بازی Gears of War: E-Day جدیدترین نسخه اصلی از مجموعه محبوب Gears of War است که پس از هفت سال بازمی‌گردد؛ اما این بار، به‌جای ادامه دادن داستان کیت دیاز و اتفاقات نسخه پنجم، ما را به گذشته و روزهای آغازین کابوس بشریت می‌برد. داستان بازی در روز ظهور (Emergence Day) جریان دارد؛ روزی که انسان‌ها برای نخستین بار با لوکاست‌ها (Locusts)، موجوداتی هولناک که از اعماق زمین سر برآوردند، روبه‌رو شدند و نبردی را آغاز کردند که سرنوشت بشریت را برای همیشه تغییر داد.

در این مقاله می‌خوانیم:

نمایش بیشتر نمایش کمتر

این نسخه وعده بازگشت به ریشه‌های مجموعه را داده است؛ چه در روایت داستان و فضاسازی تاریک و دلهره‌آور آن و چه در گیم‌پلی و سیستم مبارزات. E-Day قصد دارد بار دیگر به دورانی بازگردد که Gears of War با اکشن سوم‌شخص نفس‌گیر و سیستم سنگرگیری تاثیرگذارش، استانداردهای تازه‌ای برای این ژانر تعریف کرد. حالا این مجموعه فرصتی دارد تا با بازگشت به گذشته باشکوه خود، خاطرات قدیمی طرفداران را زنده کند و نسل جدیدی از بازیکنان را با روزهای آغازین یکی از مهم‌ترین نبردهای دنیای بازی‌های ویدیویی آشنا سازد.

روند توسعه Gears of War: E-Day؛ بازگشت به ریشه‌های مجموعه

بازی Gears of War: E-Day یکی از مهم‌ترین پروژه‌های استودیوی The Coalition به شمار می‌رود؛ اثری که قرار است بازیکنان را به سال‌های ابتدایی جنگ انسان‌ها با لوکاست‌ها (Locust) بازگرداند و ماجرای روز ظهور (Emergence Day) را روایت کند. این بازی به‌جای ادامه دادن خط داستانی نسخه پنجم، به سراغ دوره‌ای می‌رود که مارکوس فینیکس و دامینیک سانتیاگو هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارند و بشر برای نخستین بار با تهدیدی روبه‌رو می‌شود که بقای تمدن را به خطر می‌اندازد.

اهمیت E-Day از این بابت است که این پروژه فرصتی برای بازنگری در هویت سری Gears of War است؛ مجموعه‌ای که با نبردهای سریع و نزدیک، استفاده از جان‌پناه(cover)، سلاح‌های قدرتمند، خشونت زیاد   شناخته می‌شود. سازندگان می‌خواهند این ویژگی‌ها را با فناوری‌های جدید، جزئیات بصری پیشرفته‌تر و بازنگری در تجربه مبارزه ترکیب کنند.

 در ادامه، روند شکل‌گیری پروژه، تصمیم‌های خلاقانه سازندگان، فناوری‌های مورد استفاده و هدف آن‌ها برای بازگرداندن مجموعه به ریشه‌هایش را با تمرکز بر اطلاعات قابل اتکا بررسی می‌کنیم.

شکل‌گیری پروژه؛ چرا The Coalition سراغ E-Day رفت؟

استودیوی The Coalition که پس از در اختیار گرفتن مسئولیت توسعه مجموعه، سال‌ها روی توسعه نسخه‌های جدید، بازسازی بازی‌های قدیمی و گسترش جهان آن کار کرده بود. با انتشار Gears 4 و Gears 5، استودیو توانسته بود نسل تازه‌ای از مخاطبان را جذب کند؛ اما برای پروژه بعدی، اعضای تیم به فرصتی نیاز داشتند تا دوباره درباره ماهیت اصلی این مجموعه فکر کنند.

در گفت‌وگویی در سال 2024، مت سورسی (Matt Searcy)، مدیر خلاقیت استودیو، و نیکول فاست (Nicole Fawcette)، مدیر برند مجموعه، توضیح دادند که تیم پس از سال‌ها کار روی Gears، مدتی را صرف بررسی ویژگی‌هایی کرد که بیش از همه با هویت این مجموعه و علاقه طرفداران ارتباط داشتند و مفاهیمی مانند رفاقت و برادری میان سربازان، خشونت بی‌پرده، لحظات احساسی و عظمت نبردها در مرکز این بازنگری قرار گرفتند.

 

یک لیوان با لوگوی استدیو The Coalition بر روی ان

البته این تصمیم به معنای کنار گذاشتن کامل تجربه‌های گذشته نبود.ولی، سازندگان می‌خواستند مشخص کنند کدام ویژگی‌ها باید حفظ شوند و کدام بخش‌ها را می‌توان با فناوری و طراحی جدید بهبود داد.

چالش اصلی توسعه؛ چگونه بازی هم آشنا باشد و هم تازه؟

بزرگ‌ترین دشواری پروژه را می‌توان در ایجاد تعادل میان حفظ هویت قدیمی و مدرن‌سازی تجربه خلاصه کرد.اگر سازندگان همه‌چیز را مانند نسخه‌های کلاسیک نگه می‌داشتند، ممکن بود بازی با وجود گرافیک جدید، از نظر گیمپلی قدیمی به نظر برسد. در مقابل، اگر بازی بیش از حد تغییر میکرد، احتمال داشت هویت بازی از بین برود.به همین دلیل، بازسازی سیستم‌های حرکتی، جان‌پناه و انیمیشن اهمیت ویژه‌ای دارد. سر خوردن و پرش باید گزینه‌های بیشتری در اختیار بازیکن بگذارند، اما همچنان در خدمت نبردهای مبتنی بر موقعیت‌گیری باشند. نورپردازی پیشرفته باید حس ترس و ویرانی را تقویت کند، نه اینکه صرفاً جلوه‌ای نمایشی باشد. طراحی محیط نیز باید امکان انتخاب مسیرهای مختلف را فراهم کند، بدون آنکه ماهیت مبارزات از بین برود.این تعادل به‌سادگی با اضافه کردن چند قابلیت تازه به دست نمی‌آید. به همین دلیل است که تصمیم استودیو برای ساخت دوباره سیستم‌ها و دارایی‌ها اهمیت دارد؛ زیرا به تیم اجازه می‌دهد ارتباط میان اجزای مختلف بازی را از ابتدا طراحی کند.

چرا داستان روز ظهور انتخاب شد؟

روز ظهور یا Emergence Day یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ جهان Gears of War است. در این روز، لوکاست‌ها از اعماق زمین بیرون می‌آیند و حمله‌ای گسترده را علیه انسان‌های سیاره سرا (Sera) آغاز می‌کنند. این واقعه زمینه‌ساز جنگی می‌شود که جهان مجموعه را برای همیشه تغییر می‌دهد.

برای The Coalition، این دوره چند مزیت مهم داشت. نخست اینکه سازندگان می‌توانستند داستانی مستقل روایت کنند که به آشنایی کامل بازیکن با اتفاقات Gears 4 و Gears 5 نیاز نداشته باشد. دوم اینکه بازگشت به دوران ابتدایی جنگ، فرصتی فراهم می‌کرد تا مارکوس فینیکس و دامینیک سانتیاگو را پیش از تبدیل شدن به سربازانی باتجربه ببینیم؛ زمانی که آن‌ها هنوز با ابعاد واقعی تهدید لوکاست‌ها روبه‌رو نشده‌اند.

تصویری از بازی Gears of war e day

نکته مهم‌تر، امکان بازگرداندن حس ترس و ناآشنایی نسخه نخست بود. در بازی‌های ابتدایی، لوکاست‌ها  تهدیدی ناشناخته به شمار می‌رفتند که از زیر زمین ظاهر می‌شدند و پلیر ها را غافلگیر می‌کردند. بازگشت به روز ظهور به سازندگان اجازه داد این احساس را دوباره در مرکز تجربه قرار دهند. یکی از مهم‌ترین نکات اعلام‌شده درباره توسعه E-Day این است که بازی از پایه ساخته شده است. از سیستم‌های اصلی بازی،  شخصیت‌ها و دشمنان گرفته تا انیمیشن‌ها، سلاح‌ها، صداها و ساختارهای فنی، از نو توسعه یافته‌اند. کیت راینر (Kate Rayner)، مدیر فنی استودیو، توضیح داد که تیم توسعه کار را با وضعیتی شبیه به یک هارددیسک خالی آغاز کرده است. به بیان دیگر، سازندگان قصد نداشتند مجموعه‌ای از دارایی‌ها و سیستم‌های قدیمی را به موتور جدید منتقل کنند و سپس روی آن‌ها تغییراتی اعمال کنند. آن‌ها می‌خواستند ساختار فنی بازی را متناسب با نیازهای پروژه جدید طراحی کنند و این رویکرد چند پیامد مهم داشت.

اول، آزادی بیشتر در طراحی گیم‌پلی. اگر سیستم حرکتی، انیمیشن‌ها و تعامل با محیط از ابتدا طراحی شوند، تیم می‌تواند ارتباط میان آن‌ها را از همان مراحل اولیه توسعه در نظر بگیرد. برای مثال، قابلیت سر خوردن به پشت یک جان‌پناه یا عبور از موانع باید با انیمیشن شخصیت، دوربین، تشخیص برخورد و منطق مبارزه هماهنگ باشد. چنین قابلیت‌هایی اگر به سیستمی قدیمی اضافه شوند، ممکن است به محدودیت‌های فنی یا رفتاری برخورد کنند.

دوم،The Coalition می‌توانست بررسی کند که چه چیزهایی از بازی‌های قبلی واقعاً ضروری‌اند و چه مواردی صرفاً به دلیل میراث فنی نسخه‌های پیشین در مجموعه باقی مانده‌اند. این فرصت امکان بازسازی آن‌ها با استانداردهای جدید را فراهم می‌کرد.

 این تصمیم در عوض به استودیو این امکان را داد تا محصولی بسازد که ساختار فنی آن از ابتدا با اهداف پروژه هماهنگ باشد. The Coalition  همین آزادی عمل را یکی از مزیت‌های اصلی توسعه E-Day معرفی کرده است البته The Coalition هنگام ساخت E-Day از تجربه سال‌های کار روی مجموعه و نسخه های قبلی هم بهره می‌برد؛ حتی اگر قرار نبود دارایی‌های قدیمی را مستقیماً به بازی جدید منتقل کند. شناخت رفتار بازیکنان، نحوه طراحی سلاح‌ها، ریتم درگیری‌ها و انتظارات طرفداران به سازندگان کمک می‌کرد تصمیم‌های دقیق‌تری بگیرند.

تعغیر سیستم حرکتی و جان پناه؛ چطور Gears کلاسیک را مدرن کردند؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های بازطراحی E-Day، سیستم حرکتی آن است. در مجموعه Gears of War، حرکت شخصیت‌ها همیشه به اندازه تیراندازی اهمیت داشته است. بازیکن باید مسیر رسیدن به جان‌پناه بعدی را پیدا کند، فاصله خود را با دشمنان مدیریت کند و در لحظه مناسب از پشت مانع خارج شود. به همین دلیل، تغییر سیستم حرکت می‌توانست هویت اصلی مبارزات را تحت تاثیر قرار دهد.

مت سورسی در گفت‌وگوهای مربوط به نمایش گیم‌پلی بازی توضیح داده است که تیم، سیستم حرکت را از ابتدا ساخته و در عین حال تلاش کرده وزن و حس سنگین حرکات شخصیت‌ها حفظ شود. هدف این نبود که مارکوس مانند بازیکنان در COD خیلی سریع یا مانند سری AC پارکور حرکت کند؛ سازندگان می‌خواستند جابه‌جایی در میدان نبرد روان‌تر شود، بدون اینکه هویت مبتنی بر جان‌پناه مجموعه از بین برود.و یکی از این تغییرات مهم، اضافه شدن قابلیت سر خوردن (Slide) است. در نسخه‌های کلاسیک، حرکت سریع به سمت یک مانع و چسبیدن به آن بخش مهمی از مبارزه بود اما در E-Day، بازیکن می‌تواند هنگام دویدن سر بخورد و با حرکتی پیوسته‌تر به جان‌پناه برسد.

سیستم کاور گیری بازی و حرکت بازی

کاربرد این قابلیت به رسیدن سریع‌تر به پشت موانع محدود نمی‌شود. در برخی موقعیت‌ها می‌توان از زیر اشیا یا از میان فضاهای باریک عبور کرد و سپس به موقعیتی مناسب برای تیراندازی رسید یا با بالارفتن از یک ساختمان دشمنان را دور زد. این قابلیت باعث می‌شود ارتباط میان دویدن، عبور از محیط و ورود به وضعیت دفاعی طبیعی‌تر باشد.از نظر طراحی، اهمیت سر خوردن در این است که گزینه‌های بیشتری در اختیار بازیکن قرار می‌دهد؛ اما لزوماً او را از خطر دور نمی‌کند. انتخاب مسیر اشتباه یا ورود بدون برنامه به یک موقعیت جدید همچنان می‌تواند باعث محاصره شدن شخصیت شود. بنابراین، سرعت بیشتر قرار نیست جای تصمیم‌گیری تاکتیکی را بگیرد اما اکنون شخصیت‌ها می‌توانند از برخی موانع عبور کنند، روی سطوح مرتفع‌تر بروند و از مسیرهایی استفاده کنند که پیش‌تر در دسترس نبودند.

بااین‌حال، سورسی تاکید کرده است که تیم قصد نداشته Gears را به یک بازی سکوبازی (Platformer) تبدیل کند. پرش برای گسترش انتخاب‌های تاکتیکی در میدان نبرد طراحی شده است، نه برای ساخت مراحل طولانی مبتنی بر پرش‌های پی‌درپی.سیستم جان‌پناه (Cover System) همچنان یکی از پایه‌های اصلی مبارزه است. تفاوت اینجاست که سازندگان آن را از ابتدا بازسازی کرده‌اند تا تنوع بیشتری در شکل، ارتفاع و نحوه تعامل با موانع وجود داشته باشد.

در نسخه‌های کلاسیک، بازیکن معمولاً میان چند مانع مشخص حرکت می‌کرد و از پشت آن‌ها به دشمنان شلیک می‌کرد. در E-Day، هدف این است که محیط‌ها طبیعی‌تر به نظر برسند و بازیکن بتواند در موقعیت‌های متنوع‌تری از موانع استفاده کند.و حتی پشت سنگرهای کوتاه تر هم بتواند پناه بگیرد نتیجه این کار روان‌تر شدن جریان مبارزه است؛ بازیکن همچنان باید از جان‌پناه استفاده کند، اما راه‌های بیشتری برای رسیدن به آن و تغییر موقعیت خود خواهد داشت.

نوآوری‌های فنی؛ نقش Unreal Engine 5 در ساخت بازی

 موتور جدید Unreal Engine 5 امکاناتی در اختیار استودیو قرار می‌دهد که می‌توانند بر نورپردازی، جزئیات محیط، انیمیشن و نحوه ساخت صحنه‌های داستانی تاثیر بگذارند

مثل فناوریLumen که فناوری نورپردازی سراسری (Global Illumination) و بازتاب‌های پویا در Unreal Engine 5 است که نور غیرمستقیم و بازتاب‌ها را به‌صورت لحظه‌ای محاسبه می‌کند و برخلاف روش‌های قدیمی که نیاز به پخت نور (baking) داشتند، Lumen اجازه می‌دهد نور و سایه با تغییر محیط، منابع نوری یا حتی حرکت اشیاء به‌طور خودکار و واقع‌گرایانه به‌روزرسانی شوند؛ در نتیجه صحنه‌ها طبیعی‌تر و زنده‌تر به نظر می‌رسند و طراحان می‌توانند بدون محدودیت‌های قبلی، فضاهایی با نورپردازی پیچیده و دینامیک بسازند و به ایجاد واکنش‌های واقع‌گرایانه‌تر نور در محیط کمک می‌کند و امکان طراحی صحنه‌هایی سینمایی تر و هیجان انگیز تر را فراهم میکند.

((نمایش تکنولوژی های بازی ))

در E-Day، این قابلیت با هدف ایجاد محیط‌هایی متناسب با حمله ناگهانی لوکاست‌ها اهمیت دارد. خیابان‌های تاریک، ساختمان‌های آسیب‌دیده و فضاهایی که نور به‌سختی به آن‌ها می‌رسد، می‌توانند حس ناامنی بیشتری ایجاد کنند.نکته مهم این است که نورپردازی پیشرفته صرفاً برای زیباتر کردن محیط به کار نمی‌رود. در بازی‌ای که سازندگان می‌خواهند جنبه‌های ترسناک و ناشناخته جنگ را برجسته کنند، نحوه دیده شدن محیط می‌تواند بر تجربه بازیکن تاثیر بگذارد.

فناوری MegaLights یکی دیگر از قابلیت‌های گرافیکی مورد استفاده در Gears of War: E-Day است که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد تعداد زیادی منبع نور پویا را در محیط‌های پیچیده به کار بگیرند. این فناوری که بخشی از قابلیت‌های رندرینگ Unreal Engine 5 است، به ایجاد نورپردازی واقع‌گرایانه‌تر، سایه‌های پویا و بازتاب بهتر نور در محیط کمک می‌کند. اهمیت چنین قابلیتی در E-Day به فضاهای تاریک، محیط‌های تخریب‌شده و صحنه‌های پرتنشی برمی‌گردد که نور انفجارها، آتش، چراغ‌ها و سایر منابع نوری باید به شکل طبیعی‌تری بر محیط تاثیر بگذارند.

MegaLights با ساده‌تر کردن فرایند مدیریت تعداد زیادی منبع نور، به هنرمندان امکان می‌دهد بدون نیاز به استفاده از روش‌های سنتی و پرهزینه برای هر منبع نور، صحنه‌های پیچیده‌تری طراحی کنند. این موضوع می‌تواند به شکل‌گیری سایه‌های طبیعی‌تر و تغییرات پویاتر نور در جریان مبارزات کمک کند. بااین‌حال، میزان تاثیر این فناوری بر کیفیت نهایی تصویر و عملکرد بازی به نحوه پیاده‌سازی آن بستگی دارد و استفاده از آن به‌تنهایی به معنای تضمین نورپردازی واقع‌گرایانه‌تر در تمام صحنه‌ها نیست.کاربرد این فناوری برای E-Day به‌خصوص در محیط‌هایی اهمیت دارد که منابع نور متعددی دارند؛ برای مثال، خیابانی که چراغ‌های شهری، نور فروشگاه‌ها و آتش‌سوزی‌های ناشی از حمله هم‌زمان در آن دیده می‌شوند.

تصویری از بازی Gears Of War Eday

فناوری Nanite یکی از قابلیت‌های کلیدی Unreal Engine 5 در پردازش هندسه سه‌بعدی است که به سازندگان اجازه می‌دهد مدل‌های بسیار پرجزئیات را با محدودیت‌های کمتری در بازی به کار بگیرند. این فناوری می‌تواند برای نمایش دقیق‌تر ساختمان‌ها، سنگ‌ها، آوار و سطوح تخریب‌شده در Gears of War: E-Day اهمیت داشته باشد؛ به‌خصوص در محیط‌هایی که قرار است ویرانی گسترده ناشی از حمله لوکاست‌ها را به تصویر بکشند.با استفاده از Nanite، سازندگان می‌توانند جزئیات هندسی بیشتری را در محیط‌ها حفظ کنند و بدون نیاز به ساده‌سازی دستی بسیاری از مدل‌ها، صحنه‌هایی غنی‌تر بسازند. این قابلیت به خلق خیابان‌های ویران‌شده، ساختمان‌های آسیب‌دیده و بقایای سازه‌ها با جزئیات بصری بیشتر کمک می‌کند.

 بازگشت به ریشه‌های ترسناک مجموعه

یکی از اهداف اصلی The Coalition در ساخت Gears of War: E-Day، بازگرداندن فضای تاریک، دلهره‌آور و غم‌انگیز نسخه نخست مجموعه است. هویت Gears of War از ابتدا فقط به تیراندازی سنگین و استفاده از جان‌پناه‌ها محدود نمی‌شد؛ این مجموعه داستان جهانی را روایت می‌کرد که تمدنش در آستانه نابودی قرار گرفته و انسان‌ها برای زنده ماندن با دشمنی بی‌رحم می‌جنگند. لوکاست‌ها نیز در نخستین نسخه، علاوه بر تهدیدی نظامی، موجوداتی ناشناخته و هراس‌انگیز بودند که پلیرها شناخت چندانی از آن‌ها نداشتند. با گذشت زمان و انتشار نسخه‌های بعدی، بازیکنان بیشتر با ظاهر، رفتار و شیوه مبارزه با این دشمنان آشنا شدند و بخشی از حس ناشناختگی آن‌ها از بین رفت. اما E-Day با روایت روز ظهور (Emergence Day)، یعنی آغاز تهاجم گسترده لوکاست‌ها به انسان‌ها، این فرصت را فراهم می‌کند تا بازیکنان بار دیگر با این تهدید از نقطه شروع مواجه شوند. داستان در زمانی جریان دارد که بشر هنوز از ابعاد واقعی حمله آگاه نیست و مارکوس فینیکس و دومینیک سانتیاگو نیز در ابتدای نبردی قرار دارند که زندگی آن‌ها و سرنوشت بشریت را تغییر خواهد داد. در چنین شرایطی، لوکاست‌ها می‌توانند دوباره به‌عنوان دشمنانی ناشناخته و کابوس‌وار به تصویر کشیده شوند؛ موجوداتی که انسان‌ها هنوز نمی‌دانند چگونه باید در برابرشان مقاومت کنند. این رویکرد با یکی از منابع الهام مهم بازی، یعنی تریلر مشهور نسخه نخست Gears of War همراه با قطعه «Mad World»، ارتباط دارد. آن تریلر به‌جای تمرکز کامل بر نبرد و نمایش قدرت سلاح‌ها، مارکوس را در جهانی ویران و غرق در اندوه نشان می‌داد و بر تنهایی، فقدان و درماندگی انسان در برابر فاجعه تاکید می‌کرد. به گفته سازندگان، فضای احساسی و تصویرپردازی این تریلر از منابع الهام E-Day بوده است و آن‌ها می‌خواهند با استفاده از امکانات فنی امروزی، همان ترکیب از خشونت، زیبایی تلخ و احساس فقدان را دوباره زنده کنند. به همین دلیل، ویرانی محیط‌ها قرار نیست صرفاً پس‌زمینه‌ای برای درگیری‌های مسلحانه باشد؛ نمایش شهرهایی که زندگی عادی در آن‌ها جریان داشته و ناگهان به صحنه کشتار و فروپاشی تبدیل شده‌اند، می‌تواند ابعاد انسانی فاجعه را ملموس‌تر کند. در نتیجه، بازگشت به ریشه‌های مجموعه در E-Day فقط به معنای تکرار سبک مبارزات نسخه نخست نیست، بلکه تلاشی برای احیای حس ترس، اندوه و ناامنی‌ای است که در روزهای آغازین جنگ با لوکاست‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه Gears of War بود.

تصویری از یک لوکاست در سری Gears Of War

گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day

گیم‌پلی Gears of War: E-Day همچنان بر پایه تیراندازی سوم‌شخص و استفاده  از سنگر طراحی شده است؛ همان فرمولی که از نخستین نسخه به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این مجموعه تبدیل شد. بااین‌حال، The Coalition برای این نسخه سیستم حرکتی، نحوه سنگر گرفتن با محیط و ساختار میدان‌های نبرد را از نو طراحی کرده تا مبارزات روان‌تر شوند و بازیکن آزادی عمل بیشتری داشته باشد. نتیجه، تجربه‌ای است که هویت آشنای Gears of War را حفظ می‌کند، اما در مقایسه با نسخه‌های کلاسیک انعطاف بیشتری در اختیار بازیکن قرار می‌دهد.

در این بازی همچنان باید پشت دیوارها و موانع پناه بگیرید، زمان مناسب برای بیرون آمدن از سنگر و شلیک را تشخیص دهید، خشاب سلاح را مدیریت(استفاده از Perfect Reload) کنید و در فرصت مناسب به جناح دشمن نفوذ کنید. تفاوت اصلی این است که حرکت میان سنگر ها روان تر شده و قابلیت‌هایی مانند بالارفتن از موانع و تغییر ارتفاع، راه‌های بیشتری برای پیشروی در اختیار بازیکن می‌گذارند. به گفته سازندگان، هدف این بوده است که بازی همچنان حس سنگین و قدرتمند یک سرباز زره‌پوش را منتقل کند، اما حرکت در محیط طبیعی‌تر و پیوسته‌تر باشد.

کمپین داستانی؛ مبارزه در شهری در حال فروپاشی

کمپین داستانی بازی در شهر کالونا (Kalona) جریان دارد؛ شهری که با آغاز روز ظهور، به میدان نبرد انسان‌ها و لوکاست‌ها تبدیل می‌شود. برخلاف Gears 5 که بازیکنان را به مناطق مختلفی می‌برد و بخش‌هایی از آن ساختاری نیمه‌باز داشتند، E-Day بیشتر بر تجربه‌ای خطی و سینمایی تمرکز می‌کند. بااین‌حال، خطی بودن بازی به معنای محدود شدن تمام مراحل به راهروهای باریک و مسیرهای از پیش تعیین‌شده نیست.

تصویری از شهر کلونیا در سری gears of war

در بعضی چپترها، فضاهای بزرگ‌تری از شهر در دسترس قرار می‌گیرند که می‌توان در آن‌ها به جست‌وجو پرداخت، مسیرهای فرعی را کشف کرد و پیش از ادامه ماموریت اصلی، به اهداف اختیاری رسید سازندگان نیز تاکید داشتن که E-Day قرار نیست ساختار جهان‌باز Gears 5 را تکرار کند.یکی از مزیت‌های این طراحی، هماهنگی آن با ریتم مبارزات است. بازیکن می‌تواند در یک خیابان شهری با چند مسیر مختلف روبه‌رو شود، از ساختمان‌ها و موانع برای تغییر موقعیت استفاده کند و در صورت تمایل، بخش‌های اختیاری محیط را بررسی کند. در عین حال، بازی همچنان به مسیر اصلی داستان بازمی‌گردد و تلاش می‌کند جریان روایت را حفظ کند.

 

ماموریت‌های فرعی نیز در همین فضاها قرار گرفته‌اند. ممکن است در مسیر پیشروی با سربازان گرفتار، گروه‌هایی که به کمک نیاز دارند یا موقعیت‌هایی روبه‌رو شوید که مستلزم مقابله با لوکاست‌ها و پاک‌سازی یک منطقه هستند. انجام این اهداف اجباری نیست، اما می‌تواند اطلاعات بیشتری درباره وضعیت شهر و سرنوشت ساکنان آن ارائه دهد. در بعضی موارد نیز پاداش‌هایی مانند ارتقای سلاح دریافت می‌کنید که در ادامه مبارزات به کار می‌آیند.

 

تصویری از ماموریت های جانبی در بازی gears of war eday

بااین‌حال، ماموریت‌های فرعی صرفاً برای طولانی‌تر کردن کمپین طراحی نشده‌اند. آن‌ها فرصتی برای نمایش ابعاد گسترده‌تر فاجعه روز ظهور فراهم می‌کنند؛ زمانی که تنها سربازان درگیر جنگ نیستند و غیرنظامیان نیز در میان فروپاشی شهر برای زنده ماندن تلاش می‌کنند. این بخش‌ها می‌توانند به درک بهتر فضای داستان کمک کنند، هرچند کیفیت و تنوع آن‌ها در تمام موقعیت‌ها یکسان نیست. در E-Day هنگام گشت‌وگذار در خیابان‌ها و ساختمان‌ها می‌توانید یادگاری‌های مربوط به سربازان COG، پلاک‌های شناسایی و اشیای دیگری پیدا کنید که اطلاعاتی درباره جهان بازی ارائه می‌دهند. بعضی از این آیتم‌ها توضیحات روایی دارند و به درک بهتر شخصیت‌ها، زندگی پیش از حمله و شرایط شهر کمک می‌کنند.در کنار این موارد، جعبه‌ها و محفظه‌هایی به اسم Hard Cases در محیط وجود دارند که می‌توانند ارتقاهای مربوط به سلاح‌ها را در اختیار شما قرار دهند. بنابراین، بررسی یک مسیر فرعی ممکن است علاوه بر اطلاعات داستانی، پاداشی کاربردی نیز داشته باشد. این ساختار به بازیکن انگیزه می‌دهد محیط را با دقت بیشتری بگردد، اما در عین حال باعث می‌شود بخشی از زمان کمپین صرف پیدا کردن آیتم‌ها شود.

تصویری از یک هارد کیس در بازی gears of war eday

 

با وجود تمرکز داستان بر مارکوس فینیکس و دامینیک سانتیاگو، تجربه E-Day به مبارزه انفرادی محدود نمی‌شود. کمپین را می‌توان به‌صورت تک‌نفره، دونفره با قابلیت بازی دونفره روی یک صفحه تقسیم‌شده (Split-Screen) یا با همراهی حداکثر چهار بازیکن به‌صورت آنلاین تجربه کرد که حضور همراهان، همیشه بخش مهمی از هویت مجموعه بوده.البته باید میان حضور شخصیت‌های همراه در روایت و تعداد بازیکنان قابل کنترل تفاوت گذاشت. اینکه در داستان یک گروه نظامی حضور دارد، به این معنا نیست که تمام اعضای آن در همه لحظات تحت کنترل مستقیم بازیکن قرار می‌گیرند. حالت آنلاین کمپین امکان همراهی حداکثر چهار بازیکن را فراهم می‌کند، اما تجربه تک‌نفره نیز به‌عنوان یک گزینه مستقل در دسترس است

 

بخش آنلاین و کوآپ؛ از همکاری با دوستان تا نبردهای رقابتی

بخش چند نفره همیشه بخش مهمی از سری Gears بوده و همیشه بر دو تجربه اصلی استوار است: مبارزه گروهی با دشمنان تحت کنترل هوش مصنوعی در حالت Horde Siege و رقابت مستقیم بازیکنان واقعی در Versus. هر دو حالت در E-Day از سیستم حرکتی جدید و ساختار بازسازی‌شده مبارزات استفاده می‌کنند، اما اهداف و شیوه بازی در آن‌ها متفاوت است. در کنار این حالت‌ها، امکان تجربه کمپین با دوستان نیز وجود دارد؛ بنابراین بازیکن می‌تواند داستان را به‌صورت گروهی دنبال کند یا برای مدت طولانی‌تری در بخش آنلاین به مبارزه بپردازد.
 
 
تصویری از Gears os War Eday

Horde Siege؛ دفاع از شهر در کنار چندین اسکواد

حالت Horde Siege نسخه تکامل‌یافته حالت محبوب Horde است؛ حالتی که در نسخه‌های قبلی بازیکنان را در برابر موج‌های متوالی دشمنان قرار می‌داد. تفاوت مهم این نسخه، افزایش مقیاس میدان نبرد و حضور هم‌زمان چند گروه از بازیکنان است. در Horde Siege، حداکثر 12 بازیکن در قالب سه اسکواد چهارنفره در بخش‌هایی از شهر ویران‌شده کالونا فعالیت می‌کنند.در این حالت، هر اسکواد ماموریت مشخصی دریافت می‌کند و باید ضمن مقابله با لوکاست‌ها، اهداف خود را به انجام برساند. ماموریت‌ها می‌توانند شامل پاک‌سازی یک منطقه، دفاع از تجهیزات، تعمیر دستگاه‌های آسیب‌دیده یا زنده ماندن در برابر موج‌های دشمن باشند. در بعضی موقعیت‌ها نیز بازیکنان با رویدادهای غیرمنتظره و دشمنان قدرتمند روبه‌رو می‌شوند که برای شکست دادن آن‌ها به هماهنگی بیشتری نیاز است.

تصویری از بخش Horde sige بازی Eday

ویژگی جالب این ساختار آن است که چند اسکواد در یک میدان نبرد مشترک درکنار هم میجنگند. بنابراین، مبارزه فقط به گروه چهارنفره شما محدود نمی‌شود؛ شرایطی که گروه‌های دیگر در میدان نبرد ایجاد می‌کنند، می‌تواند بر فرصت‌ها و چالش‌های شما نیز تاثیر بگذارد. برای مثال، تجهیزات یا استحکامات باقی‌مانده از گروهی که منطقه‌ای را ترک کرده است، ممکن است در ادامه به کمک گروه دیگری بیاید.

 پیش از ورود به میدان نبرد، بازیکنان می‌توانند یکی از کلاس‌های Assault، Marksman، Medic یا Breacher را انتخاب کنند. این کلاس‌ها نقش‌ها و توانایی های متفاوتی در تیم دارند و انتخاب آن‌ها بر شیوه مشارکت شما در مبارزه تاثیر می‌گذارد. در نتیجه، ترکیب گروه و هماهنگی میان بازیکنان اهمیت زیادی دارد؛ به‌خصوص زمانی که باید هم‌زمان با مقابله با دشمنان، یک هدف مشخص را نیز حفظ کنید.همچنین در طول مسابقه، بازیکنان منابع انرژی جمع‌آوری می‌کنند و از آن‌ها برای پیشرفت و بهبود تجهیزات استفاده می‌کنند. هرچه ماموریت‌ها دشوارتر شوند، مدیریت منابع و انتخاب زمان مناسب برای حمله یا دفاع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هدف نهایی فقط زنده ماندن در یک موج نیست، بلکه پیشروی در میدان نبرد، انجام اهداف و عبور از مراحل دشوار تا رسیدن به نبرد پایانی است.

Horde Siege از نظر ساختار، یکی از مهم‌ترین تغییرات بخش آنلاین E-Day محسوب می‌شود. نقشه‌های بزرگ‌تر، سه اسکواد هم‌زمان و ماموریت‌های متنوع باعث می‌شوند این حالت ظرفیت بیشتری برای تجربه‌های متفاوت داشته باشد. درحالی‌که Horde کلاسیک بیشتر بر دفاع از یک موقعیت و مقابله با موج‌های دشمن تمرکز داشت، اینجا جابه‌جایی در میدان نبرد و همکاری میان گروه‌ها نیز بخش مهمی از تجربه است.

Versus؛ بازگشت مبارزات رقابتی چهار در برابر چهار

حالت Versus برای بازیکنانی طراحی شده است که می‌خواهند مهارت خود را در برابر دیگران آزمایش کنند. در این بخش، دو تیم چهارنفره در نقشه‌های اختصاصی به رقابت می‌پردازند و پیروزی به عواملی مانند نشانه‌گیری، شناخت محیط، استفاده صحیح از جان‌پناه و سرعت عمل و هماهنگی با هم‌تیمی‌ها بستگی دارد.

 تصویری از حالت Versus بازی Gears of War Eday

The Coalition در طراحی این حالت تلاش کرده است هویت رقابتی کلاسیک Gears را حفظ کند و در عین حال، سیستم حرکتی جدید را وارد مبارزات کند. به همین دلیل، سرعت جابه‌جایی و گزینه‌های حرکتی بیشتر شده‌اند، اما کنترل موقعیت و انتخاب زمان مناسب برای حمله همچنان اهمیت دارند.

در Versus، بازیکنان مسابقه را با تجهیزات اولیه یکسان آغاز می‌کنند و ارتقاهای سلاح پیدا‌شده در کمپین در این حالت مزیت مستقیمی ایجاد نمی‌کنند. در عوض، سلاح‌های قدرتمندتر و تجهیزات ویژه در نقاط مشخصی از نقشه قرار دارند و تصاحب آن‌ها می‌تواند نتیجه درگیری را تغییر دهد. این ساختار به حفظ تعادل رقابتی کمک می‌کند؛ زیرا بازیکنان باید برای به دست آوردن منابع مهم وارد درگیری شوند، نه اینکه صرفاً به پیشرفت قبلی خود متکی باشند.

نقشه‌های Versus نیز با توجه به ساختار کلاسیک مجموعه طراحی شده‌اند. مسیرهای اصلی، جان‌پناه‌ها، خطوط تیراندازی و نقاطی که دسترسی به سلاح‌های قدرتمند را فراهم می‌کنند، نقش مهمی در تاکتیک تیم‌ها دارند. در عین حال، قابلیت‌های حرکتی جدید فرصت‌هایی برای تغییر مسیر حمله و استفاده از ارتفاع محیط ایجاد می‌کنند.

برای بازیکنانی که رقابت جدی‌تری می‌خواهند، حالت Ranked در دسترس است؛ در مقابل، فهرست‌های Social برای تجربه‌ای غیررقابتی‌تر طراحی شده‌اند. در مجموع، Versus تلاش می‌کند همان مبارزات فشرده و مهارت‌محور مجموعه را حفظ کند، اما با کنترل‌های مدرن‌تر و گزینه‌های حرکتی بیشتر.

 نظر منتقدان و بازیکنان درباره گیم‌پلی Gears of War: E-Day

بخش گیم‌پلی یکی از نقاط قوت اصلی Gears of War: E-Day از نگاه منتقدان است. بسیاری از نقدها تاکید می‌کنند که بازی در تیراندازی سوم‌شخص، استفاده از جان‌پناه‌ها و درگیری‌های سنگین با لوکاست‌ها، به ریشه‌های مجموعه وفادار مانده و در عین حال، با اضافه شدن حرکت‌هایی مثل سُر خوردن و بالارفتن در موقعیت‌های تازه، مبارزات پویاتری ارائه می‌دهد. وب‌سایت VGC از تیراندازی بازی به‌عنوان یکی از جذاب‌ترین بخش‌های آن یاد کرده و معتقد است E-Day در زمینه اکشن و هیجان بصری، انتظارات طرفداران را برآورده می‌کند.

با این حال، منتقدان درباره ساختار مراحل داستانی اتفاق نظر ندارند. بخش‌هایی از محیط شهر کالونا گسترده‌تر شده‌اند و بازیکن می‌تواند در کنار پیشروی در داستان، به سراغ اهداف فرعی و آیتم‌های قابل جمع‌آوری برود؛ اما از نگاه برخی منتقدان، این بخش‌ها به‌اندازه مبارزات اصلی جذاب نیستند و گاهی ریتم بازی را مختل می‌کنند. Windows Central نیز با وجود تحسین کیفیت بصری و تیراندازی، معتقد است طراحی بعضی از بخش‌های نیمه‌باز کمپین به اندازه کافی منسجم نیست و تکرار برخی فعالیت‌ها از تاثیرگذاری تجربه می‌کاهد.

واکنش بازیکنان هم یکدست نیست. گروهی از طرفداران از بازگشت فضای آشنای Gears، درگیری‌های نفس‌گیر و محیط‌های چشمگیر استقبال کرده‌اند؛ در مقابل، بعضی بازیکنان از تکراری شدن مبارزات در ادامه کمپین، مشکلات فنی روی رایانه‌های شخصی و کم‌ عمق بودن بخش‌های گشت و گذار در محیط انتقاد دارند. بنابراین، اگرچه هسته تیراندازی بازی عموماً تحسین شده، کیفیت طراحی مراحل و تنوع تجربه در طول کمپین از مهم‌ترین نقاط اختلاف نظر است.

خلاصه داستان بخش های ابتدایی Gears of War: E-Day و معرفی شخصیت‌ها

بازی 14 سال قبل از رویدادهای نسخه اول سری اتفاق می‌افتد و شما را به روز ظهور (Emergence Day) می‌برد؛ روزی که همه‌چیز برای بشریت روی سیاره سرا تغییر کرد.

جنگ طولانی پاندولوم (یک جنگ انسانی 79 ساله بر سر منبع انرژی ایمولژن) تازه تمام شده و صلح شکننده فقط چند هفته است که برقرار شده. مارکوس فینیکس و دومینیک سانتیاگو (دوم) که هنوز جوان‌اند و از جنگ برگشته‌اند، در شهر کالونا برای شرکت در مراسم یادبود سربازان کشته‌شده حضور دارند. این مراسم به‌خصوص برای کارلوس سانتیاگو (برادر بزرگ‌تر دوم و دوست نزدیک مارکوس) برگزار می‌شود دز این بین مارکوس که نمیداند در دنیای بعد از جنگ چه کند و سوگوار کارلوس بهترین دوست خود هم هست از دام دوری میجوید.

بعد از مراسم، آن‌ها به یک بار می‌روند. دوم می‌خواهد از ارتش خارج شود و پیش خانواده‌اش (همسرش ماریا و بچه‌ها) برگردد و زندگی غیرنظامی را شروع کند. همچنین انها در همان بار با دو نفر دیگر آشنا می‌شوند: مگز کارتر (یک سرباز سابق که حالا در پالایشگاه ایمولژن کار می‌کند) و لوکاس ریس (یک افسر ارتباطات تازه‌کار که هنوز تجربه جنگی واقعی ندارد).

اما همه‌چیز ناگهان تغییر می‌کند. لرزش‌های زمین شروع می‌شود، صفحه تلویزیون شروع به پخش سیگنال هشدار میکند و بعد ناگهان زمین دهان باز میکند و موجودات ناشناخته و وحشی از شکاف‌ها بیرون می‌ریزند و شروع به کشتن مردم می‌کنند. گروه با هر چیزی که دم دستشان است (لوله و ابزار) از خود دفاع می‌کنند و به سمت ایستگاه پلیس می‌روند تا سلاح واقعی پیدا کنند. از این لحظه به بعد، آن‌ها وارد هرج‌ومرج کامل می‌شوند و تلاش می‌کنند در شهری که در حال سقوط است، زنده بمانند و به دیگران کمک کنند.

شخصیت‌های اصلی؛ اعضای گروه براوو (Bravo Squad)

 

مارکوس فنیکس (Marcus Fenix) با صداپیشگی جان دی‌ماجیو

مارکوس فنیکس (Marcus Fenix) با صداپیشگی جان دی‌ماجیو

مارکوس، شخصیت اصلی داستان، گروهبان 22 ساله ارتش COG و کهنه‌سرباز جنگ‌های پاندول است. او تجربه جنگیدن را دارد، اما ظهور لوکاست‌ها با هر چیزی که تا آن زمان دیده تفاوت دارد. مارکوس با احساس گناه و اندوه ناشی از مرگ کارلوس سانتیاگو دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ دوستی که فقدانش هنوز برای او سنگین است. شخصیت او در این مقطع از زندگی، نسخه‌ای جوان‌تر از سرباز سرسختی است که طرفداران در سه‌گانه اصلی می‌شناسند.
 

دامینیک سانتیاگو (Dominic Santiago) با صداپیشگی کارلوس فرو

دامینیک سانتیاگو (Dominic Santiago) با صداپیشگی کارلوس فرو

دام که با نام کوتاه Dom شناخته می‌شود، سرباز 21 ساله COG و برادر کوچک‌تر کارلوس سانتیاگو است. او نیز مانند مارکوس از مرگ برادرش رنج می‌برد، اما تلاش می‌کند در شرایط بحرانی در کنار دوستش بماند. رابطه این دو یکی از محورهای احساسی بازی است؛ آن‌ها باید درحالی‌که هنوز با فقدان کارلوس کنار نیامده‌اند، با تهدیدی روبه‌رو شوند که زندگی تمام مردم سرا را تغییر می‌دهد.
 

مگز کارتر (Mags Carter) با صداپیشگی الیزابت فیث لودلو

مگز کارتر (Mags Carter) با صداپیشگی الیزابت فیث لودلو

مگز یک سرباز باتجربه و متخصص مواد منفجره است که پیش از آغاز بحران در پالایشگاه ایمولسیون (Imulsion) کار می‌کرد. سابقه کاری و نظامی او، مگز را به عضوی متفاوت در گروه براوو تبدیل می‌کند؛ شخصیتی که در کنار توانایی‌های رزمی، شناختی از محیط‌های صنعتی و تجهیزات مرتبط با آن‌ها دارد. او یکی از شخصیت‌های تازه‌ای است که در E-Day به جهان مجموعه اضافه می‌شود.
 

لوکاس ریز(Lucas Reyes) با صدا پیشگی رایان لوزانو

لوکاس ریز(Lucas Reyes) با صدا پیشگی رایان لوزانو

لوکاس یک دانشجوی افسری و نیروی تازه‌کار در بخش ارتباطات نظامی است که با آغاز روز ظهور، ناگهان خود را در میانه نبردی واقعی می‌بیند. برخلاف مارکوس و دام، او تجربه رزمی چندانی ندارد و باید در شرایطی بسیار دشوار با واقعیت جنگ کنار بیاید. حضور لوکاس در کنار سربازان باتجربه‌تر، تفاوت میان آمادگی آموزشی و مواجهه واقعی با یک بحران نظامی را نشان می‌دهد. این چهار شخصیت هسته اصلی گروه براوو را تشکیل می‌دهند. مارکوس و دام نماینده سربازانی هستند که تجربه جنگ را پشت سر گذاشته‌اند، درحالی‌که مگز با تخصص متفاوتش به گروه کمک می‌کند و لوکاس نماینده نیروهایی است که هنوز برای چنین بحرانی آماده نشده‌اند. کنار هم قرار گرفتن این شخصیت‌ها، امکان نمایش واکنش‌های متفاوت انسان‌ها به آغاز جنگ را فراهم می‌کند.
 

نظر منتقدان و بازیکنان درباره داستان

داستان E-Day از نظر فضاسازی و نمایش روزهای آغازین حمله لوکاست‌ها، واکنش‌های مثبتی دریافت کرده است. بازگشت به روز ظهور (Emergence Day) فرصتی فراهم می‌کند تا بازیکنان به‌جای دنبال کردن پیامدهای اتفاقات نسخه پنجم، فروپاشی ناگهانی زندگی مردم سِرا و نخستین مواجهه انسان‌ها با تهدیدی ناشناخته را تجربه کنند. منتقدان از فضای تاریک، صحنه‌های پرتنش و نمایش ویرانی شهرها تمجید کرده‌اند؛ بخش‌هایی که به بازی کمک می‌کنند حس وحشت و آشفتگی روزهای نخست جنگ را به‌خوبی منتقل کند.

 با این حال، پرداخت داستان و شخصیت‌پردازی به اندازه گیم‌پلی مورد تحسین قرار نگرفته است. در نقد VGC آمده که بازی فرصت کافی برای پرداختن به رابطه مارکوس فینیکس و دام سانتیاگو در اختیار این دو شخصیت قرار نمی‌دهد و بخش زیادی از تعاملات آن‌ها به گفت‌وگوهای کوتاه محدود می‌شود. این موضوع برای طرفدارانی که منتظر دیدن شکل‌گیری رابطه این دو در سال‌های ابتدایی خدمتشان بودند، می‌تواند ناامیدکننده باشد. این نقد همچنین به استفاده از کلیشه‌های رایج فیلم‌های جنگی و اکشن اشاره می‌کند؛ هرچند برخی لحظات احساسی بازی تاثیرگذار از کار درآمده‌اند.
 برخی منتقدان دیگر نیز معتقدند که داستان گاهی زیر سایه مبارزات پی‌درپی قرار می‌گیرد. از نگاه Kotaku، با وجود صحنه‌های به‌یادماندنی و فضاسازی قدرتمند، روایت و تعامل میان شخصیت‌ها همیشه عمق مورد انتظار را ندارند و بخش‌هایی از گشت‌وگذار در شهر نیز از نظر داستانی چندان پربار نیستند. در نتیجه، بازی در خلق موقعیت‌های پرهیجان و نمایش خشونت جنگ موفق‌تر از پرداخت پیوسته به روابط و تحولات شخصیتی عمل می‌کند.
 واکنش بازیکنان به داستان هم ترکیبی بوده است. شماری از طرفداران از بازگشت مارکوس و دام، فضای وفادار به نسخه‌های قدیمی و پرداختن به گذشته مجموعه رضایت دارند؛ در مقابل، برخی معتقدند شخصیت‌های تازه به‌اندازه کافی پرداخت نشده‌اند یا روایت پس از شروع قدرتمندش نمی‌تواند همان میزان جذابیت را حفظ کند. در مجموع، E-Day از نظر اتمسفر، اکشن و بازگشت به هویت کلاسیک مجموعه موفق‌تر از داستان‌گویی و شخصیت‌پردازی آن ارزیابی شده است؛ هرچند میزان رضایت بازیکنان به انتظاراتشان از یک بازی اکشن پرسرعت یا یک داستان شخصیت‌محور بستگی دارد.

موسیقی و صداگذاری Gears of War: E-Day

موسیقی متن Gears of War: E-Day را آدام لاستیوکا (Adam Lastiwka)، آهنگساز داخلی استودیوی The Coalition، ساخته است. او پیش‌تر نیز در مجموعه Gears of War فعالیت داشته، اما برای این نسخه رویکردی متفاوت در پیش گرفته است. لاستیوکا حدود 25 ساعت موسیقی برای بازی ساخته؛ مجموعه‌ای که قرار نیست صرفاً هیجان نبردها را افزایش دهد، بلکه باید حس فروپاشی ناگهانی یک تمدن و ترس انسان‌ها از تهدیدی ناشناخته را نیز منتقل کند. آلبوم رسمی بازی در 6 اکتبر 2026 منتشر شده و شامل 18 قطعه با مدت‌زمانی نزدیک به یک ساعت است.

ادام لاستیوکا اهنگ ساز gears of war eday

 

تفاوت اصلی موسیقی E-Day با بسیاری از قطعات نسخه‌های قبلی، در فضای ناآرام و گاهی ناخوشایند آن دیده می‌شود. لاستیوکا به‌جای تکیه دائمی بر موسیقی ارکسترال حماسی، از ترکیب سازهای کلاسیک و گیتارهای الکتریک برای ساخت صداهایی خشن، کشیده و تنش‌زا استفاده کرده است. او حتی با تغییر کوک گیتارها و استفاده از سیم‌هایی متفاوت از حالت معمول، تلاش کرده صدایی تولید کند که همیشه شبیه موسیقی متعارف راک یا ارکسترال نباشد. در بعضی لحظات، صدای سازها بیشتر از آنکه حس پیروزی را القا کند، مانند هشداری درباره خطری قریب‌الوقوع به گوش می‌رسد. 

این رویکرد با موقعیت داستانی بازی ارتباط مستقیمی دارد. در نسخه‌های پیشین، موسیقی اغلب در خدمت نبردهای نظامی، فداکاری سربازان و مقاومت بشریت در برابر لوکاست‌ها بود؛ اما E-Day به زمانی بازمی‌گردد که انسان‌ها هنوز با چنین دشمنی روبه‌رو نشده‌اند و نظم زندگی روزمره‌شان به‌سرعت در حال نابودی است. به همین دلیل، موسیقی باید در کنار لحظات حماسی، حس ناامنی، اندوه و سردرگمی را نیز حفظ کند. لاستیوکا گفته است که برای هر مرحله، هویت صوتی متناسب با محیط آن در نظر گرفته شده است؛ بنابراین، موسیقی قرار نیست در تمام طول بازی با یک لحن ثابت پیش برود. 

قطعه «Emergence» و پیوند با گذشته مجموعه

قطعه «Emergence» که تم اصلی بازی است و نام آن مستقیماً به روز ظهور لوکاست‌ها اشاره دارد. این قطعه تلاش می‌کند میان هویت آشنای Gears of War و فضای تاریک‌تر E-Day تعادل برقرار کند. طرفداران قدیمی می‌توانند در موسیقی بازی ردپایی از لحن و حال‌وهوای آثار قبلی را پیدا کنند، اما هدف لاستیوکا صرفاً بازسازی تم‌های گذشته نیست؛ او می‌خواهد صدایی متناسب با آغاز فاجعه و شکل‌گیری پیوند میان مارکوس و دام خلق کند. به همین دلیل، موسیقی بازی بیشتر از آنکه پیروزی قهرمانان را جشن بگیرد، بر هزینه انسانی جنگ و از دست رفتن آرامش تاکید دارد.

 این ارتباط با گذشته در انتخاب‌های موسیقایی دیگر نیز دیده می‌شود. لاستیوکا برای تریلر معرفی بازی، برداشت اینسترومنتال تازه‌ای از «Mad World» ساخت؛ قطعه‌ای که با نسخه اجراشده توسط گری جولز (Gary Jules) در تبلیغ مشهور نسخه نخست Gears of War پیوند خورده است. بازگشت این آهنگ، بدون تکرار دقیق نسخه قدیمی، یادآور هویت تلخ و انسانی مجموعه است. همچنین نسخه اینسترومنتال «For Whom the Bell Tolls» از گروه متالیکا به‌عنوان یکی از گزینه‌های موسیقی منوی اصلی بازی در دسترس قرار گرفته است؛ انتخابی که پیوند مجموعه با موسیقی راک و متال را حفظ می‌کند.
 گیتارها نیز نقشی فراتر از ایجاد انرژی در صحنه‌های اکشن دارند. لاستیوکا هنگام ساخت موسیقی از سازهای مختلف گیبسون (Gibson)، از جمله مدل آکوستیک J-45، گیتار باریتون SG، مدل Les Paul و Explorer استفاده کرده است. گیتار آکوستیک در لحظات آرام‌تر و بخش‌هایی با حال‌وهوای طبیعی‌تر به کار رفته، درحالی‌که صدای بم و خشن گیتار باریتون به شکل‌گیری فضای تهدیدآمیز در مبارزات کمک می‌کند.

صداگذاری؛ بازآفرینی صدای خشن دنیای Gears

در بخش طراحی صدا (Sound Design)، تیم The Coalition تلاش کرده هویت صوتی مجموعه را از پایه بازسازی کند. مت سرسی (Matt Searcy)، کارگردان خلاق بازی، در پادکست رسمی ایکس‌باکس از این بخش تمجید کرده و گفته است که واکنش مثبت بازیکنان نسخه آزمایشی به طراحی صدا، نشان می‌دهد تیم سازنده توانسته ویژگی‌هایی را که صدای Gears of War را متمایز می‌کنند، دوباره زنده کند. این بازسازی تنها به واضح‌تر کردن صداها محدود نمی‌شود؛ هدف، ایجاد حس حضور در محیطی است که هر انفجار، شلیک و حرکت دشمن می‌تواند تهدیدی واقعی به نظر برسد.

یکی از نمونه‌های مهم این رویکرد، صدای اره‌برقی لانسر است. تیم سازنده برای نزدیک شدن به صدای نسخه نخست، مدل واقعی اره‌برقی استفاده‌شده در تولید بازی سال 2006 را دوباره به کار گرفت و صداهای آن را ضبط کرد. این کار به سازندگان امکان داد صدایی آشنا برای طرفداران قدیمی خلق کنند، اما در عین حال جزئیات بیشتری به آن ببخشند. صدای موتور، چرخش تیغه و برخورد آن با بدن دشمن باید حس سنگینی و خشونت سلاح را منتقل کند؛ چیزی که در مجموعه Gears همیشه بخشی از هویت لانسر بوده است. 

اهمیت این جزئیات زمانی بیشتر می‌شود که به تفاوت میان سلاح‌ها توجه کنیم. در یک طراحی صوتی موفق، هر سلاح باید شخصیت خودش را داشته باشد؛ صدای شلیک یک سلاح سنگین نباید با سلاحی سبک یکسان به نظر برسد و صدای اره‌برقی نیز باید با توجه به نوع عملکرد و شدت درگیری، حس متفاوتی ایجاد کند. استفاده از مدل اصلی سال 2006 برای ضبط صدای لانسر، بخشی از تلاش سازندگان برای حفظ همین هویت آشناست، بدون آنکه کیفیت و جزئیات صوتی به استانداردهای قدیمی محدود بماند.

آکوستیک محیطی و حس حضور در کالونا

بخش دیگری از تجربه صوتی، نحوه تغییر صدا با توجه به محیط است. صدای شلیک در خیابانی باز، کوچه‌ای باریک یا فضای داخلی یک ساختمان نباید یکسان شنیده شود؛ شکل محیط، فاصله دیوارها و میزان بازتاب صدا بر تجربه بازیکن اثر می‌گذارند. چنین تفاوت‌هایی به بازیکن کمک می‌کنند بدون نگاه کردن به رابط کاربری، بهتر موقعیت خود را تشخیص دهد و حضورش در محیط را باورپذیرتر احساس کند.

این مسئله در شهری مانند کالونا اهمیت ویژه‌ای دارد؛ شهری که در جریان حمله لوکاست‌ها از محیطی عادی به فضایی آشفته و خطرناک تبدیل می‌شود. بازتاب انفجارها در میان ساختمان‌ها، صدای درگیری از فاصله دور و تفاوت میان فضای باز و راهروهای بسته می‌توانند احساس محاصره شدن را تقویت کنند. بااین‌حال، برای نسبت دادن جزئیات فنی مشخصی به سیستم آکوستیک بازی، اطلاعات منتشرشده درباره این بخش محدودتر از اطلاعات مربوط به موسیقی و ضبط صدای لانسر است؛ بنابراین بهتر است این موارد را به‌عنوان نقش و اهمیت طراحی آکوستیک در تجربه بازی در نظر بگیریم، نه ادعایی درباره یک فناوری تاییدنشده.

در مجموع، موسیقی و صداگذاری Gears of War: E-Day در خدمت هدف مشترکی قرار دارند: بازگرداندن هویت کلاسیک مجموعه و در عین حال، پررنگ‌تر کردن حس وحشت و فروپاشی. موسیقی آدام لاستیوکا با استفاده خلاقانه از گیتارها، صداهای ناآرام و ارجاع‌های حساب‌شده به گذشته، سویه انسانی و تراژیک داستان را تقویت می‌کند؛ طراحی صدا نیز با بازسازی صدای لانسر و توجه به جزئیات محیطی، خشونت و سنگینی نبردها را ملموس‌تر می‌سازد. نتیجه، رویکردی است که به‌جای تکیه صرف بر موسیقی حماسی و انفجارهای پرصدا، می‌کوشد بازیکن را در دنیایی گرفتار بحران و ترس غوطه‌ور کند.

کیفیت موسیقی و صداگذاری Gears of War: E-Day از نگاه منتقدان

بازخورد منتقدان درباره بخش صوتی Gears of War: E-Day در مجموع مثبت است؛ به‌خصوص در زمینه افکت‌های صوتی سلاح‌ها، انفجارها و ضربات سنگین. بااین‌حال، میان کیفیت خود صداها و نحوه ترکیب آن‌ها تفاوت مهمی وجود دارد: بسیاری از نقدها طراحی صدا را تحسین می‌کنند، اما بعضی منتقدان معتقدند موسیقی و دیالوگ‌ها در میکس نهایی به‌اندازه کافی واضح و متعادل نیستند.

نشریه The Independent طراحی صدای E-Day را استثنایی توصیف کرده است. از نظر این نشریه، صدای سنگین و کوبنده سلاح‌ها، افکت‌های خشن کشتن دشمنان و اوج گرفتن موسیقی ارکسترال در نبردهای پرتنش، به درگیری‌ها قدرت بیشتری می‌دهد. این نقد همچنین به استفاده درست از سکوت اشاره می‌کند؛ لحظاتی که بازی از صداهای پرحجم فاصله می‌گیرد تا صحنه‌های غم‌انگیز و حس درماندگی شخصیت‌ها تاثیر بیشتری داشته باشند.

 

نشریه فرانسوی Gamekult نیز عملکرد صوتی بازی را از بهترین نمونه‌های مجموعه می‌داند. این نقد صدای شلیک لانسر، ضربات گنشر و انفجارها را به دلیل شدت و حس فیزیکی آن‌ها تحسین می‌کند و معتقد است موسیقی صنعتی آدام لاستیوکا با خشونت دنیای بازی هماهنگی خوبی دارد. بااین‌حال، همین نقد یک ایراد مهم را مطرح می‌کند: گاهی صدای دیالوگ‌ها خفه به گوش می‌رسد یا چنان دور به نظر می‌آید که انگار شخصیت در فاصله زیادی قرار دارد، درحالی‌که ممکن است درست کنار بازیکن باشد.

 

در نقد WayTooManyGames نیز از کیفیت افکت‌های محیطی، انفجارها و صداهای خشن مبارزات تمجید شده است. این رسانه اجرای صداپیشگان، به‌ویژه جان دی‌ماجیو در نقش مارکوس و کارلوس فرو در نقش دام، را نیز موفق ارزیابی می‌کند و معتقد است آن‌ها به شخصیت‌های جوان‌تر خود حس باورپذیری می‌بخشند.

 

نظر منتقدان درباره موسیقی بازی کمی متفاوت است. برخی از موسیقی آدام لاستیوکا به دلیل هماهنگی با فضای تاریک و پرتنش E-Day تمجید کرده‌اند. برای مثال، WayTooManyGames موسیقی متن را موفق می‌داند و معتقد است قطعات آرام و سنگین آن با حال‌وهوای مجموعه هماهنگ هستند. وب‌سایت Impulse Gamer نیز موسیقی را عمدتاً فضاساز و کم‌سروصدا توصیف می‌کند که به‌جای جلب دائمی توجه بازیکن، تنش موقعیت را افزایش می‌دهد.

 

در مقابل، برخی منتقدان موسیقی را به‌اندازه افکت‌های صوتی به‌یادماندنی نمی‌دانند. نقد Gaming Instincts، برای مثال، موسیقی را مناسب فضای Gears of War ارزیابی می‌کند، اما معتقد است قطعات شاخص زیادی در آن وجود ندارند که مدت‌ها پس از پایان بازی در ذهن بمانند. این انتقاد لزوماً به معنای کیفیت پایین آهنگ‌سازی نیست؛ مسئله بیشتر این است که موسیقی گاهی نقش مکمل فضا را دارد و کمتر به عنصری مستقل و ماندگار تبدیل می‌شود.

عکس پروفایل علی توتونچی
نویسنده:

علی توتونچی

پنج‌شنبه, 30 مهر 1405 سردبیر

سوالات متداول درباره "دانشنامه جامع بازی گیرز آف وار ای دی (Gears Of War E-Day)"

داستان بازی Gears of War: E-Day درباره چیست؟

داستان بازی 14 سال پیش از نسخه اول مجموعه و در روز ظهور (Emergence Day) جریان دارد؛ زمانی که لوکاست‌ها برای نخستین بار به انسان‌های سیاره سرا حمله می‌کنند. مارکوس فینیکس و دامینیک سانتیاگو در این آشوب برای زنده ماندن و کمک به دیگران تلاش می‌کنند.

گیم‌پلی Gears of War: E-Day چه تغییراتی دارد؟

بازی همچنان بر تیراندازی سوم‌شخص و استفاده از جان‌پناه‌ها تمرکز دارد، اما سیستم حرکتی آن از نو طراحی شده است. قابلیت‌هایی مانند سر خوردن، عبور از موانع و استفاده از مسیرهای متنوع‌تر، آزادی عمل بیشتری در مبارزات ایجاد می‌کنند.

آیا Gears of War: E-Day از حالت چندنفره و همکاری پشتیبانی می‌کند؟

بله. کمپین را می‌توان به‌صورت تک‌نفره، دونفره با قابلیت صفحه تقسیم‌شده یا آنلاین با همراهی حداکثر چهار بازیکن تجربه کرد. بازی همچنین شامل حالت رقابتی Versus و حالت گروهی Horde Siege است.

نظر منتقدان درباره داستان، گیم‌پلی و موسیقی Gears of War: E-Day چیست؟

منتقدان عموماً از تیراندازی، طراحی صدا و فضاسازی تاریک بازی استقبال کرده‌اند. بااین‌حال، برخی به ضعف در شخصیت‌پردازی، کم‌عمق بودن بعضی فعالیت‌های فرعی و مشکلات میکس صدا اشاره کرده‌اند. نظرها درباره موسیقی نیز متفاوت است؛ هرچند هماهنگی آن با فضای بازی مورد توجه قرار گرفته، بعضی منتقدان قطعات آن را کمتر به‌یادماندنی دانسته‌اند.

نمایش بیشتر نمایش کمتر