خاجیت‌ها (Khajiit)، که نامشان از زبان تئاگرا (Ta’agra) گرفته شده و به معنای «ساکن صحرا» است، مردمانی گربه‌سان هستند که خاستگاهشان السوییر (Elsweyr) است و به هوش و چابکی بالایشان شهرت دارند. این ویژگی‌ها باعث شده خاجیت‌ها در دزدی و حرکات آکروباتیک بسیار ماهر باشند، اما در عین حال جنگجویانی هراس‌انگیز نیز به شمار می‌روند. با این حال، به‌ندرت می‌توان خاجیتی را یافت که در جادوگری مهارت داشته باشد. بیشتر خاجیت‌ها زندگی خود را روی خشکی می‌گذرانند، اما دزدی دریایی و تجارت اسکوما (Skooma؛ ماده‌ای مخدر و اعتیادآور که از پالپ ماهِ شکر تهیه می‌شود) باعث شده برخی از آن‌ها به فعالیت‌های دریانوردی و کار روی کشتی‌ها روی بیاورند.

در این مقاله می‌خوانیم:

آناتومی خاجیت‌ها تفاوت‌های چشمگیری با انسان‌ها و مِرها (Mer) دارد؛ این تفاوت تنها به خز، دم و حالت راه رفتن گاه‌به‌گاه آن‌ها روی پنجه‌های پا محدود نمی‌شود، بلکه دستگاه گوارش و سوخت‌وساز بدنشان نیز با سایر نژادها تفاوت دارد. خاجیت‌ها، آرگونیان‌ها (Argonians) و ایمگاها (Imga) به دلیل همین تفاوت‌های اساسی، در دسته‌ای موسوم به «نژادهای جانوری» (Beast Races) تامریل قرار می‌گیرند. طول عمر خاجیت‌ها نیز تقریباً مشابه انسان‌هاست.

هیچ مورد مستند و قابل اتکایی از دورگه شدن خاجیت‌ها با سایر نژادها وجود ندارد، هرچند شایعاتی درباره چنین اتفاقی مطرح شده است. ظاهر و رفتار متفاوت خاجیت‌ها در سرزمین‌های دیگر باعث شده آن‌ها اغلب هدف تبعیض نژادی قرار بگیرند. بیگانگان معمولاً آن‌ها را با عناوینی مانند «مردم گربه‌ای» (Cat People)، «گربه‌مردم» (Cat-People) و «گربه‌مردان» (Cat-Men) خطاب می‌کنند؛ القابی که خاجیت‌ها چندان با روی خوش با آن‌ها برخورد نمی‌کنند.

تاریخچه

پیش از آنکه نخستین انسان‌ها (Men) یا مِرها (Mer) قدم به تامریل بگذارند، خاجیت‌ها از ساکنان بومی این قاره بودند. با این حال، درباره خاستگاه گربه‌سانان تامریل همچنان اختلاف نظر وجود دارد. در افسانه‌ها آمده است که خاجیت‌ها از یک نژاد گربه‌سان باهوش پدید آمده‌اند یا با آن‌ها نسبت خویشاوندی دارند. یکی از شواهدی که می‌تواند از این باور پشتیبانی کند، ماجرای برخورد توپال دریانورد (Topal the Pilot) با شیاطین گربه‌سان چهارپا و دوپا است؛ برخی این موجودات را خاجیت‌های باستانی می‌دانند، در دوره‌ای که آلدمرها (Aldmer) برای نخستین بار در حال کاوش تامریل بودند.

 

نقشه تامریل محل زندگی خاجیت ها

نظریه‌های دیگری خاجیت‌ها را از نسل مهاجران آلدِمری می‌دانند. شباهت ظاهری برخی از گونه‌های خاجیت، به‌ویژه اومِس (Ohmes) و اومِس-راهت (Ohmes-raht)، به انسان‌ها و مِرها، به‌خصوص بوسمرها (Bosmer)، یکی از دلایلی است که برای این نظریه مطرح می‌شود.

با این حال، اسطوره آفرینش خاجیت‌ها داستان متفاوتی را روایت می‌کند و از وجود نیاکانی مشترک میان بوسمرها و خاجیت‌ها سخن می‌گوید. بر اساس این روایت، آزورا (Azurah) مردمان جنگل را که میان شکل حیوان و انسان گرفتار بودند، دگرگون کرد و به آن‌ها اشکال گوناگون خاجیت‌ها را بخشید. اما پس از آنکه یِفری (Y'ffre) از اقدامات آزورا به نیرنی (Nirni) گفت، نیرنی باقی‌مانده مردمان جنگل را به بوسمرها تبدیل کرد و بدین ترتیب، این پیوند میان دو قوم از میان رفت.

فرهنگ هنر و معماری

معماری خاجیت‌ها پیوند عمیقی با باورهای مذهبی آن‌ها دارد و در آن، ماه‌ها جایگاهی مقدس و الهی دارند. فرهنگ کهن خاجیت‌ها را می‌توان به‌خوبی در معماری سنگی باستانی آن‌ها مشاهده کرد؛ بناهایی که قدمت برخی از آن‌ها به دوران بسیار دور بازمی‌گردد. با این حال، بسیاری از این سازه‌های باستانی، از جمله تعدادی از بناهای یادمانی و بزرگ خاجیت‌ها، در طول زمان آسیب دیده و رو به ویرانی گذاشته‌اند. در دوره‌های بعد، سبک‌های معماری جدیدی در میان خاجیت‌ها شکل گرفت که خانه‌های ساخته‌شده روی پایه‌های چوبی و سقف‌های نوک‌تیز از ویژگی‌های اصلی آن‌ها بود. در بسیاری از شهرهای خاجیت‌نشین، معماری جدید و سنتی در کنار یکدیگر دیده می‌شوند و ترکیبی از هر دو سبک را شکل داده‌اند.

عکسی از معماری خاجیت ها

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای معماری خاجیت‌ها، توانایی آن‌ها در سازگار کردن محیط‌های مختلف با نیازهای زندگی است. ریمن (Rimmen) نمونه‌ای برجسته از این مهارت به شمار می‌رود؛ شهری که در دل محیط خشک السوییر همچون واحه‌ای مصنوعی ساخته شده و با استفاده از کانال‌ها و آبراهه‌های عظیم، آب مورد نیاز خود را تامین می‌کند. نمونه دیگری از معماری خاجیت‌ها، ساختمان‌هایی هستند که مستقیماً در دل صخره‌ها و دیواره‌های کوهستانی ساخته شده‌اند. خاجیت‌ها حتی قلمرو ماه جود (Jode) را نیز با حضور خود سازگار کرده‌اند و در آنجا معابد خاجیتی برپا کرده‌اند؛ معابدی که در دوران باستان، کاهنان ماه خاجیت برای ادای احترام به ماه‌ها به آن‌ها سر می‌زدند.

پوشش، زره و سلاح

آب‌وهوای سخت و طاقت‌فرسای السوییر باعث می‌شود پوشیدن لباس‌ها و زره‌های سنگین برای خاجیت‌ها چندان عملی نباشد. خاجیت‌های معمولی که روی دو پا راه می‌روند، اغلب پارچه‌ای رنگارنگ و نسبتاً بزرگ به نام بودِی (Budi) بر تن می‌کنند که علاوه بر نقش پوششی، از بدن آن‌ها در برابر تابش شدید خورشید محافظت می‌کند. این پوشش با بافت‌ها و نوارهایی در سمت راست بدن محکم بسته می‌شود تا هیچ بخشی از خز سینه و بدن در معرض دید قرار نگیرد؛ چراکه نمایش خز بدن در انظار عمومی از نظر فرهنگی رفتاری توهین‌آمیز و ناخوشایند تلقی می‌شود.

مهارت رزمی و آمادگی برای مبارزه جایگاه مهمی در فرهنگ خاجیت‌ها دارد و سلاح‌ها و زره‌های آن‌ها متناسب با اندام ظریف، چابک و انعطاف‌پذیرشان ساخته می‌شود. سبک‌ترین زره‌های خاجیتی معمولاً از پارچه‌های چندلایه یا پوشش‌های بالشتک‌دار ساخته می‌شوند که اطراف شکم و بخش‌های حیاتی بدن را محافظت می‌کنند. زره‌های متوسط از چرم‌های نرم و آزاد طراحی می‌شوند، در حالی که سنگین‌ترین زره‌ها از لایه‌های چرمی تشکیل شده‌اند که روی آن‌ها صفحات فلزی صیقل‌خورده و لاک‌کاری‌شده قرار می‌گیرد. با این حال، خاجیت‌ها از احساس محدودیت و دست‌وپاگیر بودن زره‌های سنگین خوششان نمی‌آید و تنها در خطرناک‌ترین شرایط حاضر می‌شوند زره کامل جنگی بر تن کنند.

تصویری از زره خاجیت ها عکسی از زره خاجیت ها

خاجیت‌ها در انتخاب پوشش علاقه زیادی به رنگ‌ها و ظواهر چشمگیر دارند و همین موضوع باعث شده زره‌های سبک آن‌ها گاهی با لباس‌های معمولی و تزئینی اشتباه گرفته شود. زیورآلات، اشیای تزئینی و انواع طلسم‌ها نیز بخش مهمی از ظاهر آن‌ها را تشکیل می‌دهد و برخی خاجیت‌ها حتی گیاهانی مانند شب‌سایه (Nightshade) را نیز به لباس یا بدن خود می‌آویزند. خالکوبی‌های خاجیتی نیز صرفاً جنبه زیبایی ندارند و اغلب از اهمیت عمیق فرهنگی و مذهبی برخوردارند؛ این نقش‌ها می‌توانند نشان‌دهنده نژاد، قبیله و حتی خدایانی باشند که فرد آن‌ها را می‌پرستد.

خاجیت‌های دو منطقه آنکوئینا (Anequina) و پلّیتین (Pellitine) در طول تاریخ سبک‌های متفاوتی برای طراحی زره و سلاح‌های خود به وجود آورده‌اند. خاجیت‌های آنکوئینا در طراحی تجهیزات خود از سبک دارلوک بری (Darloc Brae) تاثیر گرفته‌اند. اگرچه نماد ماه‌ها تقریباً در تمام تجهیزات خاجیتی دیده می‌شود، این عناصر در زره‌های آنکوئینا اهمیت بسیار بیشتری دارند و تقریباً هر قطعه از این زره‌ها تصویری از ماه‌ها را در خود جای داده است تا احترام و ارادت خاجیت‌ها به آن‌ها را نشان دهد.

در مقابل، خاجیت‌های پلّیتین بیشتر به دنبال ایجاد ظاهری ترسناک و تهدیدآمیز هستند. برای مثال، برخی از کلاه‌خودهای آن‌ها به شکل سر گربه‌دیوهایی طراحی شده‌اند که حالت چهره‌ای خشمگین و دندان‌های نمایان دارند. با وجود تفاوت‌های منطقه‌ای، یک ویژگی تقریباً در تمام سلاح‌ها و تجهیزات خاجیتی مشترک است: سبک‌وزن بودن. چکمه‌ها و دستکش‌های خاجیتی نیز به گونه‌ای طراحی می‌شوند که پنجه‌های طبیعی آن‌ها پوشیده نشود. از دیدگاه خاجیت‌ها، آزاد بودن پنجه‌ها برای انجام حرکات ظریف و سریع دست ضروری است و در عین حال تضمین می‌کند که حتی در صورت از دست دادن سلاح، کاملاً خلع سلاح نشده باشند.

رقص‌های چنگالی (Claw-Dances)

هنر رقص‌های چنگالی (Claw-Dances) که دیگر نژادهای تامریل (Tamriel) آن را با عنوان «باران شن» (Rain-of-Sand) می‌شناسند، به مجموعه‌ای از هنرهای رزمی خاجیت‌ها گفته می‌شود که نقش مهمی در تاریخ و فلسفه این نژاد دارند. این هنرهای رزمی با شیوه‌های دفاعی بدون زره پیوندی نزدیک دارند و در واقع شکلی از مبارزه تن‌به‌تن به شمار می‌روند. رشته‌های گوناگون رقص‌های چنگالی را می‌توان در معبد رقص دو ماه (Temple of Two-Moons Dance) آموخت، هرچند این فنون در صومعه‌های اختصاصی خود نیز آموزش داده می‌شوند؛ صومعه‌هایی که در سراسر استان السوییر با نام آدپتوریا (Adeptoriums) شناخته می‌شوند.

رقص چنگالی خاجیت ها

اگرچه بیشتر مردم رقص‌های چنگالی را نوعی سبک مبارزه می‌دانند، هدف اصلی آن‌ها صرفاً نبرد نیست، بلکه نوعی مدیتیشن و مراقبه محسوب می‌شوند. البته این مراقبه با شیوه‌های رایج میان دیگر نژادها تفاوت زیادی دارد؛ در حالی که مراقبه در میان سایر اقوام معمولاً با سکوت و بی‌حرکتی همراه است، خاجیت‌ها انرژی عصبی و هیجانی خود را از طریق حرکت و فعالیت فیزیکی آزاد می‌کنند. غریزه شکارچی‌گری خاجیت‌ها، در کنار دامنه حرکتی طبیعی چنگال‌هایشان، زمینه شکل‌گیری این هنر رزمی منحصربه‌فرد را فراهم کرده است؛ سبکی که در آن ضربات چنگالی، حرکات سریع و جهش‌های بلند با یکدیگر ترکیب می‌شوند.

زبان

تئاگرا (Ta'agra) زبان مورد استفاده خاجیت‌های السوییر است. اگرچه ساکنان بومی السوییر معمولاً می‌توانند به تامریلیک (Tamrielic) نیز صحبت کنند،اما استفاده از واژه‌ها و عبارت‌های تئاگرا در میان خاجیت‌ها هنگام صحبت کردن به زبان تامریلیک بسیار رایج است.

خاجیت‌ها حتی زمانی که به تامریلیک صحبت می‌کنند، از الگوهای گفتاری و اصطلاحات متمایزی استفاده می‌کنند که به‌عنوان گویش تامریلیک خاجیتی شناخته می‌شود. نام‌های خاجیتی نیز ساختار خاص خود را دارند و اغلب در کنار نام اصلی، از پیشوندها و پسوندهای افتخاری استفاده می‌شود که می‌توانند جایگاه، جنسیت، سن یا موقعیت اجتماعی فرد را نشان دهند.

واژه «Khajiit» خود از دو بخش در زبان تئاگرا، یعنی «khaj» و «-iit» تشکیل شده است. «khaj» به معنای «شن» یا «صحرا» است و پسوند «-iit» به یک شغل یا محل سکونت اشاره دارد. بنابراین، واژه خاجیت را می‌توان به مفاهیمی مانند «ساکن صحرا» یا «کسی که در صحرا کار می‌کند» ترجمه کرد. با این حال، از آنجا که یکی از معمول‌ترین کارهایی که در صحرا انجام می‌شود راه رفتن است، ترجمه رایج‌تر این واژه «رهرو صحرا» یا «صحراگرد» است؛ عنوانی که گاهی برای اشاره به خود خاجیت‌ها نیز استفاده می‌شود.

غذا

مقاله اصلی: آشپزی خاجیتی (Khajiit Cuisine)

راز آشپزی خاجیت‌ها چیست؟ شکر، و مقدار زیادی از آن. هیچ‌کس غذای ترش را دوست ندارد.»
 سایزه (Saizeh)

خاجیت‌ها به علاقه فراوانشان به شیرینی شهرت دارند و از انواع گسترده‌ای از غذاها و دسرهای مخصوص لذت می‌برند. بسیاری از غذاهایی که قبایل کوچ‌نشین خاجیت مصرف می‌کنند، روی آتش اردوگاه پخته می‌شوند. یکی از مهم‌ترین مواد مورد استفاده در آشپزی آن‌ها شکر ماه (Moon Sugar) است؛ ماده‌ای سفید، شیرین و پودری که به‌عنوان ادویه در بسیاری از غذاها استفاده می‌شود. به همین دلیل، بخش قابل‌توجهی از غذاهای خاجیتی طعمی بسیار شیرین دارند. خاجیت‌ها تقریباً هر روز به شکلی از شکر ماه مصرف می‌کنند و استفاده مداوم از آن باعث شده بدنشان در برابر مقادیر بالایی از این ماده مقاومت پیدا کند؛ مقادیری که ممکن است برای نژادهای دیگر مرگبار باشد. بسیاری از مردم سایر فرهنگ‌ها حتی تحمل شیرینی شدید غذاهای خاجیتی را ندارند و برخی از این غذاها می‌توانند برای افراد غیرخاجیت خطرناک باشند.

غذاهای خاجیت ها

علاقه خاجیت‌ها به شکر ماه تنها به آشپزی محدود نمی‌شود. این ماده علاوه بر استفاده به‌عنوان چاشنی و یکی از مواد مورد استفاده در کیمیاگری، در برخی مراسم مذهبی برای بزرگداشت خدایان نیز کاربرد دارد. خاجیت‌ها باور دارند شکر ماه در حقیقت «نور ماه متبلورشده» است؛ نوری که در آب‌های دریای توپال (Topal Sea) گرفتار شده و به‌واسطه قدرت جزرومد با نیشکر درآمیخته است. خاجیت‌ها معتقدند با مصرف شکر ماه، بخش کوچکی از روح جاودانه خدایان خود را در وجودشان جذب می‌کنند و رویاها و تصاویری که پس از مصرف آن می‌بینند، پیام‌هایی هستند که ماه‌های دوقلو برایشان فرستاده‌اند تا کاهنان آن‌ها را تفسیر و تعبیر کنند.

یکی از باورهای مذهبی خاجیت‌ها این است که آزورا (Azurah) شکر ماه را به آن‌ها هدیه داده است. همچنین گفته می‌شود سانگین (Sangiin) با ریختن خون انگورها، راز تهیه شراب را به خاجیت‌ها آموخته است.

برخی از قبایل کوچ‌نشین خاجیت پیش از صرف غذا با مهمانان، مراسمی ویژه برگزار می‌کنند. در این آیین، نخستین غذا کیک است که شکلی گرد دارد و روی پارچه‌ای در محل نشستن هر یک از شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد. میزبان برای هر فرد یک بشقاب کیک، چند تکه پارچه و یک پارچ حاوی مایعی طلایی‌رنگ آماده می‌کند. سپس یک پارچه روی زمین یا محل غذاخوری قرار می‌دهد، کیک را روی آن می‌گذارد، مقداری شکر ماه روی کیک می‌پاشد و دقیقاً چهار قطره از مایع طلایی را روی کیک می‌چکاند. این کار برای تک‌تک حاضران، دقیقاً به همین شکل تکرار می‌شود.

پس از آن، همه شرکت‌کنندگان خود را معرفی می‌کنند. هنگامی که نام آخرین نفر گفته شد، خاجیت‌ها ابتدا کیک‌های خود را لیس می‌زنند و سپس آن‌ها را می‌خورند. افراد غیرخاجیت نیازی به خوردن کیک ندارند و می‌توانند تنها آن را به دهان خود نزدیک و لمس کنند؛ چراکه کیک حاوی شکر ماه است. همین تماس کیک با دهان برای کامل شدن معنای آیین کافی است.

کسانی که همراه یک قبیله خاجیتی در این مراسم کیک می‌خورند، دست‌کم برای مدتی دوست و مورد اعتماد قبیله به شمار می‌روند. خاجیت‌ها ممکن است در همان روزی که مراسم برگزار شده، از یک غریبه محافظت کنند؛ اما اگر در آینده دوباره با او روبه‌رو شوند، هیچ تعهدی برای ادامه رفتار دوستانه با او نخواهند داشت.

حق با توئه؛ ترجمه قبلی کمی تحت‌اللفظی و نامانوس شده بود. این نسخه روان‌تر و خواناتر است:

جشن آواز شکر (Festival of Sugar-Singing):

بر اساس لور The Elder Scrolls، اطلاعات مستقیمی درباره جزئیات مراسم «جشن آوازخوانی شکر» زیاد نیست، اما یک نکته مهم درباره آن در The Elder Scrolls Online وجود دارد. این جشن یک آیین و جشنواره فرهنگی خاجیتی است که در دوران دوم در سرزمین السوییر رواج داشته است. نام آن به شکر ماه (Moon Sugar)، ماده‌ای که بخش بسیار مهمی از فرهنگ، آشپزی و باورهای مذهبی خاجیت‌هاست، اشاره دارد. منابع لور همچنین نشان می‌دهند که آواز و موسیقی در فرهنگ خاجیت جایگاه مهمی دارند و بخشی از شیوه ابراز هویت و سنت‌های آنان محسوب می‌شوند. برای همین می‌توان «آوازخوانی شکر» را در چارچوب فرهنگ خاجیت، جشنی مرتبط با موسیقی، شادی و اهمیت شکر ماه دانست؛ هرچند جزئیات دقیق مراسم در منابع رسمی شرح داده نشده است.

نکته جالب‌تر، ممنوع شدن این جشن توسط تالمور (Thalmor) در بخش بزرگی از شهرهای قلمرو آلدِمری است. در متن Response to Citizen Inquiries، یکی از شهروندان درباره برگزاری جشن «Sugar-Singing» پرسش می‌کند و پاسخ رسمی تالمور می‌گوید که این جشن همچنان در بیشتر شهرهای بزرگ ممنوع خواهد بود، زیرا برگزاری آن در مناطقی که به‌صورت آزمایشی اجازه برگزاری پیدا کرده بود، باعث «اختلال در کسب‌وکار و آرامش خانگی» شده است.

البته لحن این پاسخ عمداً اداری و تا حدی طعنه‌آمیز است و اطلاعات دقیقی درباره اینکه در خود جشن چه اتفاقی می‌افتاده ارائه نمی‌کند. بنابراین نمی‌توان با اطمینان گفت که مردم دقیقاً چه آوازهایی می‌خواندند، چه مراسمی انجام می‌دادند یا میزان مصرف شکر ماه در آن چقدر بوده است. چیزی که از لور می‌توان با اطمینان گفت این است که Sugar-Singing یک جشن فرهنگی خاجیتی بوده و تالمور آن را آن‌قدر مسئله‌ساز می‌دانسته که در بیشتر شهرهای مهم ممنوعش کرده است.

از نظر جهان‌سازی، همین ممنوعیت نکته جالبی دارد: تالمور در ظاهر دلیل ممنوعیت را حفظ نظم عمومی و جلوگیری از اختلال در زندگی روزمره اعلام می‌کند، اما قرار گرفتن یک جشن سنتی خاجیتی در فهرست چیزهایی که حکومت آلدِمری کنترل می‌کند، نشان می‌دهد که فرهنگ خاجیت‌ها در دوران دوم همیشه کاملاً آزاد و مستقل از قدرت سیاسی نبوده است. در نتیجه، جشن آوازخوانی شکر را می‌توان نمونه‌ای کوچک از برخورد میان سنت‌های محلی خاجیت‌ها و ساختار حکومتی آلدِمری دانست.

بهداشت و پزشکی

خاجیت‌ها برای مراقبت از چنگال‌هایشان از سنگ‌های مخصوصی استفاده می‌کنند که به کمک آن‌ها می‌توان چنگال‌ها را شکل داد، سوهان کشید و لایه‌های فرسوده آن‌ها را جدا کرد. در خانه نیز ممکن است یک میله چوبی ضخیم که با طنابی محکم پوشانده شده، کنار میز آرایش قرار داشته باشد تا برای مراقبت و سوهان کشیدن چنگال‌ها از آن استفاده شود.

خاجیت‌های الفیک (Alfiq) و سنچ (Senche) به‌خصوص به نظافت خود به شیوه‌ای شبیه گربه‌ها معروف هستند. آن‌ها برای تمیز کردن خز و پنجه‌هایشان از زبان خود استفاده می‌کنند. بااین‌حال، معمولاً ترجیح می‌دهند این کار را در خلوت انجام دهند؛ همان‌طور که برای حمام کردن نیز به دنبال مکانی خصوصی می‌گردند.

سرگرمی

شکر جویدنی (Chewing Sugar) نوعی شکر ماه غلیظ و فشرده است که تاجران بانداری (Baandari) علاقه زیادی به جویدن آن دارند. این ماده را معمولاً در جعبه‌های مخصوصی به نام چاوباکس (Chawbox) نگهداری می‌کنند.

این نسخه را از این به بعد با نثر طبیعی‌تر و مناسب مقاله فارسی ترجمه می‌کنم، نه ترجمه کلمه‌به‌کلمه.

بله. چند مورد در ترجمه قبلی از نظر اصطلاحات لور دقیق نبود؛ به‌خصوص Mane، Clan Mothers، Saltrice، Moon-Singers، Po' Tun و Lilmothiit. نسخه اصلاح‌شده:

جامعه و فرهنگ خاجیت‌ها

مِین (Mane) عالی‌ترین مقام سیاسی و مذهبی در میان خاجیت‌ها و رهبر غیررسمی آنان است. مِین در السوییر نقشی بسیار مهم در هدایت و اتحاد جوامع خاجیتی دارد و جایگاه او تنها به یک عنوان سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه با باورهای مذهبی و سنت‌های کهن خاجیت‌ها نیز پیوند خورده است. بااین‌حال، مِین یک نژاد یا گونه متفاوت از خاجیت‌ها نیست و از نظر جسمانی می‌تواند مانند هر خاجیت دیگری باشد؛ آنچه او را متمایز می‌کند جایگاه و ماهیت منحصربه‌فرد اوست. طبق سنت خاجیتی، در هر زمان تنها یک مِین می‌تواند زنده باشد، زیرا خاجیت‌ها باور دارند مِین در حقیقت موجودی واحد است که با گذشت زمان در بدن‌های مختلف دوباره متولد می‌شود. مشخص نیست این باور تا چه اندازه حقیقت داشته باشد، اما تاکنون هیچ مورد ثبت‌شده‌ای از حضور هم‌زمان چند مِین و رقابت آن‌ها برای به دست گرفتن قدرت وجود نداشته است.

مین عالی ترین مقام سیاسی مذهبی خاجیت

خاجیت‌ها را می‌توان به‌طور کلی به دو شیوه متفاوت زندگی تقسیم کرد. در جنوب السوییر، جنگل‌های سرسبز و حوضه‌های رودخانه‌ای محل زندگی خاجیت‌هایی است که از تمدنی باسابقه برخوردارند. این منطقه سنت‌های تجاری و بازرگانی بسیار قدیمی دارد و اشرافیت کشاورزی باثباتی در آن شکل گرفته که اقتصادش تا حد زیادی بر صادرات برنج شور (Saltrice) و شکر ماه (Moon Sugar) استوار است. جنوب السوییر همچنین به داشتن فرهنگی هنری و پویا شهرت دارد. این سبک زندگی تفاوت زیادی با خاجیت‌های شمال دارد؛ خاجیت‌های نواحی خشک و علفزارهای شمالی بیشتر به شکل قبایل کوچ‌نشین یا گروه‌هایی سازمان‌یافته بر پایه دسته‌های خاجیتی زندگی می‌کنند. در این مناطق، غارتگران خشن و قلمروطلب گاهی تحت فرمان یک رئیس واحد با یکدیگر متحد می‌شوند.

با این حال، بسیاری بر این باورند که قدرتمندترین نیرو در میان جامعه خاجیت‌ها مادران قبیله (Clan Mothers) هستند. در نهایت، این آن‌ها هستند که بر برداشت و فرآوری شکر ماه نظارت دارند و همین موضوع باعث شده است نفوذ زیادی در جامعه خاجیت‌ها پیدا کنند.

خاجیت‌ها در طول تاریخ بارها با خطر ربوده شدن و فروخته شدن به‌عنوان برده روبه‌رو بوده‌اند؛ به‌ویژه از سوی برده‌داران موروویند. این تهدید برای سال‌های طولانی یکی از نگرانی‌های جدی جوامع خاجیتی بوده است.

پیپ تشریفاتی شکر ماه خاجیت‌ها

خاجیت‌ها اغلب شکر ماه را «نور ماهِ بلورین‌شده» می‌نامند. آن‌ها باور دارند این ماده از نور ماهی تشکیل شده که در آب‌های درخشان دریای توپال (Topal Sea) به دام افتاده و سپس جزرومد آن را به سمت مزارع نیشکر جنگل تنمار (Tenmar Forest) می‌برد؛ جایی که این ماده تحت هدایت هِرِمورا (Hermorah) قرار می‌گیرد.از دید خاجیت‌ها، هنگام مصرف شکر ماه، در حقیقت بخشی کوچک از روح جاودان خدایان ماه، جون (Jone) و جود (Jode) را در خود وارد می‌کنند. همین باور و اثر شکر ماه باعث می‌شود مصرف‌کنندگان وارد حالتی از سرخوشی شدید و بی‌پروایی شوند؛ تا جایی که گفته شده خیابان‌های شهرهای بزرگ السوییر گاهی از خاجیت‌هایی پوشیده می‌شود که در اثر مصرف شکر ماه دچار لرزش و حملات ناشی از آن شده‌اند.

پیپ تشریفاتی خاجیت ها

با وجود اعتیادآور بودن شدید شکر ماه، این ماده بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی خاجیت‌ها و مهم‌ترین کالای صادراتی السوییر محسوب می‌شود. شکر ماه هم به شکل خام و هم پس از فرآوری از السوییر خارج می‌شود و بخش قابل توجهی از آن نیز به صورت قاچاق وارد بازارهای دیگر می‌شود. تجارت شکر ماه همچنین به شکل‌گیری یک بازار سیاه گسترده کمک کرده است؛ به‌طوری که گفته می‌شود در میان خاجیت‌ها تقریباً می‌توان هر چیزی را خرید و فروش کرد.

خاجیت‌های قبایل بیابانی معمولاً مردگان خود را تنها با توده کوچکی از سنگ‌ها، موسوم به کِرن (Cairn)، دفن می‌کنند. این نوع قبرها به‌راحتی قابل پیدا کردن و گشودن هستند و همین مسئله باعث می‌شود اجساد آن‌ها در معرض دسترسی نکرومانسرها (Necromancers) قرار بگیرد.[46]

آوازخوانان ماه

آوازخوانان ماه (Moon-Singers) حافظان دانش و روایتگران داستان‌ها و افسانه‌های کهن خاجیت‌ها هستند. آن‌ها از این نظر شباهت زیادی به ریسندگان بوسمری (Bosmeri Spinners) و واتشران‌های ریچ‌فولک (Reachfolk Vateshrans) دارند و در میان خاجیت‌ها از احترام فراوانی برخوردارند. بیشتر آوازخوانان ماه در السوییر زندگی می‌کنند.

دانش مربوط به برخی داستان‌های باستانی، مانند افسانه خونزار-ری (Khunzar-ri) و شیاطین، میان چندین آوازخوان ماه تقسیم شده است. هدف از این کار حفظ اسرار این داستان‌هاست؛ به این معنا که هیچ فرد واحدی تمام جزئیات و رازهای روایت را در اختیار ندارد.

هنرهای رزمی و سلاح‌ها

اگرچه بیشتر خاجیت‌ها ترجیح می‌دهند از چنگال‌های تیز و جمع‌شونده خود به‌عنوان سلاح استفاده کنند و هنرهای رزمی مختلف خاجیتی مانند گات‌فنگ (Goutfang)، نیش نجواگر (Whispering Fang) و راولیت خاج (Rawlith Khaj) را به کار بگیرند، بسیاری از آن‌ها در استفاده از سلاح‌هایی مانند شمشیر سابِر (Sabre)، شمشیر خمیده (Scimitar)، خنجر و کمان بلند نیز مهارت پیدا کرده‌اند.

تخصص رزمی انتخاب‌شده یک خاجیت اغلب در نام‌های مردانه خاجیتی نیز بازتاب پیدا می‌کند. آن‌ها با استفاده از پیشوندهایی در نام خود، جایگاه و مهارتشان در زندگی را نشان می‌دهند. بااین‌حال، خاجیت‌ها در استفاده از عناوین احتیاط زیادی به خرج می‌دهند، زیرا استفاده هم‌زمان از دو عنوان معمولاً نشانه غرور بیش از حد یا ناآگاهی فرد تلقی می‌شود.

مدت‌هاست این احتمال مطرح شده که خاجیت‌ها ممکن است به نوعی با پو'تون (Po' Tun)، که امروزه با نام کا پو' تون (Ka Po' Tun) شناخته می‌شوند، ارتباط داشته باشند. پو'تون‌ها مردمانی گربه‌سان از سرزمین آکاویر (Akavir) هستند. همچنین احتمال ارتباط میان خاجیت‌ها و لیل‌موتیت (Lilmothiit) نیز مطرح شده است؛ نژادی جانوری با ظاهری شبیه روباه که زمانی در باتلاق سیاه (Black Marsh) زندگی می‌کردند. با این حال، هیچ‌کدام از این ارتباط‌ها تاکنون به‌طور قطعی اثبات نشده‌اند.

قبایل خاجیت

مدت‌ها پیش از آنکه آنکوئینا (Anequina) و پلّیتین (Pellitine) در قالب یک پادشاهی واحد متحد شوند، شانزده قبیله خاجیتی در سراسر این استان پرسه می‌زدند. این قبایل آزادانه به مناطقی می‌رفتند که به آن‌ها نیاز داشتند، اما بعدها معمولاً هر قبیله را به یک منطقه یا قلمرو مشخص نسبت می‌دادند. با افزایش فشارهای خارجی و تخصص پیدا کردن قبایل در حوزه‌های گوناگون، ارتباط دادن هر قبیله با یک منطقه خاص معنای بیشتری پیدا کرد. سرانجام، شانزده قبیله به شانزده پادشاهی تبدیل شدند.

لالایی‌ای با نام هاسا ژاژا (Hasa Zha'ja) توضیح می‌دهد که این قبایل چگونه نام‌های خود را به دست آوردند، در حالی که شعری با عنوان ژان ژاب (Zhan Zhab) از دوره‌ای سخن می‌گوید که نام قبایل به‌تدریج برای اشاره به نام مناطق جغرافیایی مورد استفاده قرار گرفت. در پی طاعون تِراسیا (Thrassian Plague)، این شانزده قبیله یا وظایف و نقش‌های سنتی خود را تغییر دادند یا در اثر گرسنگی و دیگر سختی‌ها از میان رفتند. در نهایت، این قبایل عملاً به دو گروه اصلی تبدیل شدند که از نظر جغرافیایی و ایدئولوژیک از یکدیگر جدا بودند؛ همان دو جامعه‌ای که بعدها با نام‌های آنکوئینا و پلّیتین شناخته شدند.

بااین‌حال، قبایل جدیدی نیز در دوره‌های بعدی پدیدار شدند.

در ادامه فهرستی از قبایل خاجیتی‌ای آمده است که نامشان در منابع ثبت شده است. قبایل دیگری نیز وجود دارند، اما نام آن‌ها ثبت نشده و به همین دلیل در این فهرست قرار نگرفته‌اند. برای آشنایی با قبایل خاجیتِ خون‌آشام، به فهرست مربوط به قبایل خون‌آشام در السوییر مراجعه کنید.

دوره‌گردان بانداری

دوره‌گردان بانداری (Baandari Pedlars) که معمولاً به اختصار بانداری (Baandari) نامیده می‌شوند، قبیله‌ای از بازرگانان کوچ‌نشین خاجیتی هستند که در سراسر تامریل (Tamriel) سفر می‌کنند. محدوده سفر آن‌ها از بخش‌های شمالی خلیج ایلیاک (Iliac Bay) و ریچ غربی (Western Reach) گرفته تا سرزمین‌های الفی والنوود (Valenwood) و جزایر سامرست (Summerset Isles) امتداد دارد.

دوره گردان باندری از قبایل خاجیک

با وجود خصومتی که از سوی دیگر نژادها تجربه می‌کنند، بانداری‌ها هنگام عضوگیری چندان سخت‌گیر نیستند و حتی افراد غیرخاجیت را نیز در میان خود می‌پذیرند.

آن‌ها بر اساس مجموعه قوانینی رفتاری به نام «قانون بانداری» (Baandari Code) زندگی می‌کنند. این قانون می‌گوید اشیایی که بدون صاحب رها شده‌اند، در واقع قابل تصاحب و جمع‌آوری هستند؛ فروشندگان بانداری باید پیشگویی‌هایی را که مشتریان دوست دارند باور کنند برایشان بازگو کنند؛ و باید ارزش و کاربرد یک محصول را تا بالاترین حد ممکن برای مشتری تضمین کنند. قبیله بانداری این شیوه زندگی را نسل به نسل حفظ کرده و آن را تنها راه زندگی خود می‌داند.

بانداری‌ها خود را «توله‌های سرگردان» (wandering litter) خدای راهزن، بان دار (Baan Dar)، می‌دانند؛ خدایی که در جنوب تامریل پرستش می‌شود. آن‌ها خواست و اراده این خدا را در زندگی خود دنبال می‌کنند و حتی نامشان نیز به همین ارتباط اشاره دارد.

قبیله ایدها-هارا

قبیله ایدها-هارا (Clan Idha-hara) یک قبیله خاجیتی بود که در شهر سان‌پورت (Sunport) واقع در جزیره سولستیس (Solstice) نفوذ زیادی داشت.

بر اساس گفته‌های یک زن خاجیتی به نام اودیا (Udeya) که ادعا می‌کرد از خویشاوندان دور این قبیله است، ایدها-هارا بهترین خاندان بازرگان در سان‌پورت بود. او حتی معتقد بود اگر اعضای قبیله بخواهند، به‌راحتی می‌توانند کنترل شهر را در دست بگیرند.

بیرون‌روهای گارد بیابان

بیرون‌روهای گارد بیابان (Duneguard Outwalkers) که در اصل با نام قبیله داکارن (Dakarn Clan) شناخته می‌شدند، گروهی از راهزنان خاجیتی بودند که در مارچ ریپر (Reaper's March)، در آن سوی مرز استانی، با رنجرهای واین‌داست (Vinedusk Rangers) از والنوود وارد جنگ شدند.

قبیله ای از خاجیت ها

این قبیله در سال‌های پایانی امپراتوری دوم (Second Empire) فعال بود. بازماندگان این قبیله بعدها با نام امروزی خود، یعنی بیرون‌روهای گارد بیابان، شناخته شدند.

فاآشه

درباره فاآشه (F'aashe) اطلاعات چندانی در دست نیست. آن‌ها در دوران بحران آمبریل (Umbriel Crisis) در منطقه‌ای از السوییر، در غرب ریمن، سکونت داشتند و قبیله‌ای آزاد بودند که اجازه ورود به شهر ریمن (Rimmen) را نداشتند.

در منطقه آن‌ها شکر ماه کمیاب بود، در حالی که این ماده در شهر بیگانه‌ستیز ریمن به مقدار فراوان یافت می‌شد. به همین دلیل، تعدادی از جنگجویان فاآشه پذیرفتند که آتری‌بوس مِید (Attrebus Mede) را برای متوقف کردن شهر پرنده آمبریل (Umbriel) همراهی کنند؛ این تصمیم تا حدی به‌عنوان قدردانی از او برای خرید این کالای حیاتی از ریمن گرفته شد.

آن‌ها برای رسیدن به آمبریل از میان قلمروهای مختلف اوبلیویون (Oblivion) عبور کردند و امیدوار بودند پیش از رسیدن آمبریل به وَردِن‌فِل (Vvardenfell) خود را به آنجا برسانند. بااین‌حال، جنگجویان خاجیتی که آتری‌بوس را همراهی می‌کردند، در میدان‌های شکار (Hunting Grounds) کشته شدند تا آتری‌بوس بتواند از تعقیب هِرسین (Hircine) فرار کند.[3]

نِ کویین-آل

نِ کویین-آل (Ne Quin-al) یا نِ کویین‌ال (Ne Quin'al) قبیله‌ای از جنگجویان بودند که در رشته‌های مختلف هنرهای رزمی و تاکتیک‌های نبرد آموزش دیده بودند. نام منطقه جغرافیایی آنکوئینا نیز از نام این قبیله گرفته شده است.

پس از آنکه شانزده قبیله اصلی السوییر در نهایت به دو گروه بزرگ تقسیم شدند، نِ کویین-آل از نظر جغرافیایی از پاآلاتین (Pa'alatiin) جدا شدند و در مناطق خشک و شمالی سرزمینی که امروزه آنکوئینا نامیده می‌شود، سکونت اختیار کردند. آن‌ها همچنان به زندگی کوچ‌نشینی و پیروی از سنت‌های قبیله‌ای خود ادامه دادند.[51]

پاآلاتین

پاآلاتین (Pa'alatiin) قبیله‌ای از کشیشان ماه (Moon-Priests) بودند که در میان تمام قبایل خاجیتی زندگی می‌کردند. نام منطقه جغرافیایی پلّیتین نیز از نام همین قبیله گرفته شده است.

آن‌ها در جریان طاعون تِراسیا، زمانی که ساختارهای اجتماعی در حال دگرگونی بود، در جنوب السوییر و به‌ویژه شهر سِنچال (Senchal) نقش مهمی ایفا کردند و به مردم کمک رساندند.

پس از آنکه شانزده قبیله اصلی السوییر به دو گروه تقسیم شدند، پاآلاتین از نظر جغرافیایی از نِ کویین-آل جدا شد و در منطقه جنوبی‌ای که امروزه پلّیتین نام دارد ساکن شد. این قبیله به‌شدت تحت تاثیر نیروها و فرهنگ‌های خارجی قرار گرفت. در واقع، بسیاری از سنت‌های خود را از سرزمین‌های دیگر الگوبرداری کردند و ساختارهای سیاسی و اجتماعی‌ای به وجود آوردند که بیش از همه به جوامع های راک (High Rock) و سایرودیل (Cyrodiil) شباهت داشت.[51][57]

غرور آلکوش

غرور آلکوش (Pride of Alkosh) قبیله‌ای از جنگجویان است که توسط جاداری (Ja'darri)، نخستین قهرمان آلکوش (Alkosh)، بنیان‌گذاری شد.

بچه‌خاجیت‌هایی که هنگام کسوف به دنیا می‌آیند اما قرار نیست به مِین تبدیل شوند، به این قبیله سپرده می‌شوند. این افراد با عنوان مِین‌های فراموش‌شده (Forgotten Manes) شناخته می‌شوند. آن‌ها به آلکوش خدمت می‌کنند و آموزش می‌بینند تا از سرزمین السوییر محافظت کنند.

اعضای غرور آلکوش در کنار گارد اژدها (Dragonguard) برای از بین بردن تهدید اژدهایی به نام لاتوولون (Laatvulon) در السوییر جنگیدند. این قبیله همچنین ارتباط نزدیکی با یک اثر باستانی قدرتمند به نام نقاب آلکوش (Mask of Alkosh) دارد.

سِنچال

سِنچال (Senchal) قبیله‌ای از کشتی‌سازان و ملوانان بودند که به سفر میان بنادر مختلف شهرت داشتند. آن‌ها معمولاً در منطقه‌ای گرد هم می‌آمدند که امروزه شهر سِنچال در آن قرار دارد.

با گذشت زمان، محل فرود و استقرار آن‌ها به شهری پررونق تبدیل شد و رهبر قبیله نیز به‌عنوان رهبر این شهر منصوب شد.

شکل و ریخت خاجیت‌ها

شکل ظاهری و ساختار بدنی خاجیت‌ها برخلاف بسیاری از نژادهای دیگر، نه بر اساس ظاهر یا ویژگی‌های والدین، بلکه بر اساس تاریخ تولد آن‌ها تعیین می‌شود این ویژگی ارتباطی مستقیم و جدایی‌ناپذیر با مراحل جونه (Jone) و جود (Jode)، یعنی خدایان ماه، و همچنین شبکه قمری (Lunar Lattice) دارد؛ ساختاری که خاجیت‌ها آن را جا-خاجای (ja-Kha'jay) نیز می‌نامند.

شکل و ریخت خاجیت ها

خاجیت‌ها بلافاصله پس از تولد، از نظر ظاهری شباهت زیادی به یکدیگر دارند و جثه‌شان نیز از نوزادان انسان کوچک‌تر است. با گذشت تنها چند هفته، تفاوت‌های ظاهری میان آن‌ها به‌تدریج آشکار می‌شود و شکل و ساختار بدن هر خاجیت مشخص‌تر می‌گردد. رشد خاجیت‌ها نیز در این دوره سریع‌تر از انسان‌هاست.با وجود تفاوت‌های فراوان در ظاهر و اندازه، طول عمر خاجیت‌ها تقریباً با انسان‌ها برابری می‌کند.

شکل بدنی یک خاجیت در هنگام تولد تعیین می‌شود و او تا پایان عمر در همان شکل باقی می‌ماند. این ویژگی نباید با تغییر شکل یا دگردیسی اشتباه گرفته شود؛ زیرا این فرایند با لیکنتروپی (Lycanthropy)، یعنی نفرین گرگینه شدن و دیگر اشکال دگردیسی، تفاوت دارد. بااین‌حال، خاجیت‌ها نیز می‌توانند به گرگینه تبدیل شوند. البته لیکنتروپی در میان خاجیت‌ها عملی بدعت‌آمیز و مخالف باورهای مذهبی محسوب می‌شود، زیرا با اصول و نظم شبکه قمری (Lunar Lattice) در تضاد است.

این مقاله به روز رسانی میشود....