برای درک تاریخچه و عظمت سری بازیهای Modern Warfare، باید مردی را شناخت که از اولین روزهای شکلگیری این بحران جهانی در خط مقدم حضور داشت. کاپیتان جان پرایس، تجسم عینی یک سرباز فداکار، استراتژیست نابغه و پدری دلسوز برای اعضای تیم براوو و تفنگداران ویژه است. داستان پرایس، داستان فراتر رفتن از دستورات نظامی برای نجات بشریت است؛ از تکتیراندازی مخفیانه در خیابانهای رادیواکتیو پریپیات در سال 1996 تا هدایت ارتشهای مشترک برای خنثیسازی هولوکاست هستهای. در این مقاله، سفر پرفرازونشیب او را از یک ستوان جوان SAS تا تبدیل شدن به رهبر مخوفترین نیروی ضربت جهان بررسی میکنیم تا ببینیم چگونه جان پرایس نام خود را در تالار افتخارات تاریخ صنعت گیم جاودانه کرد.
در این مقاله میخوانیم:
معرفی کاپیتان جان پرایسد قدیمی ترین اسطوره ندای وظیفه
| نامهای مستعار |
Bravo Six — براوو سیکس Bravo One — براوو وان Prisoner #627 — زندانی شماره 627 Black Viking — وایکینگ سیاه (کد دسترسی) $ — دلار B02 — بی02 (نام روی صفحه) 9051210 — 9051210 (شماره سریال) Old Man — پیرمرد Classic Price — پرایس کلاسیک |
| ملیت | پادشاهی بریتانیا |
| درجه |
کاپیتان (2011–2017) ستوان (1996) |
| گروه های وابسته |
22nd SAS Regt — هنگ بیستودوم نیروهای ویژه SAS Alpha Team — تیم آلفا Bravo Team — تیم براوو Task Force 141 — نیروی ضربت 141 |
| جنسیت | مذکر |
| وضعیت جسمانی | زنده و سالم |
| صداگذار | بیلی موری/Billy Murray |
| بازیگر | David Kinsman |
«ذهن یک انسان سالم، وقتی صبح از خواب بیدار میشود، با این فکر روزش را شروع نمیکند که امروز آخرین روز زندگیاش روی زمین است. اما به نظرم این یک امتیاز است، نه یک نفرین. اینکه بدانی به پایان نزدیک شدهای، نوعی آزادی به آدم میدهد. بهترین وقت است برای اینکه... حسابوکتابت را با خودت مرور کنی.
از هر طرف زیر آتشیم. تعدادمان کمتر است. و دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. ماموریتی که احتمال زنده ماندن در آن نزدیک به صفر است.
اما شنها و صخرههای این سرزمین، که هزاران سال جنگ را به خود دیدهاند و رنگ خون گرفتهاند، ما را به خاطر خواهند سپرد. به خاطر همین لحظه. چون از میان تمام کابوسهای بیشماری که میتوانست نصیبمان شود، این همان کابوسی است که خودمان انتخابش کردهایم.
ما پیش میرویم؛ همچون نفسی که از دل زمین بیرون میآید. با قلبهایی سرشار از اراده و تنها یک هدف پیش چشممان:او را خواهیم کشت.»-کاپیتان پرایس
کاپیتان جان پرایس با شناسه عملیاتی براوو سیکس (Bravo Six) یکی از اعضای نیروهای ویژه SAS بریتانیا و از شخصیتهای اصلی مجموعه Modern Warfare است. او همچنین در بازیهای Call of Duty Online و Call of Duty: Heroes نیز حضور دارد.

پرایس علاوه بر این، در Call of Duty: Ghosts از طریق بسته الحاقی Cpt. Price Legend Pack در دسترس قرار گرفت و بازیکنان میتوانستند ظاهر سرباز خود را به شکل کاپیتان پرایس شخصیسازی کنند.
همچنین، این شخصیت از 11 ژوئیه 2019 روی PlayStation 4 و از 18 ژوئیه 2019 روی Xbox One و PC در حالت Blackout بازی Call of Duty: Black Ops 4 بهعنوان یک شخصیت قابلبازی عرضه شد. این قابلیت در اختیار بازیکنانی قرار گرفت که بازی Call of Duty: Modern Warfare را از قبل پیشخرید کرده بودند.
ستوان نیروهای ویژه SAS
«آن زمان فقط یک ستوان بودم... مامور انجام عملیاتهای کثیف و محرمانه. چرنوبیل. انگار کریسمسِ آدمبدها بود. حتی یک دهه بعد هم خیلیهایشان هنوز به آنجا میرفتند تا مواد هستهای به دست بیاورند... خیلیها، از جمله ایمران زاخائف.
البته نمیتوانستیم اجازه بدهیم چنین اتفاقی بیفتد. پول در ازای میلههای سوخت مصرفشده؟ این دیگر دستورالعملی تمامعیار برای نابودی بود.
برای اولین بار از زمان جنگ جهانی دوم، دولت ما مجوز اجرای یک عملیات ترور را صادر کرده بود. آن زمان تحت فرماندهی کاپیتان مکمیلان خدمت میکردم.»
کاپیتان پرایس در حال روایت ماجرای تلاش برای ترور ایمران زاخائف.
زندگینامه جان پرایس
در سال 1996، یعنی 15 سال پیش از وقایع بازی Call of Duty 4: Modern Warfare، جان پرایس درجه ستوان داشت و بهعنوان تکتیرانداز منتخب در هنگ بیستودوم نیروهای ویژه SAS خدمت میکرد. او در این دوران تحت فرماندهی کاپیتان مکمیلان، فرمانده باتجربه و اسکاتلندیتبار SAS، فعالیت میکرد که هدایت این ماموریت حساس را بر عهده داشت.
این دو در قالب یک عملیات محرمانه به پریپیات در اوکراین اعزام شدند تا ایمران زاخائف را ترور کنند؛ چرا که او یک قاچاقچی بزرگ اسلحه و رهبر نیروهای اولتراناسیونالیست (فوقملیگرای) روسیه بود که با دستیابی به مواد رادیواکتیو ناشی از فاجعه چرنوبیل و فروش آنها، ثروت و قدرت زیادی به دست آورده بود و تلاش میکرد تا روسیه را به دوران اتحاد جماهیر شوروی بازگرداند، امری که تهدیدی مستقیم برای امنیت جهان به شمار میرفت.

پرایس با استفاده از یک تفنگ تکتیرانداز کالیبر .50 به زاخائف شلیک کرد و در ابتدا تصور میکرد ماموریت با موفقیت انجام شده است. اما زاخائف، با وجود از دست دادن دست چپش، از این سوءقصد جان سالم به در برد. اندکی بعد، نیروهای زاخائف، پرایس و مکمیلان را محاصره کردند. در جریان نبرد، یک بالگرد Mi-28 سقوط کرد و مکمیلان زیر آوار آن گرفتار شد و بهشدت آسیب دید، بهطوری که دیگر قادر به حرکت نبود. پرایس، فرمانده مجروح خود را تا نقطه تخلیه بر دوش کشید و آنها پس از مقاومت در برابر موج حملات نیروهای اولتراناسیونالیست، سرانجام توسط نیروهای پشتیبان از منطقه نجات داده شدند.
کاپیتان نیروهای ویژه SAS
«خب... "سوپ" دیگه چه جور اسمیه؟ هان؟ یکی مثل تو، که انگار از توی کارتون بیرون اومده، چطور تونسته دوره گزینش رو پشت سر بذاره؟» — نخستین سخنان کاپیتان پرایس خطاب به جان «سوپ» مکتاویش در کمپ آموزشی کریدن
در جریان وقایع Call of Duty 4: Modern Warfare، پرایس با درجه کاپیتان، فرماندهی یک واحد نخبه از نیروهای ویژه SAS با نام «تیم براوو» (Bravo Team) را بر عهده داشت. در این دوران، گروهبان جان «سوپ» مکتاویش به عنوان عضو جدید به تیم ملحق شد و تحت فرماندهی پرایس و در کنار «گاز» (نفر دوم تیم)، ماموریتهای حساس خود را آغاز کرد. نیروهایی مانند مک، گروهبان آرم، گروهبان بارتون، گروهبان والکرافت و سرباز گریفن نیز در مقاطع مختلف در تیم او حضور داشتند.
پرایس در طول ماموریتهای این بازی، تیم خود را درگیر یک بحران جهانیِ تحت هدایت ایمران زاخائف کرد. آنها ابتدا در جریان یک طوفان شدید در تنگه برینگ به یک کشتی باری نفوذ کردند تا مدارک مربوط به یک کلاهک هستهای را به دست آورند. سپس برای نجات «نیکولای»، جاسوس دوجانبه و ارزشمند SAS، به روسیه اعزام شدند و با کمک نیروهای وفادار به دولت روسیه، او را از چنگ اولتراناسیونالیستها نجات دادند. در نهایت، پس از فاجعه انفجار هستهای در خاورمیانه، تیم براوو برای تعقیب و دستگیری خالد الاسد به مخفیگاه او در آذربایجان هجوم برد؛ جایی که پرایس پس از بازجویی و اعدام الاسد، متوجه شد پشت تمام این بازیها، دشمن قدیمیاش یعنی ایمران زاخائف قرار دارد.
این ماموریتها سرانجام به رویارویی خونین پایانی بر روی یک پل ویرانشده در روسیه ختم شد. در این نبرد دراماتیک، بیشتر اعضای تیم از جمله «گاز» توسط زاخائف و نیروهایش اعدام شدند. پرایس که بهشدت مجروح شده بود، در آخرین لحظات کلت سازمانی خود را برای «سوپ» پرتاب کرد تا سوپ با شلیک به زاخائف، انتقام تیم براوو را بگیرد و به این بحران خاتمه دهد؛ ماموریتی که با احیای پرایس و سوپ، مقدمه وقایع نسخه دوم بازی را رقم زد.
بحران در تنگه برینگ: عملیات Crew Expendable
این ماموریت که نامش Crew Expendable (نیروی مصرفشدنی/قربانی) است، یکی از نمادینترین و سینماییترین مراحل تاریخ سری کال آف دیوتی به شمار میرود. این مرحله در واقع اولین عملیات واقعی و میدانی بازیکن در نقش «سوپ» است که اتمسفر فوقالعادهای دارد.
Crew Expendable
Call of Duty 4 Modern Warfare OST
«محموله داخل یک کشتی باری متوسط قرار دارد. شماره ثبت استونیایی آن 52775 است. تعداد خدمه کم است و یک تیم امنیتی نیز در کشتی حضور دارد.» — پرایس هنگام ارائه توضیحات ماموریت به نیروهایش.
پس از پایان دوره تمرینی مکتاویش، تیم براوو در یک شب طوفانی و در میان امواج خروشان تنگه برینگ، عملیاتی شبانه و مخفیانه را آغاز کرد. آنها با طناب از هلیکوپتر بر روی عرشه یک کشتی باری استونیایی فرود آمدند. هدف، ردیابی محمولهای مشکوک بود که بر اساس اطلاعات جاسوسی، توسط اولتراناسیونالیستها حمل میشد.

تیم براوو پس از پاکسازی عرشه و نفوذ به بخشهای زیرین و تاریک کشتی، با کانتینری مواجه شد که حامل یک کلاهک هستهای تاکتیکی بود. پرایس با دیدن نوشتههایی به زبان عربی روی کانتینر و پرچمی متعلق به یک کشور خاورمیانهای که روی کف انبار پهن شده بود، متعجب و نگران شد؛ این اولین سند محکم از ائتلاف شوم میان تروریستهای خاورمیانه و اولتراناسیونالیستهای روسیه بود.
اما پیش از آنکه تیم بتواند کلاهک را تخلیه کند، برای مخفی ماندن این راز، دو جنگنده MiG-29 اولتراناسیونالیستها به کشتی خودی حمله کرده و آن را زیر آتش موشکهای خود گرفتند. با انفجار کشتی و سرازیر شدن حجم عظیمی از آب به داخل راهروها، ساختار کشتی شروع به کج شدن و غرق شدن کرد. اعضای تیم در میان خطوط لولههای منفجر شده و آشفتگی محض، مسیر خروجی را به سمت عرشه بالا دویدند.
در لحظات پایانی فرار و در حالی که کشتی به سرعت در حال فرو رفتن در دریا بود، اعضای تیم به سمت هلیکوپتر نجات پریدند. «سوپ» در حین پرش لیز خورد و نزدیک بود از لبه بالگرد به درون دریای تاریک سقوط کند؛ اما کاپیتان پرایس درست در آخرین ثانیه، دست او را محکم گرفت و او را به داخل کابین کشید. این اقدام پرایس نه تنها جان سوپ را نجات داد، بلکه سرآغاز رابطه عمیق مراد و مریدی و اعتماد متقابل میان این دو سرباز اسطورهای در ماموریتهای مرگبار پیشرو شد.
نجات در قلب روسیه: عملیات Blackout
«نیکلای همین حالا توی جهنمه. ما میریم بیرونش بیاریم. ما مراقب دوستهامون هستیم. راه بیفتید.» — کاپیتان پرایس خطاب به گاز، پیش از آغاز عملیات نجات.
ماموریت بعدی، تیم براوو را به کوهستانهای تاریک روسیه کشاند؛ جایی که آنها باید «نیکلای»، نفوذی و ارزشمندترین جاسوس دوجانبه SAS در میان اولتراناسیونالیستها را نجات میدادند. هویت نیکلای لو رفته بود و او در یک روستای تحت اشغال، زیر شکنجههای سختی قرار داشت. پرایس برای انجام این عملیات مجبور شد با نیروهای وفادار به دولت روسیه به رهبری «گروهبان کاماروف» همکاری کند.

با این حال، کاماروف که درگیر جنگ داخلی با شورشیان بود، مدام با وعدههای دروغین ماموریت تیم SAS را به تاخیر میانداخت تا از مهارت تکتیراندازی پرایس و سوپ برای پیشروی نیروهای خودش و بازپسگیری روستا سوءاستفاده کند. زمانی که صبر پرایس به سر آمد، «گاز» با خشونت کاماروف را لبه پرتگاه برد و تهدید کرد که او را به پایین پرتاب میکند؛ این تهدید کارساز شد و کاماروف سرانجام محل دقیق نگهداری خبرچین را فاش کرد.
Blackout
Call of Duty 4 Modern Warfare OST
پرایس، گاز و سوپ مخفیانه به سمت خانه روستایی که نیکلای در آن زندانی بود حرکت کردند. در یک اقدام تاکتیکی نقشه تفکیکشده، گاز برق ساختمان را قطع کرد و خانه را در تاریکی مطلق فرو برد. اعضای تیم با استفاده از عینکهای دید در شب (NVG) به سرعت وارد شدند و پیش از آنکه دشمنان بتوانند واکنشی نشان دهند، دو تن از نیروهای کلیدی اولتراناسیونالیست به نامهای ویکتور و ساشا را به همراه دیگر نگهبانان از پا درآوردند و نیکلای را که در آستانه مرگ بود، نجات دادند.
اگرچه ماموریت نجات با موفقیت انجام شد، اما فرار آنها دوام چندانی نداشت؛ در حین بازگشت، هلیکوپتر نجات آنها توسط یک موشک زمین به هوا هدف قرار گرفت و در مناطق روستایی و عمیق تحت کنترل دشمن در روسیه سقوط کرد تا پرایس و تیمش مجبور شوند درگیر ماموریتی نفسگیر برای بقا و فرار از محاصره شوند.
بقا در خاک دشمن: عملیات Hunted
«خیلی خب. بیایید دخل این عوضیها رو بیاریم، قبل از اینکه پیرمرد رو بکشن.» — کاپیتان پرایس، پیش از هجوم برای نجات کشاورز روسی.
پس از نجات موفقیتآمیز نیکلای، فرار آنها با شلیک ناگهانی یک موشک زمینبههوا (SAM) به فاجعه تبدیل شد. هلیکوپتر حامل آنها در عمق مناطق روستایی تحت کنترل اولتراناسیونالیستها در روسیه سقوط کرد. با کشته شدن خلبانان، پرایس، سوپ، گاز و نیکلای که هنوز مجروح بود، خود را در شرایطی بحرانی یافتند؛ در حالی که نیروهای گشتی دشمن همراه با سگهای شکاری و هلیکوپترهای نورافکندار در جستجوی آنها بودند.
پرایس فرماندهی تیم را برای یک عملیات بقا و فرار پنهانی بر عهده گرفت. در طول مسیر تعقیب و گریز، آنها با صحنه شکنجه یک کشاورز سالخورده و بیدفاع محلی توسط نیروهای اولتراناسیونالیست مواجه شدند. پرایس با وجود ضیق وقت و خطرات بالای لو رفتن موقعیت تیم، اصالت اخلاقی خود را نشان داد و فرمان حمله را صادر کرد تا جان آن پیرمرد را نجات دهد. تیم براوو پس از نجات کشاورز، مجبور شد درگیری شدیدی را در میان گلخانههای منطقه پشت سر بگذارد و با غنیمت گرفتن موشکانداز Stinger، یک بالگرد تعقیبکننده Mi-24 Hind را سرنگون کند.
با نزدیک شدن به منطقه نهایی استخراج، حلقه محاصره ارتش دشمن تنگتر شد؛ اما برگ برنده آنها، ورود یک هواپیمای آتشبار غولپیکر AC-130H Spectre با نام رمز «وایلدفایر» (Wildfire) به آسمان نبرد بود. این دژ پرنده با باران موشکها و توپهای سنگین خود، تمام تهدیدات، خودروهای زرهی و قوای پیاده دشمن را در مسیر فرار تیم براوو با خاک یکسان کرد. تحت سایه حمایتی این آتشبار سنگین، پرایس و نیروهایش سرانجام توانستند خود را به نقطه تخلیه برسانند و از این جهنم جان سالم به در ببرند.

سقوط پسر و جنون پدر: بحران موشکی
«این پسری که میخواهیم دستگیرش کنیم، پسرِ خودِ ایمران زاخائفه و توی میدون جنگ، فرماندهی نیروهای شورشی (اولتراناسیونالیست) رو دستش داره. قدیمیا درست گفتن که "پسر کو ندارد نشان از پدر" (یعنی این پسر هم دقیقاً مثل باباش یک تروریست بیرحم و خطرناکه). کاماروف، همون رفیق روسِ وفادار ما، تونسته آدرس مخفیگاه این پسر رو پیدا کنه.» — کاپیتان پرایس در حال توضیح نقشهاش برای گروهبان گریگز.
پس از فاجعه باران هستهای در خاورمیانه((این فاجعه هولناک زمانی رقم میخورد که ارتش ایالات متحده برای دستگیری خالد الاسد—تروریستی که در یک کشور خاورمیانهای کودتا کرده بود—با تمام قوا به پایتخت حمله میکند و بازیکن در نقش گروهبان پل جکسون وارد این نبرد میشود.در اوج پیشروی و در حالی که محاصره شهر کامل شده و پیروزی نزدیک به نظر میرسید، سازمان CIA هشداری تکاندهنده مخابره میکند: الاسد گریخته و یک کلاهک هستهای فعال را به عنوان یک تلهی مرگبار در کاخ خود باقی گذاشته است. با وجود صدور فرمان عقبنشینی فوری، پیش از فرار کامل نیروها بمب هستهای منفجر میشود؛ نور کورکننده و موج انفجار سهمگین آن، تمام جنگندهها و هلیکوپترهای در حال فرار (از جمله بالگرد جکسون) را سرنگون کرده و به زمین میکوبد. این توطئه شوم در یک ثانیه، بیش از 30 هزار سرباز آمریکایی را به کام مرگ میکشد و یکی از دراماتیکترین و نمادینترین لحظات تاریخ بازیهای ویدئویی را رقم میزند.)) و کشته شدن هزاران سرباز آمریکایی، پرایس فرماندهی یک نیروی عملیاتی مشترک و نخبه، متشکل از SAS و تفنگداران دریایی ایالات متحده (به رهبری گروهبان گریگز) را بر عهده گرفت. هدف آنها دستگیری «ویکتور زاخائف»، پسر ایمران زاخائف و فرمانده میدانی اولتراناسیونالیستها بود تا از طریق او به رهبر اصلی برسند.
این ماموریت تعقیب و گریز نفسگیر، آنها را از میان یک روستای متروکه روسی عبور داد. ویکتور پس از تصادف با خودروی خود، با پای پیاده و فرار به سمت یک مجتمع آپارتمانی، تلاش کرد از محاصره بگریزد. پرایس و تیمش او را تا پشتبام یک ساختمان پنجطبقه تعقیب کردند. پرایس به سوپ دستور داد: «اسلحهاش رو بگیر و مهارش کن.» اما ماموریت با فاجعه همراه شد؛ ویکتور که خود را کاملاً اسیر و راههای فرار را بسته میدید، برای جلوگیری از استنطاق و لو رفتن پدرش، در آخرین لحظه با شلیک به سر خود، خودکشی کرد.
«یه شمارش معکوس لعنتی رو شروع کردن! زاخائف میخواد موشکهای باقیمونده رو پرتاب کنه!» — پرایس خطاب به اعضای تیم براوو پس از نفوذ به تاسیسات.
مرگ ویکتور تاثیر روانی و جنونآمیزی بر ایمران زاخائف گذاشت. او که تشنه انتقام خون پسرش بود، کنترل یک پایگاه موشکهای قارهپیما (ICBM) در روسیه را به دست گرفت و دو موشک هستهای مخرب را به سمت ساحل شرقی ایالات متحده پرتاب کرد؛ اقدامی که جان بیش از 40 میلیون شهروند آمریکایی را تهدید میکرد.
در جریان وقایع ماموریت دراماتیک No Fighting In The War Room، پرایس و نیروهای مشترک با چتر نجات به درون تاسیسات نفوذ کردند. آنها در میان راهروهای تاریک، سیستمهای تهویه و درگیریهای خونین تحت فشار یک شمارش معکوس مرگبار، راه خود را به سمت مرکز کنترل باز کردند. در اوج استرس و در حالی که تنها چند دقیقه تا اصابت موشکها باقی مانده بود، سوپ با دستور پرایس کدهای لغو پرتاب را وارد کرد و با فعالسازی سیستم انهدام خودکار، موشکها را بر فراز اقیانوس اطلس نابود ساخت تا ساحل شرقی آمریکا از یک هولوکاست هستهای نجات یابد. با این حال، ایمران زاخائف پیش از رسیدن نیروها، با یک هلیکوپتر فرار کرد تا آخرین پرده از این جنگ خونین در شاهراه فرار رقم بخورد.
پرده آخر روی پل: عملیات Game Over
«خب، حداقل دنیا به آخر نرسید. بزن بریم.» — گروهبان ارشد گریگز، پس از خنثیسازی موشکهای هستهای.
پس از مهار موفقیتآمیز بحران موشکی، پرایس، سوپ، گاز و گریگز سوار بر کامیونهای نظامی وارد یک بزرگراه شدند تا از منطقه فرار کنند، اما طولی نکشید که تحت تعقیب شدید قوای پیاده و خودروهای زرهی اولتراناسیونالیستها قرار گرفتند. در جریان این تعقیب و گریز وحشتناک، یک بالگرد تهاجمی Mi-24 Hind دشمن با شلیک موشک به پل پیشرو، آن را تخریب کرد و مسیر فرار تیم براوو را کاملاً مسدود ساخت.
Game Over
Call of Duty 4 Modern Warfare OST
با انفجار ناگهانی یک کامیون تانکر در محل، ضربه شدیدی به اعضای تیم وارد شد و همگی بهشدت زخمی و روی زمین رها شدند. در این لحظات دراماتیک، گروهبان گریگز در حالی که تلاش میکرد پیکر نیمهجان «سوپ» را به نقطهای امن بکشد، هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را فدا کرد. لحظاتی بعد، ایمران زاخائف به همراه دو محافظش بالای سر مجروحان آمد و در اقدامی بیرحمانه، «گاز» را با شلیک مستقیم به سر اعدام کرد.
زاخائف سپس به سمت سوپ حرکت کرد تا او را هم بکشد، اما درست در همین ثانیه، هلیکوپترهای نیروهای وفادار روسیه به رهبری کاماروف از راه رسیدند و بالگرد دشمن را سرنگون کردند. این انفجار برای لحظهای حواس زاخائف و محافظانش را پرت کرد. کاپیتان پرایس که غرق در خون بود و توان برخاستن نداشت، با آخرین رمق خود، کلت سازمانی و نمادین M1911 خود را روی زمین به سمت سوپ سر داد. سوپ با گرفتن اسلحه و در تیراندازی ثانیهای، هر دو محافظ و سپس خودِ ایمران زاخائف را به هلاکت رساند تا انتقام تیمش را بگیرد.
با رسیدن نیروهای نجات، سوپ در حالی که روی برانکارد حمل میشد، در آخرین لحظات هوشیاریاش دید که یک پزشک روس با ماساژ قلبی ناامیدانه تلاش میکند پرایسِ بیجان را احیا کند؛ ماموریتی که با سرنوشتی مبهم در میان آسمان خاکستری روسیه به پایان رسید. با وجود مرگ زاخائف، افکار افراطی او از بین نرفت؛ اولتراناسیونالیستها از زاخائف یک شهید ملی ساختند و با سوءاستفاده از این موج سیاسی، در سال 2016 قدرت را در روسیه به دست گرفتند تا با رهبری ولادیمیر ماکاروف، جهان را در آستانه یک جنگ جهانی دیگر قرار دهند.
هنوز دیدگاهی درباره این مقاله ذکر نشده است، شما اولین دیدگاه را درباره این مقاله بنویسید