کایمرها (به زبان آلدِمِریس: مردم شمال  که «قوم تغییریافته» ، «دگرگون‌شدگان»  یا «ولوتی»  نیز نامیده می‌شدند، نژادی باستانی از مِرهایی (الف‌ها) بودند که اجداد مستقیم دانمرها (الف‌های تاریک) به شمار می‌روند. قبیله های کایمر، پیامبر خود ولوث (Veloth) را از سرزمین‌های اجدادی الف‌ها در جنوب غربی دنبال کردند تا در سرزمین‌هایی که امروزه به نام موروویند (Morrowind) شناخته می‌شود سکنی گزینند. همان‌طور که در ظاهر آلمالکسیا (Almalexia) و وایک (Vivec) دیده می‌شود، کایمرها پوستی طلایی‌رنگ شبیه به آلتمرها (Altmer) داشتند.

در این مقاله می‌خوانیم:

تاریخچه

کایمرها یکی از چندین نژادِ مِر (واژه‌ای اصیل به معنای الف‌ها) در دوران مِرِتیک ( دورانی بسیار کهن و پیش از ثبت تاریخ مکتوب ) بودند که از نوادگان آلدمرها (نژاد اولیه و اجداد تمام الف‌ها) به شمار می‌رفتند. اما برخلاف سایر خویشاوندان الفی خود، به‌ویژه دوئمرها (الف‌های مهندس و متکی بر فناوری)، ظاهراً علاقهٔ بیشتری به پرستش ددراها (خدایان و موجودات قدرتمند، جاودان و فرامادی) داشتند؛ چرا که آن‌ها را قدرتمندتر و در نتیجه شایسته‌تر از ادراها (خدایان سنتی و آفرینندهٔ جهان مادی) برای پرستش می‌دانستند. به دلیل همین اختلافات عمیق بر سر باورهای مذهبی، کایمرها در نهایت جزایر سامرست ( موطن اجدادی و مهد تمدن الف‌ها) را به مقصد سرزمینی جدید ترک کردند. آن‌ها به عنوان «کلان‌های الفی پویا، جاه‌طلب و دارای طول عمر بالا که وقف پرستش بنیادگرایانهٔ اجداد خود بودند» توصیف شده‌اند.


مردم ولوث

پیامبر ولوث تحت الهام و هدایت بوئثیا (شاهزادهٔ ددرایی که با شکست دادن خدای پیشین الف‌ها، رازهای پرستش واقعی اجداد را به او آموخت)، مردمش را با راهنمایی «سه ددرای نیک» (بوئثیا، آزورا و مفالا) از سرزمین‌های اجدادی‌شان در جنوب غربی هدایت کرد تا در سرزمین‌هایی که امروزه به نام موروویند شناخته می‌شود (و در آن زمان "رِزدِین" نام داشت) مستقر شوند.

مردم و ولوث در لور elder scroll

 

در آن‌جا آن‌ها با دوئمرها مواجه شدند؛ گروهی از الف‌های فوق‌العاده پیشرفته از نظر فناوری و معماری که عقل‌گرایی را بر ایمان ترجیح داده و باورهای مذهبی کایمرها و پرستش ددراها را به تمسخر می‌گرفتند. این اختلافات عمیق عقیدتی و دینی در نهایت منجر به درگیری‌ها و نبردهای جدی میان کایمرها و دوئمرهای بومی شد.


جنگ با نیدها

در مقطعی از تاریخ، کایمرها وارد جنگی خونین با نیدها (انسان‌های باستانی قاره تامریل و اجداد نژادهای انسانی امروزی) شدند که از مناطق اسکایریم و سیرودیل به قلمرو آن‌ها حمله کرده بودند. پس از چند سال نبرد سخت، نیدها موفق شدند منطقه‌ای راهبردی به نام استون‌فالز (سرزمینی کوهستانی و آتش‌فشانی در موروویند) را تحت کنترل خود درآورند.

تصویری از استون فالز که کایمرها در اون هستن

در پاسخ به این نفوذ، ارتش کایمر با گذر از دریای داخلی (پهنهٔ آبی میان خاک اصلی و جزیرهٔ واردن‌فل)، نیروهای کمکی تازه‌نفس را وارد نبرد کرد. در اوج محاصره، دو فرماندهٔ برجستهٔ کایمر (ژنرال بالرِث و لگات سادال ) همراه با گروهی کوچک از نیروهای زبده به یک ویرانهٔ ددرایی پناه بردند.

در آن‌جا، آن‌ها دست به آیین و فداکاری بزرگی زدند: جان خود را قربانی کردند تا با استفاده از جادوی کهن ددرایی، دو هیولای عظیم‌الجثه و قدرتمندِ متولدشده از آتش را به نام «برادران نزاع» (Brothers of Strife) خلق کنند. این موجودات جادویی متجاوزان را در هم کوبیدند و بخش اعظمی از ارتش نیدها را نابود ساختند.

از آن‌جا که کایمرها بعدها در سال 700 دوران اول (1E 700) در پی نفرین آزورا تغییر شکل یافته و به دانمر (الف‌های تاریک) تبدیل شدند، مشخص است که این نبرد سهمگین پیش از دگرگونی نژادی آن‌ها رخ داده است.

 

اختلافات با دوئمرها

در نهایت، دوئمرها و کایمرها پس از استقرار در سرزمین «رِزدِین» دچار درگیری‌های عمیق شدند. بخش عمدهٔ این منازعات ناشی از اختلافات بنیادی بر سر خدایان بود، اما علاوه بر آن نقل شده است که کایمرها (که قبایلی صحرانشین و متکی به منابع سطحی بودند ) حسرتِ داشتن سرزمین‌های غنی، قلعه‌های سنگی مستحکم و قلمروهای پیشرفته‌ای را می‌خوردند که تحت کنترل دوئمرها قرار داشت. در ابتدا، دوئمرها تنها متحمل یورش‌های کوچک، پراکنده و دستبردهای مرزی از سوی کلان‌های کایمر می‌شدند، اما با گذشت زمان و افزون شدن نفوذ دو نژاد، این اصطکاک‌ها به جنگ‌های مرزیِ پیاپی بدل شد و کینه‌توزی‌ها و خصومت‌های میان آن‌ها به مراتب شدت گرفت.

در حالی که دوئمرها قومی عقل‌گرا، متکی به علم و ناپیداباور (Agnostic) بودند که دلیل، منطق و معماری مکانیکی را بر هرگونه ایمان ترجیح می‌دادند و خدایان را صرفاً نیروهای طبیعی قابل تحلیل و کنترل می‌دانستند، کایمرها پرستندگان سرسخت ددراها (به‌ویژه سه ددرای نیک: بوئثیا، آزورا و مفالا) به شمار می‌رفتند. از دیدگاه کایمرها، این نگرشِ مادّی‌گرایانه، تحقیر مذهب و بی‌ایمانیِ دوئمرها، نه یک باور شخصی، بلکه کفرگویی و توهینی مستقیم و نابخشودنی به خدایان و سنت‌های مقدس اجدادی‌شان تلقی می‌شد؛ شکافی عمیق که راه را برای دشمنی‌های خونین بعدی هموار ساخت.

مجلس اول 

با گسترش تهدید و تهاجم امپراتوری نوردها  که از تفرقه و جنگ‌های داخلی میان کایمرها و دوئمرها سوءاستفاده کرده و بخش‌های وسیعی از سرزمین «رِزدِین» را به تصرف درآورده بودند  خطری وجودی هر دو نژاد را تهدید کرد. این شرایط بحرانی باعث شد تا کینه‌های دیرینه به فراموشی سپرده شود و قانونی بی‌سابقه برای شکل‌گیری یک اتحاد نظامی میان کایمرها و دوئمرها وضع گردد.

در این میان، دومک (پادشاه بزرگ دوئمرها) و اندوریل نروار (که به عنوان «هورتیتور» یا رهبر و فرماندهٔ ارشد خاندان‌های بزرگ و قبایل کایمر انتخاب شده بود)، با تکیه بر دوستی و احترام متقابلی که میانشان شکل گرفته بود، رهبری این کارزار را بر عهده گرفتند تا متجاوزان نورد را سرکوب کنند.

اتحاد دومک و نروار و ایجاد مجلس اول از لور کایمر ها

آن‌ها توانستند نیروهای متحد هر دو نژاد را بازسازی و هماهنگ سازند و در نبردی موفقیت‌آمیز، اشغالگران نورد را شکست داده و آن‌ها را به کلی از خاک رِزدِین بیرون برانند. با این پیروزی درخشان، «مجلس اول» رسماً تاسیس شد و صلح و پیمان برادری تاریخی میان دوئمرها و کایمرها به امضا رسید.

شکاف در پیمان و مسیر رسیدن به جنگ

پس از پیروزی بر نوردها، دوران «مجلس اول» آغاز شد؛ دورهای بیسابقه از صلح، بازسازی و شکوفایی که چند قرن به طول انجامید. در این سالها، دوستی عمیقی میان اندوریل نروار و پادشاه دومک برقرار بود و دو نژاد دوشادوش هم تمدن رِزدِین را توسعه میدادند.

اما این صلح طلایی با یک کشف شوم در اعماق زمین ترک خورد. ورین داگوث (رهبر خاندان داگوث و دوست نزدیک نروار) از طریق جاسوسان خود متوجه شد که کاگرناک (معمار و مهندس ارشد دوئمرها) در اعماق کوه سرخ، قلب لورخان (منبع انرژیِ خدای آفریننده) را یافته است. کاگرناک مخفیانه در حال ساخت یک ربات/خدای غولپیکر برنجی به نام «نومیدیوم» بود تا با اتصال آن به قدرت قلب، تمام نژاد دوئمرها را به خدایی برساند.

هنگامی که ورین داگوث این خبر را به نروار رساند، نروار ابتدا باور نکرد و برای حفظ صلح نزد دوستش دومک رفت. دومک یا از ابعاد واقعی و پنهانی پروژهٔ کاگرناک بیخبر بود یا کایمرها را به اتهامزنی بیاساس متهم کرد. نروار که دچار تردید شده بود، برای کسب تکلیف به درگاه آزورا توسل جست و آزورا حقیقت را فاش کرد و صحه بر این کفرگوییِ بزرگ گذاشت.

نروار بار دیگر نزد دومک بازگشت و به عنوان اتمامحجت خواستار توقف ساخت نومیدیوم شد، اما کاگرناک و شورای دوئمرها نپذیرفتند. با بنبست کامل در مذاکرات، پیمان چندصدساله به یکباره فروریخت؛ دوستان دیروز به دشمنان خونی بدل شدند و «جنگ مجلس اول» آغاز شد که در نهایت تمام نیروهای هر دو طرف را به دامنههای کوه سرخ کشاند.

 فروپاشی خدایان و پایان سیاه

در جریان نبرد کوه سرخ، کایمرها که برای جلوگیری از کفرگوییِ دوئمرها و دست‌درازی آن‌ها به قلب لورخان (منبع انرژی خدای خالق) وارد جنگ شده بودند، با واقعه‌ای شگفت‌انگیز مواجه شدند؛ دوئمرها در اوج نبرد دست به آزمایشی جادویی روی قلب زدند و در یک لحظه تمام نژادشان از صفحهٔ روزگار محو شد. اما فاجعهٔ اصلی پس از جنگ و با کشته شدن اندوریل نروار رخ داد. سه مشاور و جانشین او  آلمالکسیا (همسر نروار)، سوتاسیل (جادوگر بزرگ) و وایک (فرمانده و شاعر)  سوگند مقدس خود به آزورا (الههٔ حامی کایمرها) را شکستند و دقیقاً همان کفرگویی دشمن را تکرار کردند. آن‌ها با ابزارهای جادویی از قدرت قلب لورخان استفاده کردند تا خود را به خدایان زنده بدل سازند. این خیانت، خشم شدید آزورا را به همراه داشت؛ او تمام ملت کایمر را نفرین کرد و در یک لحظه پوست طلایی آن‌ها به رنگ خاکستر و چشمانشان به سرخِ آتشین تغییر یافت و نژاد دانمر (الف‌های تاریک) متولد شد.

با این حال، این سه حکمران که حکومت خدایان زنده‌ای به نام تریبیونال (Tribunal) را تشکیل داده و بیش از سه هزار سال بر موروویند فرمان راندند، به لطف قدرت الهیِ حاصل از قلب توانستند نمودِ این نفرین را روی ظاهر خود کنترل کنند. سوتاسیل نفرین را کاملاً پذیرفت و ظاهر یک دانمر با پوست خاکستری را به خود گرفت تا با مردمش هم‌دردی کند؛ وایک راه میانه‌ای برگزید و ظاهری دوگانه یافت  نیمی کایمر (پوست طلایی) و نیمی دانمر (پوست خاکستری) تا نمادی از تعادل میان گذشته و حال ملت باشد؛ اما آلمالکسیا نفرین را کاملاً پس زد و ظاهر طلایی اولیهٔ خود را حفظ کرد تا به آخرین کایمرِ خالصِ زنده در سراسر جهان تبدیل شود.

سه خدای زنده در لور کایمرها

این صلح و اقتدار ظاهری با گذشت قرن‌ها و در اواخر دوران سوم فروپاشید؛ زمانی که دشمن قدیمی‌شان ورین داگوث (داگوث اور) بیدار شد و دسترسی تریبیونال به قلب لورخان را مسدود کرد. با تضعیف منبع قدرت الهی، منجی پیش‌گویی‌شده‌ای به نام نروارین (روحِ تناسخ‌یافتهٔ نروار) ظهور کرد و طبق پیش‌گویی آزورا، پیوندِ قلب لورخان با این خدایان را نابود ساخت. این زوال ناگهانی قدرت و از دست رفتن نامیرایی، آلمالکسیا را به مرز جنون کشاند؛ او که تاب تحمل زوال زیبایی، مقام خدایی و پرستش مردمش را نداشت، ابتدا سوتاسیل را کشت و سپس تله‌ای برای نابودی نروارین پهن کرد. اما نروارین در دفاع از خود آلمالکسیا را به قتل رساند و با مرگ او، نسل نژاد کایمر برای همیشه منقرض شد. تنها فرد باقی‌مانده از تریبیونال، وایک بود که پس از زوال قدرتش موروویند را ترک کرد و سرنوشت نهایی او در دوران چهارم برای همیشه ناپیدا باقی ماند.

عکس پروفایل علی توتونچی
نویسنده:

علی توتونچی

سه‌شنبه, 03 شهریور 1405 سردبیر

سوالات متداول درباره "معرفی کامل الف های کایمر(chimer) در سری بازی The Elder Scrroll"

کایمرها چه کسانی بودند؟

کایمرها یکی از نژادهای باستانی مِرها در جهان Elder Scrolls بودند که نقش مهمی در تاریخ سرزمین موروویند داشتند.

کایمرها چه تفاوتی با دانمرها داشتند؟

کایمرها و دانمرها در اصل یک نژاد بودند، اما در دوره‌ای مهم از تاریخ، کایمرها دچار دگرگونی شدند و دانمرها از آن‌ها پدید آمدند.

رابطه کایمرها و دوئمرها چگونه بود؟

رابطه این دو قوم ابتدا با اختلافات مذهبی و درگیری همراه بود، اما بعدها شرایطی باعث شد برای مدتی با یکدیگر متحد شوند.

چرا تاریخ کایمرها در Elder Scrolls اهمیت دارد؟

تاریخ کایمرها با شکل‌گیری موروویند، ظهور دانمرها و بسیاری از مهم‌ترین رویدادهای تاریخی جهان Elder Scrolls ارتباط مستقیم دارد.

نمایش بیشتر نمایش کمتر