوریل (Gorilla Nebula)

سحابی گوریل (Gorilla Nebula)

نخستین منظومه بازی، ماجراجویی آسترو را با محیط‌هایی رنگارنگ و مراحل متنوع آغاز می‌کند. بازیکن در این بخش با اصول اصلی سکوبازی، جمع‌آوری ربات‌ها و پیدا کردن مسیرهای مخفی آشنا می‌شود. جنگل‌ها، مناطق یخی و محوطه‌های ساخت‌وساز از جمله محیط‌های آن هستند. باس اصلی این منظومه، مایتی چوی (Mighty Chewy)، گوریلی غول‌پیکر است که نخستین رویارویی جدی آسترو با دشمنان بزرگ بازی را رقم می‌زند.
 

منظومه شاخک‌ها (Tentacle System)

منظومه شاخک‌ها (Tentacle System)

این منظومه با محیط‌های جزیره‌ای، مناطق سرسبز و مسیرهای پر از موانع، تنوع بیشتری به مراحل بازی می‌دهد. آسترو در این بخش به قدرت‌های تازه‌ای دسترسی پیدا می‌کند که شیوه حرکت و تعامل او با محیط را تغییر می‌دهند؛ از جمله قدرت کوچک شدن که امکان عبور از مسیرهای تنگ را فراهم می‌کند. یکی از مراحل شاخص این منظومه، نبرد ربات‌ها (Bot of War) است که از مجموعه God of War الهام گرفته و آسترو را به سلاح معروف کریتوس، تبر لویاتان، مجهز می‌کند. باس اصلی این بخش نیز واکو تاکو (Wako Tako)، اختاپوسی عظیم است.
 

راه ستاره‌ای مار (Serpent Starway)

راه ستاره‌ای مار (Serpent Starway)

راه ستاره‌ای مار با محیط‌هایی عجیب‌تر و مکانیک‌هایی که بر زمان‌بندی و واکنش سریع تکیه دارند، بازیکن را به چالش می‌کشد. در برخی مراحل، کند کردن زمان نقش مهمی در عبور از موانع و حل موقعیت‌های دشوار دارد. تنوع محیط‌ها، از مکان‌هایی با حال‌وهوای کازینو گرفته تا حمام‌های سنتی و مسیرهای پر از تله، باعث می‌شود مراحل این منظومه هویت متفاوتی داشته باشند. در پایان، آسترو باید با لیدی ونومارا (Lady Venomara)، ماری غول‌پیکر، مبارزه کند.
 

کیهان استتار (Camo Cosmos)

کیهان استتار (Camo Cosmos)

در این منظومه، بازی سراغ محیط‌هایی با ظاهر و ایده‌های متفاوت می‌رود؛ از هرم‌های پر از تله و مناطق زیر آب گرفته تا مراحل ترسناک‌تر و بخش‌هایی که حرکت در آن‌ها به استفاده درست از قدرت‌های آسترو وابسته است. تنوع طراحی مراحل در این بخش اهمیت زیادی دارد و بازیکن باید برای عبور از هر محیط، راهکار مناسبی پیدا کند. باس اصلی کیهان استتار، مکا لئون (Mecha Leon)، آفتاب‌پرستی مکانیکی است که رویارویی با او یکی از چالش‌های مهم این بخش محسوب
 

خوشه پر (Feather Cluster)

خوشه پر (Feather Cluster)

پنجمین منظومه، مراحل متنوعی با حال‌وهوای فانتزی، مناطق سردسیر و محیط‌های فضایی را در خود جای داده است. بازیکن در این بخش با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شود که به دقت، زمان‌بندی و استفاده هوشمندانه از توانایی‌های آسترو نیاز دارند. مرحله یادگیری ماشینی (Machine Learning) نیز با الهام از مجموعه Horizon طراحی شده و در آن آسترو از ابزارهایی مانند کمان و تله‌های سیمی استفاده می‌کند. باس پایانی این منظومه، فالکون مک‌فلای (Falcon McFly)، پرنده‌ای مکانیکی است که با شکست دادن او، یکی دیگر از قطعات مهم سفینه مادر به دست می‌آید.
 

منظومه‌های فرعی و مراحل مخفی

در کنار پنج منظومه اصلی، بازی یک منطقه نهایی به نام بُعد دژاوو (Déjà Vu Dimension) و مجموعه‌ای از مراحل مخفی با عنوان کهکشان گمشده (Lost Galaxy) نیز دارد. دسترسی به بسیاری از مراحل مخفی به پیدا کردن خروجی‌های پنهان در مراحل عادی وابسته است؛ بنابراین، اکتشاف محیط‌ها و توجه به جزئیات، علاوه بر پیدا کردن ربات‌ها و قطعات پازل، مسیرهای تازه‌ای را نیز باز می‌کند. بُعد دژاوو بخش پایانی ماجراجویی داستانی را در خود جای داده و آسترو در آن برای رویارویی نهایی با دشمن اصلی‌اش آماده می‌شود.

گرافیک و طراحی هنری Astro Bot

یکی از ویژگی‌های برجسته Astro Bot، طراحی هنری رنگارنگ و پرجزئیات آن است که با وجود ظاهر ساده و کارتونی شخصیت‌ها، جهانی زنده و چشم‌نواز خلق می‌کند. استودیوی Team Asobi به‌جای حرکت به سمت واقع‌گرایی، سبکی را انتخاب کرده که محیط‌ها و شخصیت‌ها را شبیه اسباب‌بازی‌هایی زنده نشان می‌دهد؛ از بدنه براق ربات‌ها گرفته تا سطوح خیس، شن‌های پراکنده و برف‌هایی که زیر پای آسترو واکنش نشان می‌دهند. این رویکرد در کنار نورپردازی، بازتاب‌ها و انیمیشن‌های پرتحرک، باعث می‌شود محیط‌ها صرفاً پس‌زمینه‌ای برای عبور از مراحل نباشند و هنگام حرکت بازیکن، دائماً با جزئیات کوچک و سرگرم‌کننده جان بگیرند. تنوع بصری نیز به این تجربه کمک می‌کند؛ جنگل‌های سرسبز، سواحل آفتابی، مناطق برفی، معابد باستانی و محیط‌های صنعتی هرکدام رنگ‌بندی و حال‌وهوای مخصوص خود را دارند و به‌راحتی از یکدیگر متمایز می‌شوند.این طراحی هنری در کنار گیم‌پلی معنا پیدا می‌کند، زیرا بسیاری از جلوه‌های بصری مستقیماً با قابلیت‌های آسترو و تعامل او با محیط ارتباط دارند. برای نمونه، هنگامی که ربات از قدرت اسفنجی خود استفاده می‌کند و آب جذب می‌کند، تغییر اندازه‌اش با واکنش محیط همراه می‌شود و به بخشی از سازوکار مرحله تبدیل می‌شود. پاشیده شدن آب، شکستن شیشه‌ها و پراکنده شدن ذرات شن و برف نیز به بازیکن نشان می‌دهند که محیط تا چه اندازه به حرکات او واکنش دارد. در این میان، انیمیشن‌های اغراق‌آمیز آسترو و دشمنانش نیز به شخصیت‌بخشی جهان بازی کمک می‌کنند؛ واکنش‌های کوتاه و حرکات بامزه ربات‌ها باعث می‌شوند حتی اتفاقات ساده نیز جذابیت خاصی داشته باشند. در نتیجه، جزئیات گرافیکی صرفاً برای زیباتر کردن تصویر به کار نرفته‌اند، بلکه به انتقال حس تعامل و زنده بودن محیط کمک می‌کنند.

تنوع هنری بازی در مراحل ویژه‌ای که از مجموعه‌های مشهور پلی‌استیشن الهام گرفته‌اند، شکل دیگری به خود می‌گیرد. در مرحله «نبرد ربات‌ها» (Bot of War)، عناصر آشنای دنیای God of War، از فضای سرد و اساطیری گرفته تا سلاح کریتوس، در قالب رنگارنگ و کارتونی Astro Bot بازآفرینی می‌شوند. در مرحله «یادگیری ماشینی» (Machine Learning) نیز ماشین‌های مکانیکی و محیط‌های طبیعی یادآور مجموعه Horizon هستند، اما همچنان با ظاهر ساده و بازیگوشانه دنیای آسترو هماهنگ باقی می‌مانند. این مراحل به‌جای کپی کردن ظاهر بازی‌های اصلی، ویژگی‌های بصری شاخص آن‌ها را با سبک هنری خود ترکیب می‌کنند؛ رویکردی که هم برای طرفداران این مجموعه‌ها آشناست و هم هویت مستقل Astro Bot را حفظ می‌کند.

از نظر فنی، بازی روی پلی‌استیشن 5 تصویری شفاف و روان ارائه می‌دهد و با هدف اجرای 60 فریم بر ثانیه طراحی شده است؛ موضوعی که در یک پلتفرمر مبتنی بر پرش‌های دقیق و واکنش سریع اهمیت زیادی دارد. بااین‌حال، نقطه قوت اصلی آن را نمی‌توان صرفاً در وضوح تصویر یا جلوه‌های گرافیکی خلاصه کرد. هماهنگی میان رنگ‌بندی، نورپردازی، انیمیشن‌ها و طراحی مراحل است که به بازی هویت بصری مشخصی می‌دهد. Astro Bot بدون تکیه بر واقع‌گرایی، جهانی می‌سازد که هم از نظر بصری غنی است و هم با فضای شاد و سرگرم‌کننده گیم‌پلی تناسب دارد؛ جهانی که جزئیاتش نه‌تنها به چشم می‌آیند، بلکه در تجربه بازیکن نیز نقش دارند.

موسیقی بازی 

موسیقی Astro Bot یکی از بخش‌هایی است که نقش مهمی در شکل‌گیری فضای شاد، پرتحرک و سرزنده بازی دارد. آهنگ‌سازی این اثر را عمدتاً کنت سی. ام. یانگ (Kenneth C. M. Young) بر عهده داشته است؛ آهنگ‌سازی که پیش‌تر نیز روی Astro’s Playroom و مجموعه‌هایی مانند LittleBigPlanet و Tearaway کار کرده بود. او برای ماجراجویی جدید آسترو بیش از دو ساعت موسیقی تازه ساخت و در کنار آن، ملودی‌های آشنای مجموعه‌های مطرح پلی‌استیشن را با حال‌وهوای مخصوص این بازی بازآفرینی کرد. البته تمام قطعات ساخته او نیستند و آهنگ‌سازانی مانند هیروفومی ساساکی، تاداشی یاتابه، کِمِی آداچی و ساچیکو میانو نیز در ساخت موسیقی بازی مشارکت داشته‌اند.

کنت سی.ام.یانگ اهنگ ساز بازی استروبات

موسیقی بازی به‌خوبی با ماهیت پلتفرمر آن هماهنگ شده است. قطعات پرانرژی و ریتم‌های سرزنده، حس حرکت و کشف محیط را تقویت می‌کنند و باعث می‌شوند حتی عبور از موانع ساده نیز حال‌وهوایی سرگرم‌کننده داشته باشد. با ورود به محیط‌های تازه، موسیقی نیز متناسب با فضای آن‌ها تغییر می‌کند؛ از قطعات شاد و بازیگوشانه در مناطق رنگارنگ گرفته تا آهنگ‌هایی که برای رویارویی با دشمنان قدرتمند و باس‌ها هیجان بیشتری ایجاد می‌کنند. این تنوع کمک می‌کند مراحل، با وجود ساختار پلتفرمر مشترکشان، هویت صوتی متفاوتی داشته باشند. موسیقی در اینجا صرفاً پس‌زمینه‌ای برای پر کردن سکوت نیست، بلکه همراه با طراحی محیط، انیمیشن‌ها و ریتم گیم‌پلی، به انتقال حس هر موقعیت کمک می‌کند.

Astro Bot Bot of War

0:00 0:00
Astro Bot Bot of War
 
 

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های موسیقی Astro Bot به مراحل اختصاصی الهام‌گرفته از شخصیت‌ها و مجموعه‌های مشهور پلی‌استیشن مربوط می‌شود. در این مراحل، یانگ به‌جای استفاده مستقیم از موسیقی اصلی بازی‌هایی مانند God of War، Horizon و Uncharted، ملودی‌های شناخته‌شده آن‌ها را با فضای رنگارنگ و سبک بازیگوشانه آسترو ترکیب کرده است. برای مثال، موسیقی مرحله «نبرد ربات‌ها» (Bot of War) باید هم حس سنگین و حماسی دنیای کریتوس را منتقل کند و هم با ظاهر کارتونی آسترو هماهنگ بماند. یانگ برای رسیدن به این تعادل، بخش‌هایی از موسیقی اصلی را از هم جدا کرد و با تنظیمی تازه کنار یکدیگر قرار داد؛ نتیجه، قطعه‌ای است که هویت God of War را حفظ می‌کند، اما همچنان به دنیای Astro Bot تعلق دارد.

Astro Bot Uncharted

0:00 0:00
Astro Bot Uncharted
 
 

بازآفرینی موسیقی Horizon و Uncharted نیز به دلیل ساختار گسترده‌تر و ملودی‌های چندبخشی این مجموعه‌ها، چالش متفاوتی داشت. در این موارد، حفظ بخش‌های بیشتری از ملودی اصلی اهمیت داشت تا بازیکن بتواند موسیقی آشنا را تشخیص دهد. در مرحله الهام‌گرفته از Horizon، ملودی‌های شناخته‌شده این مجموعه به ماجراجویی آسترو پیوند می‌خورند و حضور آوازهای جولی الوین (Julie Elven) نیز به حفظ هویت موسیقایی آن کمک می‌کند. این بازآفرینی‌ها صرفاً ارجاع‌هایی برای طرفداران قدیمی پلی‌استیشن نیستند؛ موسیقی هر مرحله به ایجاد حس ورود به دنیای مجموعه‌ای دیگر کمک می‌کند، بدون آنکه سبک کلی Astro Bot را کنار بگذارد.

Astro Bot Horizon

0:00 0:00
Astro Bot Horizon
 

در مجموع، نقطه قوت موسیقی Astro Bot فقط در شاد و گوش‌نواز بودن آن خلاصه نمی‌شود؛ تنوع قطعات، هماهنگی با محیط‌ها و بازآفرینی خلاقانه موسیقی مجموعه‌های قدیمی‌تر باعث شده‌اند صداگذاری و موسیقی در کنار طراحی مراحل، به تجربه‌ای یکپارچه کمک کنند. بازی می‌تواند از فضایی شاد و کودکانه به نبردی پرهیجان برسد و سپس با استفاده از ملودی‌ای آشنا، حس نوستالژی را در بازیکن زنده کند. همین ترکیبِ موسیقی تازه و ارجاع‌های حساب‌شده به تاریخ پلی‌استیشن، یکی از ویژگی‌های به‌یادماندنی ماجراجویی آسترو است.

منتقدها چی میگن؟

منتقدان درباره Astro Bot فقط از یک بازی سرگرم‌کننده و رنگارنگ صحبت نکردند؛ بسیاری آن را نمونه‌ای از این دانستند که چگونه می‌توان با ایده‌های تازه، طراحی مرحله خلاقانه و استفاده درست از قابلیت‌های پلی‌استیشن 5، یک پلتفرمر سه‌بعدی در سطح بهترین آثار این ژانر ساخت. بازی در زمان انتشار نقدهایش امتیاز بسیار بالایی گرفت و چندین رسانه آن را در ردیف بهترین بازی‌های سال 2024 قرار دادند.

The Guardian امتیاز 5 از 5

کیزا مک‌دونالد، منتقد این رسانه، خلاقیت بازی را یکی از مهم‌ترین نقاط قوت آن دانست و آن را در کنار بهترین پلتفرمرهای سه‌بعدی نینتندو قرار داد. از نظر او، تقریباً هر مرحله ایده‌ای تازه دارد و قدرت‌های آسترو، طراحی محیط‌ها و جزئیات انیمیشن باعث می‌شوند بازی مدام بازیکن را غافلگیر کند. او همچنین از عملکرد فنی روان بازی و استفاده دقیق از قابلیت‌های کنترلر تمجید کرد.

 

Video Games Chronicle (VGC) امتیاز 5 از 5

VGC بازی را یکی از بهترین پلتفرمرهای سه‌بعدی یک دهه اخیر توصیف کرد. این رسانه معتقد بود Astro Bot حتی بدون حضور شخصیت‌های مهمان پلی‌استیشن هم یک بازی بسیار باکیفیت است؛ زیرا مراحل خلاقانه، قدرت‌های متنوع و معرفی مداوم ایده‌های تازه، ریتم ماجراجویی را زنده نگه می‌دارند. استفاده طبیعی و هدفمند از بازخورد لمسی و ماشه‌های تطبیقی DualSense نیز از دیگر نقاط قوتی بود که در نقد آن برجسته شد.

 

TechRadar  امتیاز 9 از 10

جورج یانگ، منتقد TechRadar، طراحی مراحل و ترکیب قدرت‌های مختلف با موانع محیطی را تحسین کرد. به باور او، بازی با تنوع مراحل و باس‌فایت‌های سرگرم‌کننده می‌تواند در کنار مجموعه‌هایی مانند Super Mario و Sonic قرار بگیرد. بااین‌حال، او به کوتاه بودن تجربه و مشکلی در ریتم بازی اشاره کرد: پیدا کردن بعضی درگاه‌های مراحل مخفی، پیش از رسیدن به پایان مرحله فعلی، باعث می‌شود بازیکن مجبور شود آن مرحله را دوباره آغاز کند.

 

IGN  امتیاز 9 از 10

سایمون کاردی در نقد IGN، تنوع مراحل، غافلگیری‌های پی‌درپی و حس شادی و کشف را از ویژگی‌های اصلی بازی دانست. از دید او، Astro Bot با ارائه ایده‌های تازه در طول ماجراجویی، تجربه‌ای سرگرم‌کننده می‌سازد که به اتکای نوستالژی محدود نمی‌شود. امتیاز بالای IGN نیز نشان‌دهنده تحسین این رسانه از کیفیت کلی گیم‌پلی و طراحی بازی است.

 

Push Square  امتیاز 10 از 10

Push Square بازی را یکی از بزرگ‌ترین پلتفرمرهای تاریخ پلی‌استیشن توصیف کرد. توجه به جزئیات، کنترل‌های دقیق، طراحی متنوع مراحل و ادای احترام به شخصیت‌های قدیمی این برند، از عواملی بودند که در تحسین بازی نقش داشتند. این رویکرد نشان می‌دهد که ارجاع‌های نوستالژیک زمانی بیشترین تاثیر را دارند که در کنار گیم‌پلی باکیفیت قرار بگیرند.

 

Destructoid امتیاز 9 از 10

کریس کارتر نیز به بازی امتیاز بالایی داد و آن را در میان آثار برجسته سبک پلتفرمر قرار داد. امتیاز او در کنار نقدهای مثبت رسانه‌های دیگر نشان می‌دهد که کیفیت طراحی مراحل و سرگرم‌کنندگی مداوم بازی، از مهم‌ترین دلایل استقبال منتقدان بوده است.