در دنیای Hollow Knight، پشت ظاهر ساده و ماجراجویی یک شوالیهی کوچک، داستانی عمیق دربارهی سقوط یک پادشاهی باستانی، نبرد قدرتهای فراطبیعی و سرنوشت موجوداتی که برای نجات یک تمدن قربانی شدند، پنهان شده است. هالونست زمانی یکی از باشکوهترین تمدنهای جهان بود، اما جنگ میان خلا، رِیدیَنس و پادشاه رنگپریده سرنوشت این سرزمین را برای همیشه تغییر داد.
در این مقاله میخوانیم:
از تمدنهای فراموششدهی گذشته گرفته تا ظهور پادشاهی هالونست، آفرینش وسلها، شکست هالو نایت و بازگشت شوالیهای مرموز، هر بخش از این جهان رازهایی را در خود جای داده است. این متن به بررسی تاریخچهی هالونست و مهمترین اتفاقاتی میپردازد که پیش از آغاز ماجراجویی شوالیه رخ دادند.

سرزمینی پیش از ظهور هالو نایت
خلاء، رِیدیَنس و پادشاه رنگپریده
خلاء... قدرت... بدون اتحاد...
قدیمیترین نوشتهها از یک تمدن باستانی سخن میگویند که خلا (Void) را پرستش میکرد؛ مادهای سیاهرنگ با قدرتی عظیم. به دلایلی نامعلوم، آن تمدن بدون هیچ اثری ناپدید شد و تنها مجسمههای باستانی، توتمها و آثار باقیمانده بهعنوان مدرکی از وجود آنها بر جای ماند. پس از نابودی آنها، موجودات دیگری بر روی ویرانههای این تمدن، شکوه و تمدنهای تازهای بنا کردند.

قدرت دیگری نیز وجود داشت که در نقطه مقابل خلا قرار میگرفت: رِیدیَنس (The Radiance)؛ موجودی از نور و رویا که قبیلهی پروانهها (Moths) را آفرید؛ قبیلهای که او را بهعنوان یک موجود الهی پرستش میکرد.
برای مدتی، رِیدیَنس بدون هیچ رقیبی فرمانروایی میکرد و هیچ «موجود برتری» نمیتوانست از نظر قدرت با او برابری کند. در آن دوران، حشرات و قبایل دیگری نیز وجود داشتند، اما در مقایسه با پروانهها، آنها موجوداتی ابتدایی، وحشی و کاملاً وابسته به غریزه بودند.

اما همهچیز با آمدن پادشاه رنگپریده (Pale King) تغییر کرد.
او در ابتدا بیگانهای در این سرزمین بود که به شکل یک Wyrm عظیم وارد شد؛ موجودی مارمانند که توانایی پیشبینی آینده را داشت. پس از آنکه پوست خود را انداخت، به موجودی تبدیل شد که بعدها بهعنوان فرمانروای هالونست (Hallownest) شناخته شد.
پادشاه رنگپریده با خود هدیههایی از دانش و آگاهی به همراه آورد و به حشرات بیخرد، خرد، زبان و هدف بخشید.
موجوداتی که از برکت او بهرهمند شدند، او را همچون یک خدا پرستش کردند. حتی قبیلهی پروانهها نیز خدای پیشین خود، یعنی رِیدیَنس، را رها کرده و به خدای-پادشاه جدید خود روی آوردند.

هالونست؛ پادشاهی در ژرفای زمین
به آخرین تمدن جهان و پادشاهی ابدی آن بنگرید؛
هالونست
پس از آنکه پادشاه رنگپریده (Pale King) چندین گونه از حشرات را ارتقا داد و پیروان بسیاری گرد خود جمع کرد، همراه با همسرش بانوی رنگپریده (Pale Lady)، هالونست (Hallownest) را بنیان گذاشت؛ پادشاهیای در اعماق زمین.
این پادشاهی مرزهای خود را از طریق پیمانها، اتحادها و فتوحات گسترش داد و بخشهای عظیمی از سرزمین را به قلمرو خود افزود. برخی مناطق همچنان بیطرف باقی ماندند، اما هیچکدام نمیتوانستند با شکوه درخشان هالونست برابری کنند.
هالونست وارد دوران طلایی خود شد؛ اما حتی بهترین دورانها نیز سرانجام به پایان میرسند.

رِیدیَنس (The Radiance) که توسط مردمش فراموش و رها شده بود، تلاش کرد دوباره جایگاهی برای خود به دست آورد.
او ابتدا از طریق پرستشکنندگان قدیمی خود و سپس با نفوذ در میان دیگر ساکنان دنیای زیرزمینی، قدرتش را بازگرداند. رِیدیَنس از طریق رویاها نفوذ خود را گسترش داد و بهآرامی حشرات هالونست را به سمت جنون و مرگ سوق داد.
این اتفاق باعث شکلگیری چیزی شد که بعدها به نام آلودگی (The Infection) شناخته شد.

آلودگی همان مادهی نارنجیرنگی است که بدن موجودات مرده و ساکنان دیوانهشدهی اعماق زمین را فرا گرفته است.
در تلاشی ناامیدانه برای نجات پادشاهی خود، پادشاه رنگپریده به سراغ آیینهای اسرارآمیز و باستانی (Eldritch Rituals) رفت و از قدرت خلا (Void) موجود در تاریکی ورطه (Abyss) در زیر هالونست استفاده کرد.
ظرف (Vessel) و شوالیهی توخالی (Hollow Knight)
نه ذهنی برای اندیشیدن.
نه ارادهای برای شکستن.
نه صدایی برای فریاد زدن از رنج.
زادهشده از خدا و خلا.
وسل (The Vessel)
از آنجایی که رِیدیَنس (The Radiance) موجودی بیشکل بود که در دنیای رویاها وجود داشت، هیچ روشی برای متوقف کردن آن وجود نداشت. آلودگیای که او گسترش میداد بیپایان بود و پادشاه رنگپریده (Pale King) تصمیم گرفت چیزی را که نمیتوان نابود کرد، باید مهار کرد. او و بانوی رنگپریده (Pale Lady) موجوداتی را که «وسل (Vessels)» نامیده میشدند، خلق کردند؛ موجوداتی که از اتحاد آن دو به وجود آمده بودند و توسط خلا (Void) آلوده شده بودند.
برای به دام انداختن رِیدیَنس، به یک پوستهی خالی اما قدرتمند نیاز بود؛ موجودی پاک و خالص که هیچ روحی نداشته باشد، اما آنقدر نیرومند باشد که بتواند یک خدا را درون خود جای دهد. این موجود، هالو نایت (Hollow Knight) اولیه بود.

این نقشه در ابتدا موفقیتآمیز بود. هالو نایت قدرتمند شد، رِیدیَنس درون بدن او زندانی و مهر و موم شد، اما کمی بعد مشخص شد که هالو نایت کاملاً خالص نبوده است. او که قادر به مهار رِیدیَنس نبود، باعث شد آلودگی بار دیگر گسترش پیدا کند.
هالونست از درون شروع به پوسیدن کرد، پادشاه رنگپریده ناپدید شد و پرستندگان او دیگر چیزی جز اجساد دوباره زندهشده نبودند. تنها مسئله، گذشت زمان بود تا اینکه رِیدیَنس بتواند از زندان ناقص خود خارج شود.
بازگشت شوالیه به هالونست (The Knight Returns to Hallownest)
یک رهگذر مرموز که تنها با یک نیل شکسته (Broken Nail) برای دفاع در برابر دشمنان، به هالونست قدم میگذارد.
قهرمان داستان Hollow Knight که تنها با نام شوالیه (The Knight) شناخته میشود، یکی از تعداد زیادی وسل (Vessel)های طردشدهای است که توسط جادوی پادشاه رنگپریده (Pale King) خلق شدند.
مانند بسیاری دیگر از وسلها، او نیز بهعنوان یک شکستخورده شناخته شد و در تاریکی، در کنار خواهر و برادرهای خود رها شد. در مقطعی، چندین وسل توانستند از آنجا فرار کنند و شوالیه نیز یکی از آنها بود.
او در سطح متروک و ویران بیرون از هالونست سرگردان شد، تا اینکه به سوی هالونست فراخوانده شد؛ ندایی که ممکن بود توسط سرنوشت یا چیزی دیگر هدایت شده باشد.

شوالیه به پادشاهی شکسته بازگشت؛ سرزمینی که اکنون با آلودگی (The Infection) در حال پوسیدن بود. او مسیرهایی را دوباره طی کرد که زمانی پادشاه رنگپریده و خواهر یا برادر محکوم به سرنوشتش در آن قدم گذاشته بودند، و در تمام این مدت، قدرت بیشتری به دست آورد.
زمانی که شوالیه به اندازه کافی قدرتمند شد، راه خود را به سوی زندان هالو نایت (The Hollow Knight) باز کرد؛ آماده بود تا با موجود الهیای که درون آن زندانی شده بود، روبهرو شود.
اتفاقی که پس از آن رخ میدهد، تا حد زیادی به شیوهی بازی کردن بازیکن بستگی دارد؛ زیرا هر پایان بازی، برداشت و تفسیری متفاوت از وقایع ارائه میدهد.
با این حال، یک جنبهی مهم دیگر نیز در داستان وجود دارد.
هورنت، شاهزادهی محافظ (Hornet, Princess Protector)

هورنت نخستین بار زمانی دیده میشود که بازیکن مسیر خود را از میان گرینپث (Greenpath)، منطقهای سرزنده و پرطراوت از هالونست، طی میکند. او شوالیه را به یک دوئل دعوت میکند؛ احتمالاً به این دلیل که او را یکی دیگر از وسلهای دیوانه (Mad Vessels) میداند که در تونلها سرگردان هستند. او در طول بازی چندین بار دیگر نیز ملاقات میشود و در تمام این مدت، شوالیه را آزمایش میکند و در نهایت در ماموریت او برای نجات هالونست به او کمک میکند.
هورنت همچنین فرزند پادشاه رنگپریده (Pale King) است و از هرّا، جانور (Herrah the Beast)، ملکهی عنکبوتها، متولد شده است. در ازای کمک به پادشاه رنگپریده برای مهر و موم کردن رِیدیَنس (Radiance)، هرّا خواستار داشتن فرزندی از پادشاه رنگپریده شد تا میراث او بتواند ادامه پیدا کند. به دلیل اینکه برای دور نگه داشتن رِیدیَنس، او را در خوابی جادویی قرار دادند، هورنت زمان بسیار کوتاهی را در کنار مادرش سپری کرد.
اطلاعات زیادی دربارهی دوران رشد و تربیت هورنت در دسترس نیست، به جز اینکه بیشتر این دوران را در دیپنست (Deepnest)، یکی از خطرناکترین بخشهای جهان، گذراند. کاملاً آشکار است که هورنتِ Hollow Knight یک جنگجوی آموزشدیده و ماهر است که حس وظیفهی قدرتمندی برای محافظت از جهان دارد. او با احساس کردن بیدار شدن رِیدیَنس، در هالونست سرگردان میشود و تلاش میکند در برابر آلودگی مقاومت کند.
هورنت که به دانش بسیار بیشتری نسبت به شخصیت بازیکن مجهز است، بهعنوان یک چالشگر و راهنما عمل میکند و به شوالیه کمک میکند تا به سرنوشت خود دست پیدا کند.
هنوز دیدگاهی درباره این مقاله ذکر نشده است، شما اولین دیدگاه را درباره این مقاله بنویسید